مصر در قفس طلایی کمپ دیوید

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ موضوع روابط ایران و مصر همواره یکی از پیچیدهترین پروندههای دیپلماسی در جهان اسلام و منطقه غرب آسیا بوده است. با وجود ابراز تمایلهای متناوب و تعارفات معمول دیپلماتیک میان تهران و قاهره، گرههای کور ساختاری مانع از احیای رسمی و تمامعیار این روابط شده است. ریشه این بنبست بیش از آنکه در موضوعات دوجانبه باشد، در چارچوبهای تحمیلی پیمان کمپ دیوید و ساختار وابستگی امنیتی و مالی مصر به واشنگتن و تلآویو نهفته است.
وضعیت مصر شبیه انسانی است که در قفس طلایی محبوس کردهاند و هر روز سهم آب و غذایش را کم میکنند
قاهره در چارچوب معاهده کمپ دیوید عملاً در قفسی طلایی محبوس شده و با دریافت کمکهای مالی سالانه واشنگتن، استقلال تصمیمگیری خود را واگذار کرده است؛ از همین رو، هرگونه رابطه راهبردی با جمهوری اسلامی ایران از سوی قاهره به عنوان نقض بندهای امنیتی کمپ دیوید تلقی میشود و مصر توان خطر برای خروج از این معاهده ندارد.
پس از سال ۱۳۶۹ که تلاشها برای عادیسازی روابط ایران با جهان عرب آغاز شد و مناسبات با اغلب کشورهای عربی بهبود یافت، پرونده مصر تنها استثنای این روند باقی ماند. در ابتدا با توجه به امضای پیمان کمپ دیوید از سوی قاهره، تمایل چندانی نیز از سمت ایران وجود نداشت و تعاملات به بازگشایی دفاتر حفاظت منافع محدود شد؛ اما در سالهای بعد (ازجمله اوایل دهه 70)، تهران گامهایی برای برقراری مجدد روابط رسمی برداشت، ولی درنهایت شخص حسنی مبارک حاضر به پذیرش و برقراری روابط سیاسی نشد.
دلیل اصلی خودداری قاهره آن است که مصر به طور کامل در مدار تعهدات پیمان کمپ دیوید قرار دارد؛ پیمانی که قاهره را متعهد به پیشبرد روند صلح با رژیم صهیونیستی کرده و در ازای آن، کمکهای سالانه آمریکا (حدود ۲ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار) به اقتصاد مصر تزریق شده است. بنابراین، سیاست خارجی مصر در قبال تلآویو، تهران و کل منطقه به شدت در بندهای این توافقنامه محصور مانده است.
ناتوانی دولتها در خروج از قفس طلایی کمپ دیوید
بر اساس حقوق بینالملل، پس از هر انقلاب یا دگرگونی بنیادین حکومتی، کشورها حق دارند در فرصتی مقتضی از تعهدات تحمیلی پیشین خارج شوند؛ اما در مصر، با وجود تمامی تحولات و آمدورفت دولتها، هیچ حاکمیتی جرئت خروج از کمپ دیوید ندارد. از شورای نظامی به رهبری طنطاوی گرفته تا دولت محمد مرسی، عدلی منصور و سپس عبدالفتاح السیسی، همگی بلافاصله پس از به قدرت رسیدن، پایبندی بیچونوچرای خود را به این پیمان اعلام کردند.
مصر در این ۴۸ سال روزبهروز تضعیف شد. وضعیت مصر درست شبیه انسانی است که در قفس طلایی محبوس کردهاند و هر روز سهم آب و غذایش را کم میکنند؛ به نحوی که اکنون دیگر توان و رمقی برای گسستن این زنجیرها ندارد. از آنجا که بهبود روابط با جمهوری اسلامی ایران حرکتی در تقابل بنیادین با روح پیمان کمپ دیوید به شمار میرود، قاهره توان و استقلال لازم برای عملی کردن این تصمیم ندارد؛ هرچند در دیدارهای دیپلماتیک میان دو طرف تعارفاتی مبنی بر عظمت و بزرگی دو ملت ردوبدل شود.
شکاف میان تبلیغات و واقعیت نظامی
گرچه دستگاههای تبلیغاتی قاهره بسیار گسترده عمل و گاه موضوعاتی نظیر تلاش برای خرید سلاح از روسیه یا در اختیار داشتن تسلیحات پیشرفته را مطرح میکنند، اما واقعیتهای میدانی حاکی از ضعف ساختاری مصر است. مصر با وجود ادعاهای رسانهای، وارد تقابل واقعی در میدانها (مانند جنگ علیه یمن به نفع ائتلاف سعودی) نشد و ظرفیتهای آن به شدت در کنترل غرب است.
بر اساس همان شروط کمپ دیوید، صحرای سینا به سه منطقه امنیتی تفکیک شده و ارتش مصر حتی اجازه ورود آزادانه به مناطق اختصاصی خود ندارد؛ بلکه حضور نظامیان صرفاً به نیروهای پلیس با تسلیحات محدود (مانند سلاحهای کمری) مشروط شده و ورود تانک و ادوات سنگین ممنوع است. ناوگان جنگندههای اف۱۶ مصر نیز کاملاً برنامهریزیشده و تحت نظارت آمریکا قرار دارد. مصر با تمام جمعیت، موقعیت ژئوپلیتیک و پیشینه تاریخیاش، کشوری بسیار مهم و واجد ظرفیتهای بالقوه بالاست، اما این زنجیرهای وابستگی، توان اثرگذاری واقعی را از این کشور سلب می کند.