ایران در آستانه بازتعریف نظم جهانی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ از وعده تاریخی امام شهید درباره روزی که ایران تحریمکنندگانش را تحریم خواهد کرد، تا امروز که نبض انرژی جهان میان دو تنگه هرمز و بابالمندب در دستان ایران و محور مقاومت میتپد، گویا معادلات به نقطهای رسیده که ناظران از سه ماه پیشِ رو با تعبیر «سرنوشتساز» یاد میکنند؛ مقطعی که در آن ورق موازنه قوا رو به برگشتن است، استکبار جهانی نه توان تقابل دارد و نه توان فرسایش و تهران با عبور گامبهگام از حصار تحریم، خود را در رأس تحولات نظم جهانی آینده میبیند.
محور اصلی تغییر موازنه، جغرافیاست؛ جغرافیایی که ایران را در قلب آن نشانده است
امام خامنهای (ره)، رهبر شهید انقلاب اسلامی ۱۶ تیرماه ۱۳۹۴ در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی فرموده بودند، «ما تحریم میکنیم آنها را در وقتی که مناسب باشد؛ ما تحریم میکنیم آنها را. جمهوری اسلامی ایران بیشترین اندازهی نفت و گاز را رویهمرفته دارد؛ اینجور نیست که دنیا بتواند از نفت و گازِ این منطقه صرفنظر کند؛ نه، اینها هم به نفع خودشان است، هم به نفع ما است. اگر بنای بر تحریم باشد، در آینده این ملت ایران است که آنها را تحریم خواهد کرد».
آن روز، بسیاری این گزاره را آرمانی و دور از دسترس تلقی میکردند، اما نگاهی واقعبینانه به مختصات امروزِ معادلات انرژی و ژئوپلیتیک نشان میدهد راهبرد ایران عملاً به همین سمت حرکت کرده؛ حرکتی که گرچه آهسته و پلهپله بوده، اما جهت آن برای ناظران بینالمللی چندان پنهان نمانده است.
محور اصلی این تغییر موازنه، جغرافیاست؛ جغرافیایی که ایران را در قلب آن نشانده است. انرژی جهان عملاً محصور شده میان دو تنگه راهبردی هرمز و بابالمندب؛ دو گلوگاهی که روزانه حجم عظیمی از نفت و گاز مورد نیاز اقتصاد جهانی از مسیر آنها عبور میکند.
توانایی تأثیرگذاری بر این دو مسیر، به معنای بهدستگرفتن نبض تنفس اقتصادی کشورهایی است که سالها در برابر ایران ایستادند و به آمریکا پایگاه و جای پا دادند. وقتی صادرات نفت این کشورها در معرض اختیار قرار گیرد، عملاً ابزار فشاری که دیروز علیه تهران به کار میرفت، امروز به اهرمی در دست تهران بدل میشود و این دقیقاً همان معنایی است که از تعبیر «تحریمِ تحریمکنندگان» اراده میشود.
از همین منظر است که تأکید مکرر رهبر شهید انقلاب بر «وحدت ساحات» معنایی راهبردی و عملیاتی مییابد؛ یعنی پیوند و انسجام میان ساحتهای گوناگون محور مقاومت از یمن تا لبنان و عراق، که در عمل همین انسجام است که ابزار کنترل بر هر دو تنگه را پدید آورده و قدرت ایران را از مرزهای سرزمینی فراتر برده است.
ناظران بر این باورند در سه ماه آینده، صحنه بینالملل شاهد چرخشی تعیینکننده خواهد بود؛ چرخی که در آن ایران نه در حاشیه، بلکه در رأس اتفاقات جهانی قرار میگیرد. خوانش تحلیلی این پیشبینی، بر دو رکن استوار است:
نخست، آنکه استکبار جهانی به بنبست راهبردی رسیده است؛ آمریکایی که دیگر نه توان تقابل مستقیم دارد و نه ظرفیت تحمل جنگ فرسایشی دیگر با ایران؛ تجربههای تلخ دو دهه اخیر در منطقه، هزینه هر ماجراجویی جدید را برای واشنگتن به سقف رسانده است.
دوم، آنکه ایران در بعد اقتصادی و فناورانه گامهای بلندی برای عبور از حصار تحریم برداشته است؛ از تنوع شرکای تجاری و پیوند با اقتصادهای آسیایی تا تحقق راهبردهای اقتصاد مقاومتی و کاهش وابستگی به سازوکارهای غربمحور.
اگر این روند با همین شتاب ادامه یابد، احتمال موفقیت نهایی ایران در عبور کامل از دیوار تحریم، هر روز واقعیتر میشود و همین موضوع معادله را برای طرف مقابل معکوس کرده است.
در این میان، رخدادی فنی و زیرساختی نیز مزید علت است: آسیب دیدن بزرگترین غارهای نمکی متصل به ذخایر راهبردی نفت آمریکا، همان سازوکاری که راهبرد احتیاط انرژی واشنگتن بر آن بنا شده بود، وضعیت نفت آمریکا را به کف عملیاتی خود نزدیک کرده است.
در چنین وضعی، برای واشنگتن عملاً چارهای نمانده جز آنکه بازگشت ثبات به تنگه هرمز را نه از مسیر زور، بلکه از مسیر گفتوگو دنبال کند. به همین دلیل است ناظران، سیگنالهای متفاوتی که به تازگی از واشنگتن درباره احتمال مذاکره مخابره میشود را نه نشانه حسن نیت، بلکه نشانه اضطرار میدانند؛ تلاشی دوگانه برای پایین آوردن قیمت نفت که به زیان درآمدهای ایران و متحدانش است و رهاسازی خود از فشار تأمین انرژی داخلی و متحدان.
سه ماه پیش رو نه فقط برای ایران، بلکه برای کل نظم جهانی، آزمونی تعیینکننده خواهد بود
اما پاسخ تهران، متناسب با همین واقعیت، روشن و قاطع است. موضعگیری قاطع و انسجامخیز دبیر شورای عالی امنیت ملی در قبال آمریکا، آنقدر قوی و منسجم بود که بازار نفتی که در آستانه سقوط قرار داشت، بار دیگر روند صعودی به خود گرفت؛ نشانهای روشن از آنکه بازیگران جهانی، عزم و انسجام تصمیمسازی در تهران را جدی میگیرند.
در همین فضا، هشدار صریح محسن رضایی جالب توجه است؛ وی با بیان نوسان سیگنالهای متناقض رئیسجمهور آمریکا، از «مذاکره نمیکنیم» تا «برای گفتوگو آمادهایم»، تأکید کرد، معادلات مربوط به نفت و تنگهها تغییر کرده است و دستوپا زدن برای کنترل تبعات، جلوی آنچه در راه است نخواهد گرفت؛ به تعبیر وی، تا زمانی که شروط ایران محقق نشود، هیچ مذاکرهای در کار نخواهد بود. این جمله، در حقیقت خط قرمز دیپلماسی فعالانه ایران را فریاد میزند؛ مذاکره از موضع برابری و در چارچوب منافع ملی، نه به مثابه تن دادن به عقبنشینی.
در چنین بستری، یک تکلیف داخلی نیز مطرح میشود و آن، انسجام روانی و رسانهای در درون است. وقتی میدان توازن قوا به سود ایران کج شده، هر سخن نابجا از سوی مسئولان که تنفس مصنوعی به طرف مقابل بدهد و به پازل دشمن کمک کند، به معنای هدر دادن دقیقههای سرنوشتساز و به تعبیر صریح، خیانت به منافع ملی است.
پیروزی در چنین نبردهایی، بیش از آنکه در میدان نظامی باشد، در جنگ روانی و ابهامآفرینی بر سر عزم ملی رقم میخورد. در افق بلندتر نیز، آنچه در جریان است، نه منازعه دوجانبه، بلکه جابهجایی تاریخی کانون قدرت از غرب به آسیاست؛ جابهجاییای که غرب چه بخواهد و چه نخواهد، به آن تن خواهد داد و همین است که آن را بسیار دردناک و پرهزینه کرده است.
آمریکا در این مسیر به تدریج سپرهای خود را از دست میدهد؛ از سویی فشار انرژی و از سوی دیگر فرسایش اعتبار نظامی، وی را در برابر سناریویی قرار میدهد که در آن ناتوان از حمایت از متحدانش خواهد بود؛ از رژیم صهیونیستی و عربستان گرفته تا قطر، بحرین، امارات و اوکراین، بازیگرانی که اتکایشان به چتر امنیتی آمریکا در حال رنگباختن است و ناظران، سرنوشت این مهرهها را در افق میانی، یکبهیک تهدیدشده میدانند.
بهره سخن
پرسشی بنیادین و راهبردی باقی میماند؛ پرسشی که ذهن هر ناظر آگاهی را درگیر خود میکند: وقتی غرب و استکبار جهانی به این بنبست راهبردی برسند و دروغ، تحریم و فشار، همه بیاثر شود، آیا دست به کار خطرناکترین سناریو خواهند شد و آخرین و شقیترین مهره خود، یعنی جنگ مستقیم و گسترده را نیز وارد میدان خواهند کرد؟ یا اینکه هزینه این خطر، برای آنان سنگینتر از پذیرش نظم جدید جهانی خواهد بود؟
به باور کارشناسان، پاسخ به این پرسش را نه واشنگتن، بلکه سطحی از آمادگی، انسجام داخلی و اتحاد میدانهای محور مقاومت تعیین خواهد کرد؛ هرچه این آمادگی چشمگیرتر و متقاعدکنندهتر باشد، احتمال جسارت دشمن برای ورود به آخرین گزینه، کمتر خواهد شد.
سه ماه پیش رو به همین دلیل، نه فقط برای ایران، بلکه برای کل نظم جهانی، آزمونی تعیینکننده خواهد بود؛ آزمونی که در آن، همان وعده دیرین «تحریم تحریمکنندگان» شاید دیگر نه آرمان، بلکه واقعیت ژئوپلیتیک باشد.