رمزگشایی از پروژه مشترک ترامپ و ونس

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ هفته های اخیر شاهد اعلام مواضع گوناگونی از سوی دو مقام ارشد کاخ سفید یعنی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و جی دی ونس، معاونش در قبال تحولات جاری در منطقه و ایران هستیم. وجه اشتراک مواضع این دو، تأکید بر عدم اراده آنها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی یا همان تغییر رژیم در ایران است. در تحلیل این مواضع، نکاتی وجود دارد که نمی توان به سادگی از کنار آنها عبور کرد.
انتقاد افرادی مانند جی دی ونس معاون ترامپ نسبت به طرح چهار مرحله ای نتانیاهو ناظر بر اصل براندازی نظام جمهوری اسلامی نبود
در کتاب جدید نیویورک تایمز با عنوان " تغییر رژیم: درون ریاستجمهوری شاهنشاهی دونالد ترامپ " نوشته مگی هابرمن و جاناتان سوان آمده است، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی در جلسه ۱۱ فوریه در اتاق وضعیت کاخ سفید، یک طرح چهار مرحلهای را به ترامپ ارائه کرد: حذف رهبری ایران، نابودی توان نظامی، ایجاد قیام مردمی و تغییر رژیم با رهبری سکولار. ترامپ که تحت تأثیر این وعدهها قرار گرفت، با عبارت «به نظر من خوب است» به آن واکنش نشان داد.
متعاقبا افرادی مانند مارک روبیو و پیت هگست، وزرای امور خارجه و جنگ آمریکا با این ایده همراه شدند. حتی انتقاد افرادی مانند جی دی ونس معاون ترامپ نسبت به طرح چهار مرحله ای نتانیاهو نیز ناظر بر اصل براندازی نظام جمهوری اسلامی نبود، بلکه وی نسبت به روش براندازی و چگونگی رسیدن به مرحله پایانی طرح متوهمانه نتانیاهو ملاحظاتی داشت.
بنابراین، هیئت حاکمه واشنگتن جنگ رمضان را با هدف عینی و اعلامی "تغییر نظام جمهوری اسلامی"کلید زدند و اساساً هدف دیگری جز این نداشتند. با این حال شکست دشمن در جنگ تحمیلی 40 روزه و متعاقبا حضور بی همتا و تاریخی ملت ایران در مراسم وداع و تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب، قدرت سخت و نرم کشور را به رخ راهبرد نویسان و نظریهپردازان جنگ طلب آمریکایی-صهیونیستی کشاند.
در چنین شرایطی ترامپ و ونس اصرار زیادی دارند تا با انکار هدف اصلی خود از جنگ رمضان، مانع از تمرکز افکار عمومی دنیا بر شکست مطلق خود در این آوردگاه شوند. آنچه به اتخاذ چنین مواضعی در کاخ سفید منجر شده، واقعیات میدان و فرامتن جنگ رمضان بوده که بسیاری از پیش فرضها و انگاره های ذهنی ترامپ و اطرافیانش را منهدم ساخته است.
در چنین شرایطی باید مراقب آدرس های غلط و وارونه ای که از سوی رئیس جمهور آمریکا و معاونش به نظام بین الملل مخابره می شود، بود.
خاستگاه اظهارات اخیر ونس و ترامپ را باید در الگوواره های جنگ شناختی و مهندسی افکار عمومی دنیا جست و جو کرد
با توجه به اثبات شکست مطلق آمریکا و رژیم صهیونیستی در تحقق اهدافشان در ایران و در رأس آنها براندازی نظام جمهوری اسلامی، اکنون دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان مسئولیت مهمی در تشریح نقشه اولیه مشترک "نتانیاهو-ترامپ"، چرایی ناکامی و تباهی آن دارد. فراموش نکنیم که مقامات آمریکایی در ماورای تکرار مداوم گزاره "عدم اراده آمریکا برای تغییر نظام ایران" مشغول خلق یک تصویر جدید در ذهن مخاطبان بین المللی خود هستند.
تصویری که طبق محاسبات واشنگتن باید جایگزین تصویر "شکست آمریکا در جنگ رمضان"شود. از این رو خاستگاه اظهارات اخیر ونس و ترامپ را باید در الگوواره های جنگ شناختی و مهندسی افکار عمومی دنیا جستوجو کرد و از کنار آن به سادگی نگذشت.