ایهود باراک: اقدام نتانیاهو در تشدید تنش‌ با ترکیه احمقانه است غریب آبادی: آمریکا اسم شکست بعدیش را «جنگ اقتصادی» گذاشته‌ است هشدار صنعا: مرحله جدید معادلات علیه عربستان دردناک‌تر خواهد بود عراقچی: اصرار آمریکا به سیاست شکست خورده شکست‌های بیشتر به بار می‌آورد آمریکا مدعی شد: ۷۵۷ نظامی در جنگ ایران زخمی شده‌اند جلالی: پروژه‌های مشترک ایران و روسیه با سرعت بیشتری دنبال خواهد شد ادعای جدید ترامپ درباره مذاکره با ایران: مذاکره با آنها اتلاف وقت است! ۷ تحریم جدید انگلیس علیه ایران + جزییات واکنش حماس به ادعای ترور فرماندهان مقاومت توسط اسرائیل ماجرای اتهام نفوذ سایبری علیه ۱۷ ایرانی در آمریکا ماجرای حملات موشکی ایران علیه امارات محسن رضایی خطاب به ترامپ: به نظم پساآمریکایی در خلیج فارس خوش آمدید ادعای امارات در خصوص حمله موشکی به این کشور اطلاعیه وزارت خارجه ایران درباره معرفی ۲ دیپلمات فرانسوی به‌عنوان عناصر نامطلوب نتانیاهو: بقایای جسد «یهودا کاتز» را بازگرداندیم
یادداشت اختصاصی بشیر اسماعیلی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی؛

مرگ سناتور جنگ‌طلب

سناتور جمهوریخواه و جنگ‌طلب را شاید بتوان یکی از ۱۰ عشاق جنگ و آدم‌کشی در سیاست معاصر آمریکا دانست که هیچ ابایی از اعتراف به این تمایلات نداشت.
بشیر اسماعیلی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی
تاریخ انتشار: ۱۴:۲۶ - ۰۸ مرداد ۱۴۰۵ - 2026 July 30
کد خبر: ۳۱۴۷۴۲

مرگ سناتور جنگ‌طلب

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ برای بررسی جامع و تحلیل عمیق مواضع لیندسی گراهام، سناتور برجسته جمهوری‌خواه باید وی را به عنوان یکی از نمادهای اصلی جریان نومحافظه‌کاری و مداخله‌گری نظامی در سیاست خارجی آمریکا مورد واکاوی قرار داد. کارنامه سیاسی اش طی چند دهه گذشته نشان‌دهنده یک الگوی رفتاری منسجم و بدون تغییر در حمایت از به‌کارگیری قدرت سخت و ابزارهای نظامی برای پیشبرد اهداف واشنگتن در سراسر جهان است.

گراهام از نخستین کسانی بود که خواستار مداخله مستقیم هوایی ناتو برای سرنگونی حکومت معمر قذافی شد

ریشه‌های فکری و مواضع گراهام در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی و با آغاز جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر تثبیت شد. او از حامیان سرسخت حمله نظامی به عراق در سال ۲۰۰۳ بود و حتی پس از مشخص شدن نبود تسلیحات کشتار جمعی در این کشور، همچنان از تصمیم سرنگونی حکومت صدام دفاع کرد. در جریان جنگ افغانستان نیز او همواره با راهبرد خروج نیروهای آمریکایی مخالفت می‌کرد و بر این باور بود که کاهش حضور نظامی آمریکا به ایجاد خلاء قدرت و تقویت گروه‌های افراطی منجر می‌شود. این رویکرد انقباضی در قبال خروج نیروها، بعدها در مخالفت شدید او با تصمیم‌های باراک اوباما، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا و حتی دونالد ترامپ برای کاهش تعهدات نظامی در منطقه نمایان شد.

در بحران‌های بهار عربی، به ویژه در بحران لیبی در سال ۲۰۱۱، گراهام از نخستین کسانی بود که خواستار مداخله مستقیم هوایی ناتو برای سرنگونی حکومت معمر قذافی شد. در بحران سوریه نیز او بارها دولت وقت آمریکا را به دلیل عدم مداخله نظامی گسترده‌تر و عدم ایجاد منطقه پرواز ممنوع مورد انتقاد قرار داد. از دیدگاه او، انفعال واشنگتن در برابر دمشق راه را برای تقویت حضور روسیه و ایران در شرق مدیترانه هموار کرد.

موضع‌گیری‌های گراهام در قبال کشور ما، همواره در سخت‌ترین طیف ممکن قرار داشت؛ او از منتقدان سرسخت برجام بود و همواره گزینه نظامی را به عنوان ابزاری معتبر برای مقابله با برنامه‌های هسته‌ای و منطقه‌ای ایران پیشنهاد می‌داد. حمایت بی‌قید و شرط او از سیاست فشار حداکثری و ترغیب مداوم دولت‌های مختلف آمریکا به اتخاذ رویکرد تهاجمی‌تر علیه تهران، بخشی جدایی‌ناپذیر از گفتمان سیاسی اوست. این نگاه تهاجمی در جریان تنش‌های اخیر غرب آسیا  و حمایت مطلق او از اقدامات نظامی رژیم رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان نیز به وضوح تکرار شده است.

در بحران اوکراین نیز گراهام متغیر مشابهی نشان داد؛ او با وجود مخالفت‌های برخی از هم‌حزبی‌های خود در جناح راست حزب جمهوری‌خواه، سرسختانه از ارسال کمک‌های تسلیحاتی سنگین و مداوم به کی‌یف دفاع کرد. استدلال او در این پرونده بر این فرض استوار بود که تضعیف نظامی روسیه در اوکراین، هزینه‌ای بسیار کمتر از مواجهه مستقیم ناتو با مسکو در آینده خواهد داشت. 

شاید روانشناسی سیاسی لازم باشد تا تشنگی غیر معمول امثال لیندسی گراهام به خون و جنگ افروزی در سراسر دنیا با توجیه منافع ملی آمریکا نمایان گردد

در نهایت، لیندسی گراهام را می‌توان نماینده نسلی از سیاست‌مداران آمریکایی دانست که بقای هژمونی آمریکا را در گرو حضور فعال نظامی، حفظ اتحادهای سنتی امنیتی و برخورد خشن با تهدیدهای نوظهور می‌دانند. مواضع او در طول زمان نشان می‌دهد که از دیدگاه این طیف فکری، عقب‌نشینی یا کاهش مداخله‌گری نه تنها صلح‌آفرین نیست، بلکه به عنوان نشانه‌ای از ضعف تعبیر شده و جسارت رقبای ژئوپلیتیک آمریکا را بیشتر خواهد کرد.

مرگ گراهام را می‌توان در زمره مرگ جنگ‌طلبانی مثل دیک چنی معاون پیشین جورج بوش و از عاملان بروز جنگ عراق یا جان مک کین، سناتور جمهوری خواه عاشق جنگ که دوستی دیرینی با لیندسی گراهام داشت، دانست. دنیا قطعا بدون آنها جای امن‌تری خواهد بود و از میزان ترسناک بودنش کاسته خواهد شد. 

شاید روانشناسی سیاسی لازم باشد تا تشنگی غیر معمول امثال لیندسی گراهام به خون و جنگ افروزی در سراسر دنیا با توجیه منافع ملی آمریکا نمایان گردد. در سال ۲۰۱۸، هالیوود درباره دیک چنی، فیلم «معاون» به کارگردانی آدام مک کی را منتشر کرد که به زوایای هولناک و شیطانی زندگی معاون رئیس جمهور آمریکا می‌پرداخت. درباره لیندسی گراهام نیز چنین آثاری جای تولید دارد؛ او را شاید بتوان یکی از ۱۰ عشاق جنگ و آدمکشی در سیاست معاصر آمریکا دانست که هیچ ابایی از اذعان به این تمایلات خود نداشت.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار