توافق لبنان، اعلام جنگ علیه مقاومت

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ ناتوانی دشمن صهیونیستی در جنگ علیه مقاومت باعث شده است به سوءاستفاده از دولت لبنان که مشروعیت و قانون اساسی آن به وسیله نیروهای مقاومت تضمین شده است، روی آورد و به این ترتیب پوششی غیراخلاقی برای همکاری با دشمن و مشروعیت بخشیدن به جنگ فراگیر علیه مقاومت و بکارگیری امکانات نظامی به سرکردگی آمریکا که شامل طرفهای عربی و بینالمللی (چندملیتی) است، فراهم کند.
آمریکا عملاً بند نخست یادداشت تفاهم با ایران را با مذاکرات لبنان و رژیم صهیونیستی در واشنگتن لغو کرده است
توافق لبنان و رژیم صهیونیستی که با حمایت آمریکا انجام شد، آغاز مرحله جدیدی از رویارویی پس از پایان «جنگ 100 روزه» است؛ جنگی که در آن رژیم صهیونیستی با وجود بر جای گذاشتن تقریباً 20 هزار شهید و زخمی از نیروهای مقاومت، تخریب دهها هزار خانه و اشغال بیش از 50 روستا و شهر، نتوانست به اهدافش دست یابد. این موضوع، جنگ را از رویارویی بین رژیم صهیونیستی و مقاومت لبنان به جنگی بین مقاومت و ائتلاف بینالمللی به سرکردگی واشنگتن با مشارکت رژیم صهیونیستی و دولت لبنان تغییر میدهد. این موضوع، راه را برای مشارکت ارتشهای عربی و خارجی، بهویژه نیروهای دولت موقت سوریه که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد آنها را مأمور نابودی مقاومت خواهد کرد، باز خواهد گذاشت. این موضوع با ابتکار دولت لبنان برای درخواست رسمی حمایت دولت موقت جولانی از ارتش لبنان تسهیل خواهد شد و در نتیجه مقاومت را مجبور به جنگ در سه جبهه میکند:
- علیه دشمن صهیونیستی در جنوب
- علیه ارتش آمریکا، نیروهای چندملیتی و ارتش لبنان در داخل کشور
- علیه ارتش سوریه و گروههای تکفیری در دره بقاع
آمریکا عملاً بند نخست یادداشت تفاهم با ایران را با مذاکرات لبنان و رژیم صهیونیستی در واشنگتن لغو کرده است، که این موضوع سرنوشت یادداشت تفاهم را در وضعیت بحرانی قرار میدهد، زیرا نقض بند نخست، بقیه بندها را نیز باطل میکند. آنچه این بیثباتی را نشان میدهد، زمان اعلام توافق با بمباران تنگه هرمز به وسیله آمریکاست که این نگرانی را تقویت میکند که دوره ۶۰ روزه مورد نیاز آمریکا برای بازتنظیم خود، امکان دارد کوتاه یا لغو شود، یا شاید از آن برای جدا کردن اجباری مسیر لبنان از مسیر ایران به وسیله دولت لبنان و نیز شکستن پیوند نظامی و سیاسی بین مقاومت و تهران سوءاستفاده شود.
این توافق با اعتراف ضمنی به اینکه تهاجم، واکنشی به تهدیدات مقاومت بوده و با تعهد به مطرح نشدن هرگونه شکایت یا ادعای غرامت در نهادها و دادگاههای بینالمللی، به دشمن صهیونیستی گواهی برائت از دولت لبنان میدهد، اقدامی پیشگیرانه و هوشمندانه از سوی دشمن برای نجات مقام های نظامی و سیاسی خود از پاسخگویی، که نشان دهنده تسلیم کامل دولت لبنان و به چیزی شبیه به «لشکر دوازدهم» در ارتش رژیم اشغالگر تبدیل شده است.
مرحله بعدی به دلیل گسترش جبههها و تعدد طرفهای درگیر علیه مقاومت، خطرناکترین مرحله از زمان آغاز جنگ در سال ۲۰۲۳ میلادی است
پاسخ اولیه به این سند تسلیم به شرح زیر خواهد بود:
- دولت را متوقف کنید، از گناه اعطای مشروعیت و قانون اساسی به آن دست بردارید و میدان تردید و ابهام یا ضعف کارایی در نمایندگی وزیران را رها کنید، که آخرین مورد آن تصویب بند ارائه توافق به دولت بدون اعتراض وزیران وابسته به مقاومت است و بسندگی آنها به صدور بیانیهای که آنها را بیشتر محکوم میکند تا تبرئه.
- جمهوری اسلامی ایران ابتکار عمل را برای متوقف کردن اجرای یادداشت تفاهم با آمریکا به دست گرفته، زیرا واشنگتن مسئول توافق است که با بند نخست یادداشت تفاهم مغایرت دارد.
- محور مقاومت (لبنان، عراق، ایران و یمن) آمادگی کامل خود را برای ورود به دور جدید جنگ، به صورت یکپارچه و جمعی و بدون تأخیر و انتقال از وضعیت «دست روی ماشه» به وضعیت «آتش» اعلام میکند، در غیر این صورت، جبهههای این محور به صورت جداگانه و طبق نقشه رژیم صهیونیستی و آمریکا سقوط خواهند کرد.
مرحله بعدی به دلیل گسترش جبههها و تعدد طرفهای درگیر علیه مقاومت، خطرناکترین مرحله از زمان آغاز جنگ در سال ۲۰۲۳ میلادی است. این مرحله پس از جنگی فرسایشی و طاقتفرسا که به مدت سه سال بر مقاومت و محیط آن تأثیر گذاشت، آغاز میشود. این موضوع تدوین راهبرد دفاعی جدید و در نظر گرفتن دولت لبنان به عنوان طرف «غیردوست» را پس از آنکه مقاومت را به دشمن مشترک خود و رژیم صهیونیستی تبدیل کرد، ضروری میسازد. مشارکت در دولتی که با دشمن صهیونیستی علیه مقاومت همکاری میکند، پس از آنکه تجربه بیفایده بودن آن را ثابت کرده است، قابل توجیه نیست.