
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ چندی پیش هواپیماهای آمریکایی به اهدافی در استان گیلان در سواحل دریای خزر حمله کردند و به بندر انزلی، بزرگترین بندر ایران در ساحل خزر که به شبکه ریلی متصل است، آسیب رساندند. یک روز پس از آن حمله، اوکراین نیز به یک کشتی تجاری ایرانی در دریای خزر حمله کرد.
مدتهاست هشدارهایی درباره احتمال سرایت درگیریهای خاورمیانه به قفقاز، دریای خزر و آسیای مرکزی وجود دارد و جنگ اوکراین اکنون این وضعیت را متشنج میکند. ایالات متحده، ترکیه و اسرائیل با حمایت اروپا، اکنون در حال پیشبرد دستور کاری هستند که شامل حوزه انرژی و لجستیک و نیز ایجاد «کریدور اسلامی» با مدیریت سیا از ترکیه تا قرقیزستان میشود. ایجاد کریدوری که روسیه و ایران را حذف و تجزیه آن ضربه مهلکی به تئوری «آسیای مرکزی متحد، صلحآمیز و مرفه» وارد کند؛ مدتهاست در راهبرد ایالات متحده قرر دارد. در واقع، ایالات متحده و متحدانش پیشرفت قابل توجهی داشتهاند؛ ارمنستان و آذربایجان به این ائتلاف پیوستهاند و اکنون زمان آن رسیده است از دریای خزر عبور کنند، جایی که کشورهای آسیای مرکزی بیش از هر زمان دیگری با ناتو و اسرائیل متحد هستند.
با نزدیک شدن قزاقستان به واشنگتن، خط لوله یک هزار و 510 کیلومتری اتحادیه خط لوله دریای خزر که از روسیه عبور میکند، مشکلساز است
پس از تخریب خط لوله نورد استریم، موفقیت اتحادیه اروپا در جداسازی خود از بیشتر خطوط لوله گاز روسیه، فشار بر برخی کشورهای جنوب شرقی اروپا برای مخالفت با تأمین گاز روسیه از خط لوله و حملات مورد حمایت ناتو به اوکراین در دریای سیاه، اکنون فشار جدیدی برای جریان انرژی از آسیای مرکزی وجود دارد. اتحادیه اروپا در حال حاضر تمام حمایت خود را از آذربایجان به کار گرفته است و به نظر می آید این طرح به سمت قزاقستان و ترکمنستان در حال تغییر است. با وجود این، نگاهی گذر به نقشه منطقه نشان میدهد این موضوع در عین حفظ هدف حذف روسیه و ایران از کریدور چقدر دشوار خواهد بود.
در حالی که جریان انرژی از آسیای مرکزی به اروپا ادامه داشته است، با موفقیت هدف خرابکاری قرار گرفت یا در حال خرابکاری است. جریان نفت قزاقستان از اتحادیه خط لوله دریای خزر (CPC) نیز به دلیل حملات اوکراینی مورد حمایت ناتو به کشتیها در دریای سیاه به طور قابل توجهی کند شده است. قزاقستان به تازگی توقف کامل حمل و نقل را تکذیب و اعلام کرد، چنین سناریویی بعید است.
با نزدیک شدن قزاقستان به واشنگتن، خط لوله یک هزار و 510 کیلومتری اتحادیه خط لوله دریای خزر که از روسیه عبور میکند، مشکلساز است زیرا میدانهای نفتی قزاقستان در دریای خزر را به بندر روسی نووروسیسک در دریای سیاه متصل و تقریباً 80 درصد از صادرات نفت قزاقستان را به بازار جهانی منتقل میکند. عملیات آن در مقاطع مختلف در دوره جنگ به دلیل حملات اوکراین به ایستگاههای پمپاژ در روسیه و حملات پهپادی به پایانههای بارگیری اتحادیه خط لوله دریای خزر مختل شده است.
ایالات متحده به ترکیه وعده داده است میتواند به قطب انرژی منطقهای تبدیل شود، اما نه به وسیله اتکای کامل به نفت و گاز روسیه. این موضوع پیامی واضح به قزاقستان به نظر می آید؛ «مسیر دیگری پیدا کنید». وضعیت در جنوب نیز مشابه است. ایران شریک طبیعی برای تأمین گاز اروپاست، چه از منابع خود و چه از گاز ترکمنستان که از ترکیه ترانزیت میشود.
آنکارا سال گذشته قرارداد کوچک سوآپ گاز با ترکمنستان و ایران امضا کرد که در آن گاز ایران به ترکیه منتقل میشد و در عوض ترکمنستان به ایران گاز میداد. گسترش این قراردادها بهترین راه برای افزایش تأمین گاز به اروپا خواهد بود، اما راهاندازی مجدد خط لوله نورد استریم یا ادامه استفاده از ترکاستریم نیز منطقی خواهد بود.
بی تردید ایالات متحده، اسرائیل و لابی های صهیونیستی در اروپا اجازه هیچ گونه نفوذی به ایران نخواهند داد. ترکیه و ترکمنستان پس از مشاهده عواقب تصمیم واشنگتن برای جلوگیری از واردات گاز عراق از ترکمنستان به وسیله قرارداد سوآپ مشابه با ایران، صادرات گاز از ایران را متوقف کردند. با بررسی مجدد نقشه، به نظر می آید یک احتمال باقی مانده که هدف سالها مانور ایالات متحده و متحدانش باشد؛ انتقال سوختهای فسیلی و سایر منابع از آسیای مرکزی و دریای خزر به سمت غرب از مسیر دریا، سپس از مسیرآذربایجان و از مسیر موسوم به «صلح و رفاه بینالمللی» ترامپ که با گذر از ارمنستان و ترکیه، عملاً روسیه و ایران را از کریدورهای تجاری حذف میکند.
آنکارا سال گذشته قرارداد کوچک سوآپ گاز با ترکمنستان و ایران امضا کرد که در آن گاز ایران به ترکیه منتقل میشد و در عوض ترکمنستان به ایران گاز میداد
افزایش حضور ایالات متحده در قفقاز و آسیای مرکزی عملاً بخشی از «قلب» اوراسیا را جدا میکند. صرف نظر از اینکه آیا روسیه و ایران اساساً مانع این موضوع خواهند شد یا خیر و صرف نظر از اینکه آیا درگیری گستردهتر در نهایت به چشمانداز انرژی اروپا آسیب میرساند و کریدور مرکزی را نابود میکند یا خیر، میتوان به این فکر کرد واشنگتن چنین نتیجهای را ترجیح میدهد، زیرا به معنای پرداخت قیمتهای بالاتر به وسیله اروپاییها برای گاز طبیعی مایع ایالات متحده و شعلهور شدن آتش در قلب اوراسیا خواهد بود.
همانطور که انتظار میرفت، کریدورهای بسیار تبلیغشده بین چین و اروپا سالهای اخیر یکی پس از دیگری از هم پاشیدهاند. مسیر شمالی از روسیه به وسیله پروژه اوکراین و تحریمهای اعمالشده بر آن متوقف شد. مسیرهای جنوبی به دلیل درگیریهای جاری در خاورمیانه بسته شدند. با وجود چالشهای اقتصادی پیش روی مسیرهای زمینی مرکزی، آنها دائماً به وسیله موانع دیگر مورد حمایت ایالات متحده مختل میشوند و درگیری دیگری در دریای خزر میتواند آنها را برای مدت طولانی کاملاً نابود کند. واشنگتن و متحدانش تا چه مدت به این مسیر ادامه خواهند داد؟ آیا امکان دارد برای ساخت پروژه مشابه تلاش کنند؟
خطوط لوله ترانس خزر و مسیرهای لجستیکی مرتبط با آنها مدتهاست مورد بحث قرار گرفتهاند، اما اکنون توجه جدیدی به آنها جلب شده است. طرفداران مسیر ترانس خزر، اتصال آن را به خط لوله جدیدی که از ارمنستان و آذربایجان به ترکیه میگذرد، یا به خط لوله موجود باکو-تفلیس-جیحان (BTC) که از آذربایجان به ترکیه از مسیر گرجستان و سپس به اروپا امتداد دارد، پیشبینی میکنند. خط لوله باکو-تفلیس-جیحان مسیری امن و دور زدنی از دریای خزر به مدیترانه فراهم و نفت قزاقستان را از بندر جیحان ترکیه به بازارهای اروپا و اسرائیل متصل میکند. همچنین با تلاشهای غرب برای کاهش وابستگی به کریدورهای انرژی روسیه کاملاً هماهنگ است.
برخلاف مسیر شلوغ دریای سیاه، خط لوله باکو-تفلیس-جیحان مسیری پایدار به بازارهای جهانی ارائه میدهد و هزینههای بیمه و لجستیک را که به دلیل بیثباتی منطقهای افزایش یافته است، کاهش میدهد. از نظر فنی، خط لوله ترانس خزر، چه به وسیله ناوگان رو به رشدی از نفتکشها و چه به وسیله خط لوله زیردریایی در آینده، میتواند سالانه بین ۵۰ تا ۶۰ میلیون تن گاز منتقل کند، که قابل مقایسه با ظرفیت خط لوله باکو-تفلیس-جیحان است و به قزاقستان کنترل بیشتری بر آینده صادرات خود میدهد.
زمینه دیپلماتیک برای این تحول از قبل فراهم شده است و واشنگتن و متحدانش حمایت گستردهای از راهبرد قزاقستان برای تنوع بخشیدن به اقتصاد خود ابراز کردهاند. گام بعدی، اجراست. به نظر می آید ترکمنستان مایل است در پروژه کریدور میانی شرکت کند و خود را از قافله رو به رشد کشورهای خزر و آسیای مرکزی منزوی نکند. رئیس جمهور ترکمنستان، ژوئن گذشته سفری تاریخی به باکو داشت و گمانهزنیهای جدیدی را مبنی بر اینکه ترکمنستان در آینده از خط لولهای از مسیر دریای خزر به آذربایجان، گاز را به ترکیه و اروپا صادر کند، دامن زد.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده شخصاً شاخهای از کریدور میانی، «جاده ترامپ به سوی صلح و رفاه بینالمللی»، که پیش تر با نام کریدور زنگزور شناخته میشد، تأیید کرده است. این کریدور، مسیری ۴۰ کیلومتری از ارمنستان است که آذربایجان را به نخجوان و سپس به ترکیه متصل میکند.
طبیعتاً، مسکو و تهران با این موضوع مخالفند و با تهدیدهای پنهان و آشکار و استفاده از اهرمهای اقتصادی، سعی در کند کردن پیشروی گسترش ایالات متحده و ناتو از مسیر قفقاز و آسیای مرکزی دارند. به هر دلیلی، به نظر می آید ایران بیشتر از روسیه نگران وضعیت در حال تحول است، گرچه این امکان دارد ناشی از رویکردهای متفاوت آنها باشد. به عنوان مثال، برخی مقام های روسی، توافقنامه «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» را کماهمیت جلوه دادهاند، در حالی که مقامی تهران برعکس عمل کردهاند، با توجه به اینکه این توافقنامه جزو کلیدی کریدور بحثبرانگیز توران است.
فصلنامه «امنیت و دفاع» گزارش می دهد، شورای راهبردی روابط خارجی در تهران، ایجاد کریدور زنگزور را محکوم و استدلال کرد، این کریدور از کریدور توران ناتو-اسرائیل حمایت میکند و هدف آن تحریک ناآرامیهای قومی در مناطق عمدتاً ترکنشین ایران است. به گفته این شورا، کریدور توران، ناتو را مستقیماً به مرز شمالی ایران، مرز جنوبی روسیه و غرب چین نزدیکتر و راه را برای اختلافات منطقهای هموار میکند.
جالب اینجاست که ایران اکنون به درخواست مسکو، در حال بررسی تصویب کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر در سال ۲۰۱۸ است. ایران، روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان این کنوانسیون را در پنجمین اجلاس سران خزر در آکتائو در اوت ۲۰۱۸ امضا کردند، اما این کنوانسیون با مخالفت شدید ایران مواجه شد و هرگز در مجلس شورای اسلامی ایران تصویب نشد.
به تازگی دولت ایران این قانون را با وجود چالش های ناشی از اختلافات داخلی، دوباره روی میز گذاشت. این توافقنامه درصد ثابتی از دریای خزر را برای هر کشور مشخص نمیکند و این موضوع حساس سیاسی همچنان تابع توافقنامههای جداگانهای درباره خطوط مبداء و تعیین حدود بستر دریاست. با وجود این، منتقدان نگرانند پذیرش چارچوب جدید، موضع تهران را در مذاکرات تضعیف کند. یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران استدلال میکند، مجلس باید قبل از تصویب این لایحه، از دولت بخواهد سهم ایران را تعیین کند. وی معتقد است، دولت باید برای تضمین سهم 20 درصدی ایران در رژیم حقوقی دریای خزر تلاش کند و سپس این موضوع برای تصویب به مجلس ارائه شود.
شعیب بهمن، کارشناس مسائل اوراسیا نیز زمانبندی و رویه کار را زیر سؤال میبرد و میگوید: دولت توافقنامه را در حالی تصویب کرد که ایران درگیر جنگ ترکیبی سرنوشتساز است. در چنین فضایی که حفظ وحدت ملی حیاتی است، طرح چنین موضوع بحثبرانگیزی جای سؤال دارد. حتی گیجکنندهتر اینکه دولت اعلام کرده به طور موقت موضوع مربوط به مذاکرات مربوط به تعیین حدود بستر و زیربستر دریا، منطقهای حاوی ذخایر عظیم نفت و گاز، را از دستور کار حذف کرده است. با وجود این، معاهده بینالمللی با این اهمیت باید به طور کامل پذیرفته یا رد شود؛ تقسیم آن به بخشهای مختلف فاقد هرگونه مشروعیت قانونی است و نوعی فرآیند تصمیمگیری غیرشفاف را نشان میدهد».
روسیه به دنبال تصویب این کنوانسیون است، زیرا اعتقاد دارد کنوانسیون به دور نگه داشتن بازیگران خارجی از منطقه خزر کمک خواهد کرد. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه اوایل امسال گفت، در بحبوحه تحولات آشفته جهان و در این بخش از اوراسیا، رعایت اصل عدم مداخله کشورهای غیرحوزه خزر در امور منطقه بسیار مهم است. بنابراین، مسکو امیدوار است تهران این کنوانسیون را تصویب کند.
کنوانسیون ۲۰۱۸ درباره وضعیت حقوقی دریای خزر تصریح میکند، تمام موضوعات مربوط به استفاده از منابع دریای خزر، حفاظت از محیط زیست و استفاده از ساختارهای امنیتی باید منحصراً به وسیله پنج کشور ساحلی بررسی شود و این اصل اساسی است.
با همه این موارد، دستگاه اطلاعات اسرائیل در حال حاضر حضور قابل توجهی در آذربایجان و با آن کشور روابط بسیار نزدیکی دارد، در حالی که قزاقستان اواخر سال گذشته به توافقنامه ابراهیم پیوست. روابط بین اسرائیل و ترکمنستان نیز به طور قابل توجهی در حال بهبود است، همانطور که روابط با ایالات متحده نیز در حال بهبود است. آیا تصویب این پیمان به وسیله ایران، امکان ساخت خطوط لوله بسیار مورد بحث بین قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان را فراهم میکند؟
به گفته ناظران، هیچ کشور ساحلی دریای خزر به دلیل اختلافات حقوقی نتوانسته است خطوط لوله را در بستر دریا قرار دهد و این مانع فرصتی برای ایران و روسیه فراهم کرده است تا از مسیرهای حمل و نقل انرژی بهرهبرداری کنند. اما با تصویب توافقنامه، ترکمنستان و قزاقستان بدون دخالت ایران یا روسیه اجازه خواهند داشت تا خطوط لوله را در بستر دریای خزر نصب و گاز را مستقیم به آذربایجان و از آنجا به اروپا و اسرائیل منتقل کنند.
با گسترش نفوذ غرب در منطقه و تلاش برای حذف روسیه و ایران از جریان انرژی، کالا و دادهها، درگیریها در حال افزایش است. این در حالی است که این کشورها به ایالات متحده، ناتو و اسرائیل که برای ایجاد اختلاف بین روسیه و ایران تلاش میکنند، نزدیکتر میشوند.