پشتپرده سفر نتانیاهو به امارات

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی به تازگی در سفری اعلامنشده و محرمانه وارد ابوظبی شد و با محمد بن زاید، رئیس امارات دیدار کرد. این سفر در حالی انجام شد که چند ماه پیش نیز خبرهایی درباره سفر نتانیاهو به امارات منتشر شده بود؛ سفری که دفتر نخستوزیر رژیم صهیونیستی آن را اعلام کرده بود، اما ابوظبی اصل دیدار را رد کرد. از این رو، سفر اخیر را میتوان دومین سفر گزارششده نتانیاهو به امارات در سال جاری میلادی دانست؛ سفری که زمانبندی آن، بیش از اصل دیدار، حامل پیامهای سیاسی و امنیتی مهمی است.
میتوان یکی از مهمترین کارکردهای سفر را تلاش برای کنترل پیامدهای سیاسی پرونده هفتم اکتبر دانست
برای فهم اهمیت این سفر، باید بیش از آنکه بر محتوای رسمی دیدار تمرکز کرد، به زمان و شرایط انجام آن توجه داشت. سفر نتانیاهو تنها یک ماه پیش از انتخابات ۲۷ اکتبر رژیم صهیونیستی و همزمان با بازگشت هشدارهای پیش از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ میلادی به فضای سیاسی این رژیم انجام شده است. در چنین شرایطی، دیدار مستقیم با بن زاید نمیتواند صرفاً در چارچوب روابط دوجانبه یا رایزنیهای معمول منطقهای تفسیر شود. موضوع هفتم اکتبر برای نتانیاهو همچنان یک پرونده امنیتی، سیاسی و انتخاباتی است و هر روایت جدید درباره میزان اطلاع مقامهای صهیونیست از احتمال وقوع حمله میتواند بحث درباره مسئولیت سیاسی کابینه اش را دوباره فعال کند.
گزارشهایی که اخیراً درباره هشدار بن زاید به نتانیاهو پیش از هفتم اکتبر منتشر شده، دقیقاً از همین منظر اهمیت پیدا میکند. نتانیاهو دریافت چنین هشداری را رد کرده است، اما فارغ از صحت داشتن یا نداشتن این روایت، بازگشت آن به فضای عمومی در آستانه انتخابات برای نخستوزیر رژیم صهیونیستی از اهمیت سیاسی برخوردار است. پرسش اصلی دیگر صرفاً این نیست آیا هشداری منتقل شده یا نه؛ بلکه موضوع گستردهتر، میزان اطلاع کابینه، نحوه ارزیابی تهدید و مسئولیت تصمیمگیری در قبال اطلاعات احتمالی پیش از حمله است. به همین دلیل، دیدار با شخصی که نام وی مستقیماً در این روایت مطرح شده، در چنین مقطعی میتواند بخشی از تلاش برای مدیریت موضوع سیاسی و روایتی باشد که پیامدهای آن فراتر از روابط خارجی است.
از این منظر، میتوان یکی از مهمترین کارکردهای سفر را تلاش برای کنترل پیامدهای سیاسی پرونده هفتم اکتبر دانست؛ نه لزوماً به معنای وجود توافق پنهان، بلکه به معنای ضرورت گفتوگوی مستقیم با طرفی که در این روایت جایگاه محوری دارد. برای نتانیاهو، تفاوت میان باقی ماندن این موضوع در سطح ادعای رسانهای و تبدیل شدن آن به موضوع تثبیتشده در افکار عمومی و رقابت انتخاباتی، اهمیت زیادی دارد. بنابراین، زمان دیدار با بن زاید را نمیتوان از فضای سیاسی داخلی رژیم صهیونیستی جدا کرد.
با این حال، محدود کردن سفر به انتخابات و هفتم اکتبر نیز به همان اندازه سادهسازی خواهد بود. روابط امارات و رژیم صهیونیستی سالهای گذشته به حوزههای متعددی از اقتصاد و فناوری تا همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی گسترش یافته است. تحولات امنیتی سال جاری میلادی و بهویژه جنگ علیه ایران، اهمیت این همکاریها را بیش از گذشته افزایش داده است. در چنین شرایطی، دیدار رؤسای دو طرف میتواند فرصتی برای ارزیابی مجدد همکاریهای امنیتی و بررسی پیامدهای نظم امنیتی در حال شکلگیری در غرب آسیا باشد.
ایران در این میان یکی از مهمترین متغیرهای مشترک در محاسبات ابوظبی و تلآویو است، اما همین موضوع یکی از نقاط تفاوت آنها نیز به شمار میرود. رژیم صهیونیستی موضوع ایران را عمدتاً در قالب تهدید امنیتی مستقیم و بلندمدت تعریف و بر مهار ظرفیتهای راهبردی تهران تأکید میکند. امارات، در مقابل، ضمن برخورداری از نگرانیهای امنیتی نسبت به ایران، به دلیل موقعیت جغرافیایی، پیوندهای اقتصادی و ملاحظات امنیتی خلیج فارس، به حفظ کانالهای ارتباطی و مدیریت تنش با تهران نیز نیاز دارد. بنابراین، اشتراک نگرانیها الزاماً به معنای اشتراک کامل در راهبرد نیست.
در شرایطی که روابط امارات و رژیم صهیونیستی رسمی است، دیدار محرمانه رهبران دو طرف نشان میدهد برخی موضوعات همچنان نیازمند گفتوگو در سطح محدود و خارج از فضای عمومی هستند
همین تفاوت، اهمیت رایزنی مستقیم میان ابوظبی و تلآویو را افزایش میدهد. موضوع برای امارات صرفاً مقابله با تهدیدات امنیتی نیست؛ بلکه مدیریت همزمان چند رابطه و جلوگیری از تبدیل رقابتهای منطقهای به هزینههای مستقیم برای امنیت و اقتصاد این کشور نیز اهمیت دارد. برای تلآویو نیز امارات یکی از معدود شرکای عربی است که میتواند در ترتیبات منطقهای، ظرفیت دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی قابل توجهی در اختیار آن قرار دهد. بنابراین، حفظ رابطه با ابوظبی برای رژیم صهیونیستی تنها دستاورد دیپلماتیک نیست، بلکه بخشی از تلاش برای تثبیت جایگاه منطقهای آن است.
از همین رو، میتوان سفر نتانیاهو را در سه سطح بههمپیوسته تحلیل کرد:
سطح نخست، سیاست داخلی: جایی که نتانیاهو در آستانه انتخابات با پیامدهای سیاسی هفتم اکتبر و مناقشه درباره عملکرد دولت مواجه است.
سطح دوم، رابطه دوجانبه با امارات: رابطهای که سالهای اخیر به همکاری چندبعدی تبدیل شده و برای هر دو طرف ارزش راهبردی یافته است.
سطح سوم، محیط امنیتی منطقه: پس از جنگ رمضان وارد مرحلهای جدید شده و موضوعاتی مانند امنیت خلیج فارس، زیرساختهای حیاتی، مسیرهای انرژی و نقش قدرتهای خارجی را بیش از گذشته به یکدیگر پیوند داده است.
محرمانه بودن سفر نیز در همین چارچوب معنا مییابد. در شرایطی که روابط امارات و رژیم صهیونیستی رسمی است، دیدار محرمانه رهبران دو طرف نشان میدهد برخی موضوعات همچنان نیازمند گفتوگو در سطح محدود و خارج از فضای عمومی هستند. محرمانه بودن دیدار بهخودیخود اثباتکننده وجود توافق خاص نیست، اما نشان میدهد دو طرف ترجیح دادهاند بخشی از رایزنیها را پیش از تبدیل شدن به موضع عمومی مدیریت کنند. این موضوع درباره موضوعاتی مانند ایران، همکاریهای امنیتی و پرونده هفتم اکتبر اهمیت بیشتری مییابد؛ زیرا هر سه موضوع برای افکار عمومی و سیاست داخلی دو طرف حساسیتبرانگیز هستند.
در این میان، یک نکته اساسی نباید نادیده گرفته شود؛ سفر نتانیاهو را نباید اقدامی با هدف واحد دانست. سیاست خارجی در سطح سران معمولاً محل تلاقی چند محاسبه همزمان است و این سفر نیز از چنین قاعدهای مستثنا نیست. نتانیاهو از سویی با موضوع داخلی و انتخاباتی مواجه است و از سوی دیگر، به حفظ روابط راهبردی با امارات و هماهنگی درباره محیط امنیتی جدید منطقه نیاز دارد. محمد بن زاید نیز همزمان باید رابطه با تلآویو را مدیریت و در عین حال، فضای روابط خود با تهران و دیگر بازیگران منطقهای را کنترل کند.
بنابراین، اهمیت سفر بیش از آنکه در دستیابی احتمالی به توافق مشخص نهفته باشد، در همزمانی چند پرونده حساس است. بازگشت مناقشه هشدار پیش از هفتم اکتبر در آستانه انتخابات، نیاز نتانیاهو به مدیریت پیامدهای سیاسی این پرونده، اهمیت روابط امارات و رژیم صهیونیستی و ضرورت رایزنی درباره ترتیبات امنیتی پس از جنگ رمضان ، همگی در یک نقطه به هم رسیدهاند. به همین دلیل، این سفر را باید نه رویدادی منفرد، بلکه بخشی از تلاش دو طرف برای مدیریت همزمان سیاست داخلی، روابط دوجانبه و محیط راهبردی متحول غرب آسیا دانست.
در نهایت، شاید مهمترین پیام این سفر در خود دیدار نهفته نباشد، بلکه در شرایطی باشد که این دیدار در آن انجام شده است. نتانیاهو در فاصله کوتاهی تا انتخابات، با پروندهای مواجه است که همچنان میتواند روایتهای سیاسی درباره مسئولیت دولت در هفتم اکتبر را تحت تأثیر قرار دهد؛ همزمان، محیط امنیتی منطقه پس از جنگ رمضان به بازتنظیم روابط میان بازیگران اصلی نیاز دارد. در چنین شرایطی، ابوظبی برای نتانیاهو صرفاً یک پایتخت عربی نیست، بلکه نقطهای است که در آن ملاحظات سیاسی داخلی، همکاری امنیتی و معادلات منطقهای به یکدیگر متصل میشوند. از این منظر، سفر را میتوان تلاشی برای مدیریت همزمان این سه سطح دانست؛ تلاشی که اهمیت آن بیش از هر چیز از زمانبندی آن و از پیوند میان پروندههای داخلی و تحولات منطقهای ناشی میشود.