گزارش «اسپشیال اوراسیا»؛

پیامدهای به رسمیت شناختن امارت اسلامی افغانستان

بررسی به رسمیت شناختن رسمی امارت اسلامی افغانستان به وسیله ایران نشان‌دهنده بازنگری عمل‌گرایانه است که ریشه در الزامات امنیتی، فرصت‌های اقتصادی و بازآرایی اتحادهای منطقه‌ای دارد.
تاریخ انتشار: يکشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - 22 February 2026

پیامدهای به رسمیت شناختن امارت اسلامی افغانستان

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ به تازگی علیرضا بیگدلی، سرپرست سفارت جمهوری اسلامی ایران در افغانستان تأیید کرد، مانعی برای به‌رسمیت‌شناسی امارت اسلامی افغانستان وجود ندارد و تهران به‌زودی آن را به‌رسمیت خواهد شناخت. به باور وی، هیچ مانعی برای توسعه روابط وجود ندارد و می‌توان همکاری ها را در بخش‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی گسترش داد.

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان نسبت به حمله خارجی با ایران ابراز همبستگی کرد که نشان‌دهنده‌ همسویی راهبردی است

به موازات پیام‌های دیپلماتیک، تعاملات اقتصادی نیز رو به گسترش است. ایران در حال حاضر بزرگترین شریک وارداتی افغانستان، تجارت دوجانبه بیش از ۳.۴ میلیارد دلار و طبق داده‌های رسمی، واردات افغانستان بسیار بیشتر از صادراتش است.

گذرگاه دوغارون در خراسان رضوی و مرز ماهیرود در خراسان جنوبی به شریان‌های تجاری محوری تبدیل شده‌اند. سال ۲۰۲۳ دوغارون به عنوان منطقه آزاد تجاری-صنعتی در مرز ایران و افغانستان تعیین شد که به طور مستقیم به استان هرات افغانستان متصل است. مقام های ایرانی همچنین پیشنهاد ایجاد منطقه آزاد تجاری یا ویژه اقتصادی با مدیریت مشترک در منطقه صفر مرزی داده‌اند. این پروژه در مرحله بررسی و هنوز به طور کامل عملیاتی نشده است.

دیپلماسی انرژی نیز به وسیله سفرهای سطح بالا، ازجمله سفر سید علی محمد موسوی، معاون وزیر نفت ایران و دیدار با نورالدین عزیزی، وزیر بازرگانی افغانستان و عبدالرحمان قانت، معاون وزیر معادن درباره گسترش صادرات نفت و گاز مایع، نوسازی پالایشگاه‌ها و سرمایه‌گذاری معدنی پیشرفت خوبی داشته است. در این راستا، مقام های طالبان درخواست قیمت‌گذاری ترجیحی و تسهیل ترانزیت داشته‌اند.

در بُعد سیاسی نیز ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان نسبت به حمله خارجی با ایران ابراز همبستگی کرد که نشان‌دهنده‌ همسویی راهبردی است.  ایران به وسیله توافق‌نامه‌هایی بین منطقه آزاد مازندران و منطقه تجاری-صنعتی انزلی و مناطق آزاد روسیه در داغستان و آستاراخان، از نظر ساختاری با بنادر دریای خزر روسیه مرتبط است. در جریان مجمع منطقه‌ای اخیر، نمایندگان روسیه پیشنهاد تسهیل تجارت افغانستان به وسیله آستاراخان را مطرح کردند که این موضوع تحول ادغام اقتصادی را تقویت می‌کند. باید توجه داشت، روسیه طالبان را به رسمیت شناخته است.

سناریوی ژئوپلیتیکی

به رسمیت شناختن احتمالی امارات اسلامی به وسیله تهران باید در راستای تغییر راهبردی تفسیر شود، نه تصمیم صرفاً دوجانبه. در این زمینه منطق امنیتی غالب ومرزهای شرقی ایران از نظر تاریخی مجرایی برای قاچاق مواد مخدر، نفوذ شبه‌نظامیان و برخی خشونت‌ها بوده است. تهران با رسمی کردن روابط، به دنبال تبدیل مرز تاریخی بی‌ثبات به محیط امنیتی مدیریت‌شده است.

به رسمیت شناختن رسمی امارت افغانستان احتمالاً سازوکارهای اشتراک‌گذاری اطلاعات، نوسازی کنترل مرزها و هماهنگی ضد تروریسم علیه گروه‌های متخاصم با تهران و کابل، ازجمله داعش ولایت خراسان (ISKP)  را تسهیل می‌کند.

به رسمیت شناختن امارت افغانستان به عنوان مانع پیشگیرانه در برابر سناریوهای بی‌ثبات‌سازی خارجی عمل می‌کند. تهران به خوبی آگاه است افغانستان از نظر تاریخی به عنوان صحنه‌ای برای رقابت نیابتی مورد استفاده قرار گرفته است. هشدار بیگدلی درباره دخالت خارجی، گویای این است که بازیگران متخاصم، به طور بالقوه شامل سرویس‌های غربی یا اسرائیلی، می‌توانند از خاک افغانستان برای تضعیف جمهوری اسلامی سوءاستفاده کنند.

گزارش‌های اخیر مبنی بر بازگرداندن اتباع افغان از ایران پس از ادعاهایی مبنی بر بکارگیری آن‌ها به وسیله سرویس‌های اطلاعاتی خارجی، درک تهران از این آسیب‌پذیری را تقویت می‌کند. بنابراین، تصمیم تهران به مکانیسمی برای ملزم کردن کابل به پیمان ضمنی عدم‌خصومت تبدیل می‌شود.

پیامدهای اقتصادی

محرک‌های اقتصادی نیز در این تصمیم تهران نقش محوری دارند. افغانستان بازار انرژی وابسته به واردات است که گسترش صادرات نفت و گاز، استان‌های مرزی ایران را از نظر اقتصادی تثبیت و جریان‌های درآمدی پایداری در برابر تحریم‌ها تأمین می‌کند.

همچنین، علاقه بخش خصوصی ایران به بخش معدنی افغانستان به ویژه مس، آهن و لیتیوم، با هدف تهران برای تنوع بخشیدن به مشارکت‌های اقتصادی در شرق همسوست. برای کابل، تهران مسیرهای ترانزیتی قابل دسترس و تخصص فنی ارائه می‌دهد و در مقابل، افغانستان عمق راهبردی و اهرم اقتصادی ایران را تقویت می‌کند.  بنابراین، داده‌های تجاری از نظر راهبردی اهمیت دارند. وابستگی ساختاری افغانستان به واردات ایران، قدرت نفوذ بیشتری به تهران می‌دهد و کابل را از نظر اقتصادی به استان‌های مرزی شرقی ایران وابسته می‌کند.

منطقه آزاد تجاری-صنعتی دوغارون فراتر از مرکز تجاری، ابزاری ژئواکونومیک و برای نهادینه کردن ادغام فرامرزی طراحی شده است. اگر منطقه ویژه اقتصادی مشترک نقطه صفر پیشنهادی عملیاتی شود، فضای اقتصادی تقریباً یکپارچه ایجاد می‌کند که در آن می‌توان گمرک، لجستیک و فرآوری صنعتی را به طور مشترک مدیریت کرد، هزینه‌های معاملات را کاهش و وابستگی متقابل را گسترش داد. چنین ادغامی احتمال بی‌ثباتی مرزی را کاهش می‌دهد و برخی مشکلات تاریخی مانند اختلافات آبی و کریدورهای قاچاق را به دارایی‌های اقتصادی مدیریت‌شده تبدیل می‌کند.

علاقه بخش خصوصی ایران به بخش معدنی افغانستان به ویژه مس، آهن و لیتیوم، با هدف تهران برای تنوع بخشیدن به مشارکت‌های اقتصادی در شرق همسوست

در بُعد کلان منطقه‌ای، ارتباط موجود ایران با بنادر روسیه در دریای خزر، به ویژه آستاراخان امکان دسترسی افغانستان به بازارهای شمالی را بدون وابستگی به پاکستان فراهم می‌کند. در دولت قبلی افغانستان، کابل توافق‌نامه سه‌جانبه برای استفاده از بندر چابهار برای تنوع‌بخشی به تجارت امضا کرد. به رسمیت شناختن رسمی امارت اسلامی از سوی ایران می‌تواند این چارچوب را دوباره فعال کند، گسترش دهد و چابهار را از جنوب به اقیانوس هند و همزمان از شمال به وسیله دریای خزر به روسیه متصل کند.

چنین موضوعی افغانستان را به کریدور حمل و نقل بین‌المللی شمال-جنوب، شبکه چندوجهی برای اتصال روسیه، قفقاز، آسیای مرکزی، ایران و هند وارد می‌کند. اگر کابل به وسیله خاک ایران یا آستاراخان روسیه به این کریدور متصل شود، از کشوری محصور در خشکی به گره ترانزیتی در زنجیره لجستیک اوراسیا تبدیل می‌شود. برای مسکو، این موضوع نفوذ غرب بر مسیرهای ترانزیتی منطقه‌ای را کاهش می‌دهد و برای تهران، جغرافیا را زیر تحریم‌ها به درآمد تبدیل می‌کند و برای کابل، تحریم ناشی از به رسمیت شناختن محدود را کاهش می‌دهد.

تأثیر سایر بازیگران

از نگاه اوراسیا نیز این موضوع اهمیت دارد. به رسمیت شناختن به وسیله روسیه، در تضعیف انزوای طالبان تأثیرگذار بود. محاسبات مسکو بر مقابله با نفوذ غرب و ایجاد ثبات در آسیای مرکزی متمرکز و چین نیز به دنبال تضامین امنیتی برای سین کیانگ و دسترسی به منابع معدنی است. ترکیه به وسیله زیرساخت‌ها و میانجیگری دیپلماتیک به دنبال نفوذ است. کشورهای آسیای مرکزی امنیت مرزی و کریدورهای تجاری را در اولویت قرار می‌دهند. باید توجه داشت هیچ یک از این بازیگران از دولت شکست‌خورده افغانستان سودی نمی‌برند. بنابراین، به رسمیت شناختن ایران با روند منطقه‌ای به سمت عادی‌سازی بالفعل همسو خواهد بود و رویکردی را برای ایجاد ثبات در افغانستان تقویت می‌کند که چارچوب‌های غربی را به حاشیه می‌راند.

برای بازیگران منطقه‌ای، به رسمیت شناختن رسمی ایران احتمالاً متغیر عادی‌سازی را تسریع می‌کند. کشورهای آسیای مرکزی امکان دارد در گسترش همکاری‌های فنی اعتماد به نفس بیشتری داشته باشند. چین می‌تواند این اقدام را به عنوان تضمینی برای مرز غربی باثبات تفسیر کند. برعکس، دولت‌های غربی امکان دارد آن را به عنوان تحکیم بلوک ضد غربی تلقی کنند که قطب‌بندی ژئوپلیتیکی را تقویت می‌کند.

بهره سخن

بررسی به رسمیت شناختن رسمی امارت اسلامی افغانستان به وسیله ایران نشان‌دهنده بازنگری عمل‌گرایانه است که ریشه در الزامات امنیتی، فرصت‌های اقتصادی و بازآرایی اتحادهای منطقه‌ای دارد. در شرایطی که فشارهای خارجی افزایش یافته است، آسیب‌پذیری‌های مرزهای شرقی و تغییر موازنه‌های قدرت که در اوراسیا وجود دارد، احتمالاً تهران ثبات مدیریت‌شده را بر شرایط هنجاری اولویت دهد.

اگر این تصمیم محقق شود، گویای تحکیم اجماع منطقه‌ای خواهد بود که ثبات افغانستان باید به وسیله تعامل و نه انزوا حاصل شود. این اقدام، ساختار امنیتی شرقی ایران را تقویت می‌کند، وابستگی متقابل اقتصادی را گسترش می دهد و جایگاه افغانستان را در مدار ژئوپلیتیکی غیرغربی تحکیم می‌بخشد.

ارسال نظر
پربیننده ترین اخبار
وحید ارشدی، استاد اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد در گفت‌وگو با «راهبرد معاصر» مطرح کرد: / ۲ روز پیش
یادداشت بثینه علیق، تحلیلگر لبنانی؛ / ۲ روز پیش
روح‌الله مدبر، تحلیلگر مسائل روسیه در گفت‌وگو با «راهبرد معاصر» مطرح کرد: / ۲ روز پیش