تکیه بیعرضه ها بر دیوار سست آمریکا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ لبنان بهطور رسمی در توهم تکیه بر اتحاد با آمریکا و تضامین آن برای مهار رژیم صهیونیستی یا وادار کردن آن به پایبندی به تعهداتش، در صورت وجود، در توافق آتشبس اعلام شده به وسیله آمریکا در بیانیه مشترک سهجانبه (آمریکایی-صهیونی-لبنانی) دو روز پیش غرق شده است.
آمریکا دوست لبنان و کل اعراب نیست، حتی تعهدی به محافظت و وفاداری به آنها، زندگی و روح و جانشان ندارد
آمریکایی که میشناسیم و در غزه، کرانه باختری، سوریه و جاهای دیگر تجربه کردهایم، مانند همیشه عمل میکند؛ منافع رژیم صهیونیستی در اولویت است و منافع متحدان عربش، اگر وجود داشته باشند، به تعویق میافتد.
دولت لبنان اصرار دارد نزدیکی به واشنگتن مصونیت میدهد، یا اینکه شاید بیروت را از تجاوز رژیم صهیونیستی محافظت کند، به این بهانه مذاکرات مستقیم با صهیونیستها را توجیه میکند، در حالی که حقیقت دردناک و تلخی که تجربه ثابت کرده است، دقیقاً عکس این میگوید؛ «کسی که آمریکا وی را پوشانده، برهنه است» و به سرعت با خون و گوشت خود، شکنندگی امنیتی را که از حمایت جانبدارانه و بیثبات آمریکا به دنبالش هست، کشف میکند.
در حالی که بیروت برای محافظت از لبنانیها در برابر کشتار صهیونیستها به «تضامین آمریکایی» متکی است، یسرائیل کاتس وزیر جنگ رژیم صهیونیستی پیش از آنکه اعلام آتشبس بین این رژیم و لبنان حتی فروکش کند، با افتخار تأیید کرد، لبنانیها به جنوب باز نخواهند گشت و رژیم صهیونی به عملیات تخریب زیرساختها ادامه خواهد داد، در حالی که ارتش صهیونیستی در منطقه امنیتی لبنان تا خط زرد باقی خواهد ماند و همزمان با حمایت آمریکا به تیراندازی و آزادی عمل نظامی ادامه خواهد داد.
آمریکا دوست لبنان و کل اعراب نیست، حتی تعهدی به محافظت و وفاداری به آنها، زندگی و روح و جانشان ندارد؛ بلکه قدرتی ظالم است که بر اساس منافع خود و منافع «عزیزترین» متحدش، رژیم صهیونیستی عمل میکند. حمایت ادعایی آن از لبنان به سرعت به ابزاری برای باجگیری تبدیل میشود و به زودی بیروت را رها خواهد کرد. آیا دولت لبنان فراموش یا وانمود میکند فراموش کرده است که واشنگتن چند بار از تخلفات و جنایاتی که رژیم صهیونیستی علیه اعراب و منافعشان مرتکب شده، چشمپوشی کرده است؟
آمریکا همان کشوری است که نزدیکترین متحدان عربش در کشورهای حوزه خلیجفارس را زمانی که به شدت به آن نیاز داشتند، نادیده گرفت، امنیت آنها را در اولویت قرار نداد، رژیم صهیونیستی را ترجیح داد، از آنها محافظت کرد و با شروع جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و پس از آن، اعراب را کاملاً رها کرد.
این جای شکی باقی نمیگذارد که پوشش آمریکایی فقط منافع خود و رژیم صهیونیستی را حفظ میکند و توهم محافظت یا پناه بردن به قدرت آمریکا و پایگاههای آمریکایی به سرعت به بار سنگینی بر دوش لبنانیها تبدیل میشود، نه حمایتی برای آن.
آمریکا چگونه میتواند از لبنان محافظت کند، مادامی که مطلقاً رویکرد متحد نازپروردهاش رژیم صهیونیستی را اتخاذ میکند، چیزی جز نیازها و جاهطلبیهای خود نمیبیند و خواستار آن است لبنان را ببلعد و آن را به زور به ورطه جنگ داخلی و درگیریهای داخلی بکشاند که همه چیز نابود شود تا از رژیم صهیونی محافظت کند.
حقیقت تلخی که مقامهای لبنان امروز از آن چشمپوشی میکنند، اینکه تکیه بر آمریکا این بار، مانند تجربیات مشابه عربی قبلی، تنها لبنان را ضعیفتر و بیپناهتر خواهد کرد. عقل سلیم اشتباه نمیکند، «کسی که به وسیله آمریکاییها پوشیده شده باشد، برهنه است». هیچ پوشش خارجی، هر چقدر هم که بزرگ به نظر آید، برای جایگزینی ایجاد خوداتکایی کافی نیست.
لبنان باید قبل از اینکه خیلی دیر شود، درس عبرت بگیرد. امنیتش در گرو تضامین امتحانشده و آزمایششده آمریکایی نیست که جان بسیاری از اعراب در غزه، سوریه، کرانه باختری و جاهای دیگر را گرفت؛ بلکه در توانایی لبنان در مدیریت منافع خود، محافظت از مردم و متحد کردن آنها نهفته است. این تنها ضمانت برای حفاظت، امنیت و کرامت است، نه وعدههای بیثبات از سوی قدرت استعماری امپریالیستی وحشی ای که از اعراب برای خدمت به منافع خود و دستنشاندهاش، رژیم صهیونی استفاده میکند.
رهبران لبنان میخواهند خود را با آمریکاییها «بپوشانند» و به خوبی میدانند کاخ سفید برهنگی آنها را نخواهد پوشاند. کاخ سفید با دستکاری ترسها، توهمات و حس تحقیر و حقارت «ارثی»، آنها را به دام میاندازد تا زیر چتر امنیتی که آمریکا به آنها وعده داده است، بخوابند و مهمتر از آن، عادیسازی ساختاری روابط با صهیونیستها را تحمیل کنند و با آنها به عنوان متحد، برای محافظت از مرزها و امنیت رژیم اشغالگر، ملاقات کنند.
دونالد ترامپ و دولت عجول و راست افراطی اش که هر جا میروند، حول منافع رژیم صهیونی میچرخند، در ازای تهدید لبنان به نابودی، به آنها میگویند باید «شایستگی» خود را در «مناطق آزمایشی» ثابت کند. اگر لبنان درگیریهای داخلی را به خوبی مدیریت کند، شاید رهبران رسمی اش با برگ انجیری برای پوشاندن شرمساری خود در برابر مردم مظلوم و قتلعام شده شان، قربانیان ماشین سرکوب آمریکایی-صهیونیستی، باقی بمانند.
فردا چرخ علیه کسانی خواهد چرخید که به دامان آمریکا و رژیم صهیونیستی میشتابند
این طنز و بیرحمی تاریخ است، ناامیدی مکرر. متأسفانه به نظر نمیآید هیچ یک از رهبران رسمی عرب از عبرتهای سخت تاریخ درس بگیرند. بله، این معادلهای پیچیده است؛ نادیده گرفتن آمریکا دشوار، دوستی با آن حتی دشوارتر و دشمنی با آن خطرناک است. اما بزرگترین خطر امروز این است، مقامهای لبنانی از درک ابعاد و نیات سیاست آمریکا در لبنان عاجز باشند، سیاستی که نمونه دردناکش در غزه، کرانه باختری و سوریه مشهود است و البته رفتارهای شرمآور و فرصتطلبانه دیگر در مناطق درگیری منطقهای متعدد، مانند ایران.
آیا پس از همه اینها، لبنان به وسیله همان ماری که بارها و بارها اعراب را گزیده است، گزیده خواهد شد؟ نتیجه کاملاً واضح است؛ هر کشور عربی که به حمایت آمریکا متکی باشد، مهم نیست پوشش ظاهری آن چقدر طول بکشد، در نهایت در برابر حقیقت برهنه، در مواجهه با چالشها ضعیف و اسیر وعدههای عمل نشده خواهد ماند. کسی که در پوشش آمریکا باشد، برهنه و این درس بزرگی برای هر کسی است که میخواهد واقعیت را آنطور که هست ببیند، نه آنطور که میخواهد آن را در خواب بپرورد.
فردا چرخ علیه کسانی خواهد چرخید که به دامان آمریکا و رژیم صهیونیستی میشتابند، حمایت آمریکا نه برهنگی آنها را میپوشاند، نه چاپلوسی آنها برایشان سودی دارد و نه سر تعظیم فرود آوردن آنها را نجات میدهد، زیرا حقیقت به سادگی تأیید میکند «هر که آمریکا وی را بپوشاند، برهنه است» و بهترین پوشش، پوشش مردم، قدرت خود دولت و خرد سیاسی آن است که بهوسیله منابع قدرتی که لبنان از آن بیبهره نیست، پشتیبانی میشود.