مذاکرات اسلامآباد و لزوم «اقتدار خونسردانه»

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ ۱.آدمها راجع به موضوعات فی مابین خود گفتوگو می کنند و گاهی این گفتوگوها درباره اختلافات است. وقتی جنگی شروع می شود، معنی اش این است که دیگر مجال گفتوگو نیست. به عبارت دیگر، جنگ ادامه گفتوگو به زبان سلاح و زور است و گفتوگوهای پس از جنگ نیز ادامه جنگ، دور میز مذاکره است. آنچه در اسلام آباد پاکستان جریان دارد، ادامه «جنگ رمضان» است.
۲.پس از قدرت نمایی افتخار آفرین نیروهای مسلح در میدان و حضور شگفت انگیز مردم در خیابان، اینک نوبت تیم مذاکره کننده به سرپرستی محمدباقر قالیباف است که با اقتدار، دستاوردهای جنگ رمضان را تثبیت کنند. آنها بهخوبی واقفند که این گفتوگوها نیازمند لبخند نیست؛ بلکه نیازمند «اقتدارِ خونسردانه» است.
معاون رئیسجمهور آمریکا به قراردادهایی مانند برجام پوزخند میزند
در اسلامآباد قرار نیست تیم ایرانی و تیم دشمن با هم تبدیل به سیاستمدارانی دوست و رفیق شوند. آنها در مقام دو دشمن سرسخت، باید به «معامله مبتنی بر سردی و بیاعتمادی اما پر از منافع متقابل» برسند. بهترین توافقها در تاریخ (مانند صلح ریگان و شوروی، یا نیکسون و چین)، نه با شعارهای زیبای حقوق بشری، بلکه بر روی میزِ سردِ «رئالیسم محافظهکارانه» و توسط عملگرایانی به دست آمد که زبانِ قدرتِ یکدیگر را میفهمیدند.
طرف آمریکایی یعنی جی. دی. ونس، جان کری یا آنتونی بلینکن نیست. وی از دیپلماتهای اتوکشیده لیبرال که دغدغه «نظم بینالمللی، حقوق بشر یا قطعنامههای سازمان ملل متحد» داشته باشد، بهشدت متنفر، نماینده راستِ کارگری آمریکاست. لذا تیم ایران باید فراتر از هرگونه ادبیات حقوقی یا ارجاع به انپیتی (NPT) و... ، با زبانی همچون موشک های سپاه و بستن تنگه هرمز، به دنبال حق و حقوق ملت ایران در سر میز مذاکره باشند.
ونس به قراردادهایی مانند برجام پوزخند میزند. با وی باید با زبان «رئالیسمِ زمخت» (Hard Realism) و «منافعِ نقد و قابل دسترس» صحبت شود. ونس تاجرِ سیاسی است؛ برایش «معامله» (Deal) مهم است، نه «معاهده» (Treaty).
۳.حاصل گفتوگو میان واحدهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی قراردادی است که طرفین متعهد به اجرای مفاد آن می شوند. در خود قراردادها تعیین می شود، اگر هر طرف به تعهدات خود پایبند نباشد و مفاد قرارداد را زیر پا بگذارد، چه عواقبی برایش خواهد داشت.
توافق در اسلامآباد باید با اقتدار و در جهت رفع تمام تحریمها و مبتنی بر تمام 10 بند شروط ایران باشد
قرارداد در اسلام آباد، باید متناسب با اقتدار میدانی نیروهای مسلح در جنگ و حضور مردمی در خیابانها باشد؛ به نحوی که دشمن نه خیال برهم زدن آن را داشته باشد، و نه جرئت آن را به خود بدهد.
قراردادهای حاصل از گفتوگوها به خودی خود خوب یا بد نیستند؛ تنها در صورتی ارزشمند است که دست متجاوز را از کشورمان کوتاه و پایش را برای حمله مجدد قطع کند.
بهره سخن
اینک و پس از دفاع جانانه نیروهای مسلح ایران و شکست قدرت پوشالی آمریکا در جنگ رمضان، ایران اثبات کرد که یک بلوکِ تمدنی و مستقل است و تمایلی ندارد مستعمره اقتصادیِ شرق یا غرب باشد.
توافق در اسلامآباد باید با اقتدار و در جهت رفع تمام تحریمها و مبتنی بر تمام 10 بند شروط ایران باشد.