
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ هیچگاه علیه دونالد ترامپ شرط نبندید. هیچ سیاستمداری نتوانسته مانند او در برابر جریان سیاسی بایستد؛ همان مردی که هوادارانش ششم ژانویه ۲۰۲۱ به ساختمان کنگره یورش بردند و سال ۲۰۲۴ با درصد بیشتری از آرا دوباره بهعنوان رئیسجمهور ایالات متحده انتخاب شد.
رئیس جمهور ایالات متحده پس از جنگ تعرفهها که ناکام ماند، دیگر توان تحمل هزینههای جنگ را ندارد
دشوار میتوان بحرانی تصور کرد که بیش از جنگ نسنجیده اش علیه ایران، برای مختل کردن مسیر ریاست جمهوریاش طراحی شده باشد. حتی جنگی کوتاه مسیر دوره دومش را تغییر میدهد و جنگی که ماهها ادامه یابد، شاید آن را کاملاً پایان دهد؛ زیرا جنگ علیه ایران سه نقطه قوت سیاسی ترامپ را تضعیف میکند:
حتی بدون ایران نیز احتمال میرفت این نقاط قوت پس از انتخابات میاندورهای کاهش یابند. جنگها روند تغییر را شتاب میدهند.
جنگ علیه ایران باعث ازبین رفتن تدریجی توان عملیاتی نیروی دریایی ایالات متحده میشود. آمریکا 11 ناو هواپیمابر بزرگ دارد، اما تنها تعداد مشخصی از آنها همزمان در دسترس هستند.
شدت عملیات کنونی به احتمال زیاد به کمبود در ناوهای هواپیمابر برای دو یا سه سال منجر خواهد شد؛ دورهای که آمریکا قادر نخواهد بود ناو هواپیمابری را به برخی نقاط جهان اعزام کند. این در حالی است ناوهای آبراهام لینکلن و جرالد آر فورد که برای عملیات علیه ایران به منطقه اعزام شده بودند به دلیل آتش سوزی و مشکلات فنی غیرعملیاتی و در دست تعمیر هستند.
ناظران معتقدند، رئیس جمهور ایالات متحده پس از جنگ تعرفهها که ناکام ماند، دیگر توان تحمل هزینههای جنگ را ندارد. وی ۹ مارس ادعا کرده بود، عملیات علیه ایران «خیلی زود» پایان خواهد یافت و قیمت نفت را که روز قبلش به حدود ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسیده بود، به حدود ۸۰ دلار کاهش داد (پیش از جنگ، بهای هر بشکه نفت ۷۰ دلار بود و اکنون از رقم ۱۰۰ دلار عبور کرده است).
در حال حاضر بستن تنگه هرمز بهوسیله ایران، مانع از صدور حدود ۱۵ درصد عرضه جهانی نفت شده است. ترامپ که با انتخابات میاندورهای و رأیدهندگان خسته از تورم روبروست، نشان داده نمیتواند این هزینهها را تحمل کند؛ همانگونه که پس از رکود بازارها در بهار گذشته، از جنگ تجاری عقبنشینی کرد.
هر اتفاقی بیفتد، جهان وارد دوران جدیدی از ناامنی انرژی میشود. شوک ناشی از جنگ میتواند بزرگ باشد و جهان اکنون بسیار بیشتر از دهههای قبل به نفت وابسته است. در آن زمان، هنوز سوزاندن نفت برای تولید برق رایج بود و امروزه کمتر از نفت به این منظور استفاده میشود و بیشتر برای تأمین سوخت بخش حمل و نقل و تولید محصولات پتروشیمی کاربرد دارد.
امروزه تقاضای نفت قصد کاهش ندارد و قیمتها در نتیجه اختلال در عرضه افزایش می یابند. دور جدید افزایش بهای نفت شدید و کاهش عرضه بیشتر از هر دو شوک دهه ۱۹۷۰ است. حتی در بدترین لحظات بحران، معاملهگران بسته شدن نامحدود تنگه هرمز را در معاملات خود لحاظ نکردند. در چنین سناریویی، قیمت نفت مورد نیاز برای سر به سر شدن عرضه و تقاضا شاید از ۱۵۰ دلار در هر بشکه فراتر رود.