الگوی آدام اسمیتی در تجارت بین الملل

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ هر چیزی که بر اساس الگو تنظیم و اجرا شود، نتیجه اش چشم نواز، گوش نواز و دلنواز می شود. به همین دلیل است که نوارنده سازهای موسیقی با کمترین انرژی و مبتنی بر الگو، بر ذهن انسان از مغز تا قلب رسوخ پیدا می کنند و وقتی موسیقی از الگو خارج شود (و به اصطلاح پزشکی آریتمی به وجود بیاید)، ذهن و قلب پذیرا نیستند.
بعد از جنگ جهانی دوم کشورهای دنیا به این نتیجه دست یافتند اگر به دنبال تجارت آزاد باشند، تولید جهانی و کشورها رشد خواهد یافت
به نظر نگارنده، اقتصاد جهانی و به ویژه تجارت جهانی نیازمند الگو در روابط بین الملل است. آدام اسمیت و دیوید ریکاردو نخستین کسانی بودند که به هم نوایی کشورها در تجارت بین الملل اعتقاد داشتند. اسمیت در کتاب «ثروت ملل» نوشت، هر کشوری الگویی بنوازد (کالایی تولید کند) که در آن بهترین کیفیت را داشته باشد و بقیه سازها (کالاهای دیگر) را به دیگران واگذار کند. مثلاً آلمان در تولید کالاهای صنعتی مرغوب ماهر است و استرالیا در تولید محصولات کشاورزی، برزیل قهوه، ایران فرش و سایر کشورها محصولات دیگر و نتیجه هم می شود الگوی آهنگین اقتصاد جهانی.
نظریه مزیت نسبی وی در واقع نزدیک کردن اقتصاد کشورها در جهت افزایش حداکثر تولیدات بود. ایده علمی وی بعدها تکمیل و درنهایت علم تجارت بین الملل به صورت یکی از شاخه های مهم علم اقتصاد به جهانیان معرفی شد. البته افرادی مانند هیتلر در دهه 40 میلادی با تأکید بر ملی گرایی این الگو را به هم ریختند و امروز شبه هیتلر (یعنی ترامپ) نه در آلمان بلکه در آمریکا یک تنه به قلب تجارت جهانی حمله می کند.
بعد از جنگ جهانی دوم کشورهای دنیا به این نتیجه دست یافتند اگر به دنبال تجارت آزاد باشند، تولید جهانی و کشورها رشد خواهد یافت، رفاه جهانی مردم و کارایی نیروی کار بیشتر و سرمایه ها به درستی استفاده خواهد شد. در آن صورت به سمت جهانی بهتر حرکت خواهیم کرد. بنابراین تلاش شد الگوهای اقتصادی کشورهای دنیا با هم تنظیم شود. نخستین اقدام این بود که تعرفه های گمرکی را کاهش دهند تا سازهای اقتصاد کشورها هم نوا شوند و با هم صدای اقتصاد دولت های مختلف تجارت فزونی یابد.
ابتدا پیمان نامه ای به نام گات بین کشورها بسته شد و بر اساس آن کشورها موظف به کاهش تعرفه ها شدند و سپس در دهه 90 رسماً سازمان تجارت جهانی شروع به کار کرد. نتیجه آن در دهه نخست قرن بیست و یکم رشد اقتصاد جهانی بود. اما ابرقدرتی به نام آمریکا با اعمال تحریم های مختلف الگوی اقتصاد جهانی را به هم زد، زیرا در بستر سازمان تجارت جهانی قدرتی مانند چین ظهور کرد و مقابل آمریکا قرار گرفت.
البته اقتصادهای نوظهور مانند برزیل، هند آفریقای جنوبی و روسیه عرصه را بر آمریکا تنگ کردند. بنابراین آمریکا تصمیم گرفت ترمز سازمان تجارت جهانی را به صورت مستقیم و غیر مستقیم بکشد. کنث والتز صاحب نظریه نو واقع گرایی معتقد است در نظام جهانی قدرت حاکم مستقلی وجود ندارد تا عدالت برقرار کند و قدرت های بزرگ از توان خود سوء استفاده و نهادهای بین المللی را مصادره می کنند. نمونه بارز آن دولت آمریکا به ویژه با ریاست جمهوری ترامپ است.
ترامپ یک تنه به دنبال تخریب دستاوردهای بشری است و ادامه این روند نه تنها کشورهای جهان، بلکه خود آمریکا را دچار عقبگرد می کند
وی برخلاف قوانین بین المللی و اصول سازمان تجارت جهانی تعرفه های مختلفی علیه کشورها و به ویژه چین اعمال، در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل متحد یک کشور مستقل را به نابودی تهدید می کند و این برخلاف منشور ملل متحد است. جالب اینکه هیئت رئیسه مجمع به وی تذکر نمی دهند. اکنون ترامپ تهدید بزرگ علیه تجارت جهانی است و می توان از وی به عنوان مهمترین «بی نظمی تجارت جهانی» نام برد. بی نظمی ترامپی حوزه های سیاسی، اجتماعی و حتی اخلاقی را فرا گرفته است.
وی به تنهایی سطوح روابط بین الملل را چندین درجه کاهش داده و آمار صندوق بین الملل پول نشان دهنده افت رشد اقتصاد جهانی در سال آتی است. وی ادبیات متداول سخنرانی های رؤسای جمهور را تخریب کرد. تهدید و توهین به خبرنگارها، کشورها و ملت ها به صورت علنی ابداع الگوی آدام اسمیت است.
گرچه بیشتر رؤسای جمهور آمریکا به دنبال هژمون و تحقیر کشورها بودند، اما دست کم ادب کلامی و دیپلماتیک را رعایت می کردند. بسیاری از رؤسای جمهور آمریکا ادیب بودند و حتی سخنرانی های آبراهام لینکلن، باراک اوباما و ... به نوعی کلاس سخنرانی است. اما صحبت های ترامپ ناموزن، متناقض و توهین آمیز است.
به هرحال این فرد یک تنه به دنبال تخریب دستاوردهای بشری است و ادامه این روند نه تنها کشورهای جهان، بلکه خود آمریکا را دچار عقبگرد می کند. تجارت جهانی در چند دهه گذشته به صورت خودتعاملی و دیگر تعاملی ساختاری در حال ارتقا بود. به نظر می آید ترامپ آن را از الگو خارج کرده است و به سمت بی نظمی سوق می دهد. نجات تجارت جهانی از دست ترامپ ضرورت جهانی است.