گزارش مرکز مطالعاتی «ریسپانسیبل استیت کرفت»؛

چالش نیروی دریایی آمریکا در جنگ فرسایشی با ایران

واقعیت تلخ قدرت محدود دریایی آمریکا کاملاً مشهود است. این کشور می‌تواند ناوگان کوچکی را به سواحل خارجی اعزام کند و آنجا نگه دارد، اما نمی‌تواند از عهده‌ درگیر شدن در نبرد فرسایشی برآید.
تاریخ انتشار: يکشنبه ۲۸ تير ۱۴۰۵ - 19 July 2026

چالش نیروی دریایی آمریکا در جنگ فرسایشی با ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در حال حاضر ناوگان دریایی بزرگی از مدیترانه تا اقیانوس هند برای پشتیبانی از عملیات علیه جمهوری اسلامی ایران مستقر شده است. این نیرو شامل دو ناو هواپیمابر، 6 کشتی آبی-خاکی و ۱۹ رزم‌ناو و ناوشکن است. این هفته دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا قصد خود را برای اعمال مجدد محاصره دریایی ایران اعلام کرد، در حالی که حملات ایالات متحده به اهداف ساحلی و جزیره‌ای بدون وقفه ادامه داشت.

نیروی دریایی ایالات متحده سال ۱۹۴۵ تعداد ۶ هزار و 678 کشتی را فهرست کرد که برای چندین دهه کافی بود

آمریکا تا چه زمانی می‌تواند ناوگان را در خطوط مقدم نگه دارد؟

همین که ما این سؤال را مطرح می‌کنیم، نشان‌دهنده‌ افول قابل توجه قدرت دریایی آمریکاست. سال ۱۹۴۵، با بیش از ۶ هزار کشتی، نیروی دریایی ایالات متحده قدرت دریایی جهانی واقعی بود. امروز در حدود ۸۰ سال بعد، این ناوگان به اندازه‌ای کوچک شده است که آمریکایی‌ها به‌طور خصوصی توانایی آن را برای ادامه‌ عملیات علیه قدرت احیا شده ایران زیر سؤال می‌برند.

اعمال محاصره دریایی جدید، حتی محاصره‌ای به فاصله دریای عرب، به معنای طولانی شدن دوره عملیات کشتی‌ها و پرسنل خواهد بود. کشتی‌هایی که از ماه فوریه در منطقه عملیاتی بوده‌اند و 10 ماه یا بیشتر در آنجا مستقر هستند، باید جایگزین شوند.

نگه داشتن این تعداد کشتی در حوزه مسئولیت فرماندهی مرکزی ایالات متحده به معنای داشتن نیروی دریایی ای است که فقط می‌تواند بر یک منطقه تمرکز کند و عملاً دسترسی جهانی خود را رها می‌کند.

چه اتفاقی افتاد؟

نخست، ناوگان کشتی‌های خود را از دست داد. نیروی دریایی ایالات متحده سال ۱۹۴۵ تعداد ۶ هزار و 678 کشتی را فهرست کرد که برای چندین دهه کافی بود. حتی در جنگ ویتنام، این ناوگان هنوز بیش از ۹۰۰ کشتی داشت. با وجود این، تا اواخر دهه ۱۹۷۰ این تعداد به حدود ۴۵۰ کشتی کاهش یافت. با بازگشت ریگان به قدرت، ناوگان به نزدیک به ۶۰۰ کشتی افزایش یافت؛ اما با پایان جنگ سرد روند نزولی طولانی مدت آغاز شد.

ناوگان فعال نیروی دریایی ایالات متحده امروز حدود ۱۸۰ کشتی دارد؛ ازجمله ناوهای هواپیمابر، کشتی‌های تهاجمی آبی-خاکی عرشه بزرگ، زیردریایی‌های تهاجمی و ناوشکن‌های موشک‌انداز. در مقابل، نیروی دریایی ارتش آزادی‌بخش خلق چین در حال حاضر تعداد بیشتری کشتی جنگی نسبت به همتای آمریکایی خود دارد.

کشتی‌های نیروی دریایی ایالات متحده عظیم و قدرتمند، اما فاقد کشتی‌های پشتیبانی کافی برای مأموریت‌های ثانویه ضروری مانند گشت‌زنی، اسکورت و ... هستند. کشتی رزمی ساحلی (LCS)  برای رفع این نیاز طراحی شده بود و 20 سال گذشته 35 فروند از آنها ساخته شد. اکنون، برخی از آنها کاملاً نو و برخی دیگر در حال از رده خارج شدن هستند. همانطور که آدام اسمیت، نماینده دموکرات از واشنگتن و رئیس سابق کمیته خدمات مسلح مجلس نمایندگان سال 2022 گفت: نمی‌توانیم از آنها استفاده کنیم، نخست به این دلیل که آنها برای هیچ مأموریتی آماده نیستند. دوم، اینکه حتی وقتی آماده هستند، خراب می‌شوند.

بنابراین، نیروی دریایی ایالات متحده دیگر ناوگان متوازن نیست.

دوم، کوچک شدن ناوگان به معنای کشتی‌های کمتر در دریاست. به طور کلی برای حفظ یک کشتی در خارج از کشور، به سه کشتی نیاز است. در مواقع تنش و بحران، کشتی‌ها تا زمانی که امکان دارد در دریا نگه داشته می‌شوند تا قدرت آتش دریایی کافی برای جلب رضایت فرمانده، اطمینان خاطر متحدان نگران و بازدارندگی دشمنان تضمین شود.

نیروی دریایی ایالات متحده دیگر ناوگان متوازن نیست

در نتیجه، کشتی‌های گرانبها فرسوده، سپس برای خاموش کردن آتش‌های بیشتر ارسال می‌شوند تا اینکه سرانجام غرق ‌شوند. علاوه بر این، وقتی زیردریایی‌ها پس از فرسوده شدن و از کار افتادن به پایگاه بازمی‌گردند، مکان‌های کافی برای تعمیر و بازگرداندن آنها به خدمت وجود ندارد. امکانات تعمیر و نگهداری آنقدر محدود است که تعمیرات اساسی زیردریایی‌های اخیر تا هشت سال طول کشیده است؛ یک زیردریایی هسته‌ای، USS Boise، حتی پس از 10 سال تعمیر از رده خارج شد. ۸۰۰ میلیون دلار هزینه و تنها ۲۵ درصد از کار تکمیل شد. وضعیت آنقدر وخیم است که ۴۰ درصد پرسنل زیردریایی نیروی دریایی به دلیل تنگناهای تعمیر و نگهداری و بی‌کفایتی پیمانکاران نمی‌توانند مستقر شوند. با وجود این، به زیردریایی‌ها بالاترین اولویت داده می‌شود. درباره ناوگان سطحی، وضعیت بسیار بدتر است.

سازوکار تعمیر و نگهداری ناکارآمد، اندازه ناوگان کوچک فعلی را کاهش می‌دهد.

سومین عاملی که بی‌سروصدا نیروی دریایی را تضعیف می‌کند، ساده‌ترین عاملی است که می‌توان نادیده گرفت، اما بزرگترین تهدید را برای آینده آن ایجاد می‌کند؛ یعنی خستگی و روحیه پایین ملوانان. استقرارهای طولانی مدت در خارج از کشور، به ویژه آنهایی که با تمدیدهای مکرر همراه هستند، روحیه ملوانان و خانواده‌هایشان را که در خانه منتظرند، خرد می‌کند.

فیل وایسکپ، دریاسالار بازنشسته این را به خوبی می‌داند. وقتی وی دهه ۱۹۹۰ مسئول برنامه‌ریزی عملیات دریایی بود، در نوشتن مطالعه‌ای همکاری کرد که توصیه می‌کرد استقرار نیروهای دریایی به 6 ماه محدود شود و فقط موارد اضطراری استثنا شوند. نیروی دریایی این استاندارد را پذیرفت و سپس، در بحبوحه بحرانی که واشنگتن را پس از ۱۱ سپتامبر فرا گرفت، کاملاً نادیده گرفته شد.

نیروی دریایی ایالات متحده، دست کم در رابطه با استقرار کشتی‌ها، به مدت یک ربع قرن در شرایطی شبیه به جنگ فعالیت داشت. این وضعیت شبیه جنگ جهانی دوم است، زمانی که کشتی‌ها از اقیانوس آرام عبور می‌کردند و تا پایان جنگ به خانه بازنمی‌گشتند؛ یا جنگ ویتنام، زمانی که ناوهای هواپیمابر در خلیج تونکین نگه داشته تا زمانی که خسته می‌شدند، سپس برای یک ماه استراحت و تجدید قوا به خانه بازمی‌گشتند و سپس مستقیماً به پایگاه یانکی بازمی‌گشتند.

اما آن نمونه‌های نبردهای مداوم و شدید تنها چند سال دوام آوردند. قرار دادن ملوانان در معرض چنین فشاری به مدت ۲۵ سال متوالی آنقدر زیاد است که می‌تواند آنها را مجبور به بازنشستگی کند. همانند ناوشکن‌ها و کشتی‌های آبی-خاکی که وظیفه محاصره دریایی در دریای عرب را برعهده دارند، استقرارهای ۱۰ ماهه در نیروی دریایی موضوعی عادی است.

نمونه بارز آن، جدیدترین و بزرگترین ناو هواپیمابر هسته‌ای آمریکا است؛ یو اس اس جرالد فورد. این ناو پیش از آنکه مأموریت رکوردشکن ۱۱ ماهه خود در خاورمیانه (از ژوئن ۲۰۲۵ تا مه ۲۰۲۶) را به پایان برساند، به نمونه‌ای بارز از خستگی خدمه و روحیه پایین تبدیل شد.

نیروی دریایی احتمالاً با ناوگان فرسوده خود به فعالیت خود ادامه خواهد داد و اگر خوش شانس باشد، از کاهش بیشتر تعداد کشتی‌ها جلوگیری خواهد کرد. شاید با گذشت زمان، نوسازی کارخانه‌های کشتی‌سازی، برنامه‌های نگهداری و تعمیر را بهبود بخشد. با وجود این، نیروی دریایی در نهایت باید با واقعیت قدرت دریایی محدود خود روبرو شود.

درباره این سؤال که آیا می‌توانیم حضور ناوگان خود را در سواحل ایران حفظ کنیم، پاسخ کوتاه مثبت است، اما... نیروی دریایی ایالات متحده توانایی کامل دارد تا تعداد زیادی کشتی جنگی پیشرفته را در هر کجای اقیانوس‌ها مستقر کند و آنها را تا زمانی که دستور داده شود، در آنجا به صورت چرخشی نگه دارد. با وجود این، باید بدانیم این حد بالای قدرت دریایی است. نیروی دریایی، همانطور که دهه‌های 1920 و 1930 بود، بار دیگر به نیروی تک مأموریتی تبدیل شده است. می‌تواند به یک مکان برود و یک وظیفه خاص انجام دهد، اما دیگر آن قدرت دریایی واقعاً جهانی که در جنگ جهانی دوم و جنگ سرد بود، نیست.

علاوه بر این، کاری که می‌تواند انجام دهد محدود است. این ناوگان پیشرفته در حوزه مسئولیت فرماندهی مرکزی ایالات متحده - با تمام ۲۷ کشتی بزرگ خود - در موقعیتی نیست که «رو در رو» قرار گیرد. هر کاری انجام دهد، نمی‌تواند کشتی‌های ارزشمند خود را از دست بدهد. به عبارت ساده، تعداد کافی از آنها وجود ندارد و در صورت آسیب دیدن در نبرد، ظرفیت کافی برای تعمیر سریع آنها وجود ندارد.

واقعیت تلخ قدرت محدود دریایی آمریکا کاملاً مشهود است؛ این کشور می‌تواند ناوگان کوچکی را به سواحل خارجی اعزام کند و آن را آنجا نگه دارد، اما به سادگی نمی‌تواند از عهده نبرد واقعی و فرسایشی برآید.

ارسال نظر
captcha
پربیننده ترین اخبار