خطر نفوذ صهیونیستها به سنگر راهبردی حزبالله

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تپههای «علیالطاهر» با تسلط بر محورهای حیاتی نبطیه و مشرف بودن به دشتهای جنوب، نقش چشم و گوش مقاومت لبنان را در برابر تحرکات دشمن صهیونیستی ایفا کرده و به دلیل موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد، به یکی از نقاط سخت و نفوذناپذیر برای تثبیت حضور هرگونه نیروی متجاوز تبدیل شده است. همین اهمیت راهبردی است که ارتش صهیونیستی را در چرخههای مکرر حملات، به سمت این نقطه سوق داده است.
تحلیلهای میدانی نشان میدهد ادعاهای گسترده ارتش صهیونیستی، با واقعیتهای موجود در میدان تضاد دارد
در آخرین تحولات میدانی، ارتش صهیونیستی در تلاشی برای تغییر روایتهای جنگ روانی، مدعی شده است عملیات پاکسازی در منطقه علیالطاهر را تکمیل کرده و به کنترل عملیاتی بر سطح و زیر زمین دست یافته است. طبق ادعای مقامهای رژیم صهیونیستی، این نیروها موفق به شناسایی و تخریب مسیرهای زیرزمینی و اتاقهای عملیاتی شدهاند که در مدت دو دهه ساخته شده است.
با وجود این، تحلیلهای میدانی نشان میدهد ادعاهای گسترده ارتش صهیونیستی، با واقعیتهای موجود در میدان تضاد دارد. در حالی که تلآویو بر پاکسازی کامل تأکید دارد، واقعیتهای موجود در جنوب لبنان نشاندهنده تداوم نبرد فرسایشی و ناتوانی دشمن در تثبیت حضور پایدار در این ارتفاعات است. ارتش صهیونیستی تنها در لایههای سطحی و با تکیه بر قدرت آتش سنگین، سعی در تغییر واقعیت میدانی دارد.
در همین راستا، کارشناسان مسائل راهبردی با بررسی دقیق این ادعاها، بر ساختگی بودن آن تأکید کردهاند. یک کارشناس نظامی و مسائل راهبردی در تحلیل خود، با بیان مغالطه واژگانی ارتش صهیونیستی میگوید: تلآویو از اصطلاح کنترل عملیاتی (السيطرة العملياتية) برای فریب مخاطب استفاده میکند. در ادبیات نظامی، این اصطلاح به معنای تسلط بر زمین (تثبیت حضور) نیست، بلکه تنها به معنای توانایی هدفگیری از راه دور است. رژیم صهیونیستی در تپه علیالطاهر در تله جغرافیایی گرفتار شده است؛ جایی که حضور پیادهنظام در آن به دلیل اشراف مقاومت، حکم خودکشی دارد. تصاویری که از تخریب تونلها منتشر میشود، بیشتر شبیه به سناریوهای تکراری برای خوراک رسانهای داخلی است تا پیروزی نظامی؛ زیرا در جغرافیای صخرهای جنوب، تونلها ساختاری شبکهای دارند و تخریب چند نقطه، به معنای نابودی شبکه نیست.
نمایش تبلیغاتی و پوچ
سرتیپ بازنشسته خلیل الجمیل، کارشناس مسائل راهبردی و فرمانده اسبق بخش جنوب رود لیطانی در ارتش لبنان، در تحلیل خود در شبکه الجزیره تأکید میکند حملات سنگین و عملیاتهای مهندسی ارتش صهیونیستی نه نشانه تسلط نهایی، بلکه نمایانگر بنبست میدانی دشمن است. به گفته این فرمانده ارشد، تپههای علیالطاهر با امتداد جغرافیایی بالغ بر سه کیلومتر و اشراف راهبردی بر نبطیه و اقلیمالتفاح، ستون فقرات کمربند دفاعی جنوب به شمار میشرود؛ از این رو ساختار صخرهای و شبکههای دفاعی مقاومت بهگونهای طراحی شدهاند که هرگونه تلاش دشمن برای تثبیت حضور فیزیکی را به باتلاق فرسایشی و پرهزینه برای نیروهای متجاوز بدل میکند.
تحلیلگران تأکید دارند هدف اصلی رژیم صهیونیستی از «پیروزیهای کاغذی»، پوشاندن ناکامیهای میدانی در سایر محورهاست
سرتیپ بازنشسته الیاس حنا، کارشناس ارشد مسائل نظامی با رمزگشایی از مفهوم «تسلط عملیاتی» که در بیانیههای تلآویو تکرار میشود، تصریح کرد، ارتش صهیونیستی میان «آتشباری از راه دور» و «تثبیت کنترل بر زمین» مغالطه میکند. وی در تحلیل خود در شبکه الجزیره عنوان کرد، ادعای نابودی کامل زیرساختها، تلاشی از سوی کابینه نتانیاهو برای بازسازی «بازدارندگی از دسترفته» و آرامسازی افکار عمومی داخلی است؛ در حالی که مختصات توپوگرافیک علیالطاهر متغیری مهارناپذیر در جغرافیای نبرد به شمار میرود و پاکسازی کامل لایههای زیرزمینی آن از لحاظ فنی و نظامی غیرممکن است.
همچنین سرتیپ خالد حماده، پژوهشگر امور نظامی و راهبردی در گفتوگو با رسانههای منطقهای به این نکته پرداخت که مانورهای تبلیغاتی رژیم صهیونیستی پیرامون تخریب تونلها، تواناییهای عملیاتی مقاومت در این ارتفاعات را مخدوش نمیکند. به باور وی، تپههای علیالطاهر به دلیل دارا بودن نقاط کور متعدد، همچنان قدرت دیدبانی و هدایت آتش مقاومت را حفظ میکند و ادعای تسلط رژیم صهیونیستی در غیاب شواهد عینی و پایدار، صرفاً مانوری در جهت پیشبرد جنگ روانی تلقی میشود.
در همین راستا، گزارشهای تحلیلی شبکه الجزیره پیرامون آخرین تحولات میدانی، بیانیههای مکرر مقامهای صهیونی را آمیخته با «ابهام بنیادین» دانسته و یادآور میشود حتی با وجود اعلام رسمی تسلط هوایی و زمینی، واقعیت جغرافیای جنوب لبنان همچنان ماهیتی سیال و فرسایشی دارد و دشمن نتوانسته است خطوط دفاعی حزبالله را در عمق ارتفاعات راهبردی بشکند.
تحلیلگران تأکید دارند هدف اصلی رژیم صهیونیستی از «پیروزیهای کاغذی»، پوشاندن ناکامیهای میدانی در سایر محورها و ایجاد تصویر خیالی از امنیت برای شهرکنشینان است؛ در حالی که واقعیت میدان در علیالطاهر، همچنان جنگ فرسایشی است که دشمن توان مدیریت طولانیمدت آن را ندارد.