هندسه جنگ شناختی در بزنگاه پیروزی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تجربه صدر اسلام به روشنی گواه این واقعیت است؛ در جنگ حنین، مغرور شدن مسلمانان به فزونی جمعیت موجب تنبیه الهی شد تا توجه به مبدأ قدرت فراموش نشود. همچنین در غزوه احد، هرچند رها کردن تنگه عینین خطای تاکتیکی بزرگی بود، اما ضربه سهمگین اصلی و فروپاشی روانی سپاه اسلام از جنگ شناختی دشمن و شایعه هراسافکن شهادت پیامبر اکرم (ص) ناشی شد. از همین رو، امام شهید در پایان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه پیروزی را نوید دادند، اما همزمان جامعه را به قرائت سوره فتح، دعای توسل و دعای چهاردهم صحیفه سجادیه فراخواندند؛ زیرا در آستانه پیروزی و دست برتر، تقویت معنویت و هوشیاری شناختی بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد تا جنگ برده به شکست بدل نشود.
دشمن پس از جلب اعتماد مخاطب، اخبار را با تحلیلهای غلط، خطرناک و جهتدار میآمیزد
بنبست تسلیحاتی دشمن و تغییر ریل به سمت جنگ ادراکی
هنگامی که دشمن در عرصه نبرد سخت و ادوات نظامی به بنبست میرسد و به دلیل شجاعت مدافعان، ابتکارات بازدارنده رزمندگان، همراهی متحدان منطقهای نظیر انصارالله و تسلط بر گلوگاههای راهبردی تنگه هرمز و بابالمندب از تأثیرگذاری بازمیماند، ناگزیر میدان بازی را تغییر میدهد.
در مواجهه با ابزارهای غیرنظامی، جامعه ما در برابر جنگ اقتصادی نوعی پیشآگاهی و تابآوری ذهنی دارد؛ مردم میدانند حربه تحریم و فشار مالی بخشی از رفتار دشمن است و آمادگی نسبی برای مقابله با آن دارند. اما نقطه آسیبپذیر اصلی آنجاست که نبرد وارد حوزه جنگ شناختی میشود؛ عرصهای که دشمن از ابزارها و تجارب دیرینه رسانهای بهره میبرد و بر روی کمبود سواد رسانهای، شکافهای داخلی، منازعات نظری دهههای گذشته و اختلافات جریان های سیاسی سرمایهگذاری سنگین میکند.
دشمن در عرصه رسانه راهبردی گامبهگام و بسیار پیچیده عمل میکند:
- گام نخست، معتبرسازی رسانه با سوءاستفاده از روایت اول: برخلاف تصور رایج، همیشه ارائه «روایت اول» راهبردیترین اقدام نیست. دشمن در بسیاری از صحنههایی که متحمل ضربه سنگین میشود، ازجمله هلاکت فرماندهان ارشد رده یک خود یا انهدام پایگاههای فوق راهبردی، هرگز روایت اول منتشر نمیکند و حتی اخبار را سانسور و تکذیب میکند. اما در راهبرد نفوذ، ابتدا با انتشار اخبار درست، جزئیات دقیق و تلاش برای ارائه روایت اول، مرجعیت و اعتبار شبکه خبری خود (مانند بیبیسی، اینترنشنال و رسانههای همسو) را در چشم مخاطب بالا میبرد.
- گام دوم، پیوند خبر درست با تحلیل مسموم و دستکاری هیجانات: پس از جلب اعتماد مخاطب، اخبار را با تحلیلهای غلط، خطرناک و جهتدار میآمیزد. در این مرحله، با تکنیکهای روانی اقناع، هیجانآفرینی، مظلومنمایی، بزرگنمایی ضعفها، کوچکنمایی دستاوردها و وارونهنمایی واقعیت، ذهن و محاسبات مخاطب را تنظیم میکند تا تحلیل تحمیلی را به عنوان حقیقت بپذیرد.
- گام سوم، تزریق مستقیم اخبار ساختگی و هدایت افکار عمومی: در گام نهایی، وقتی مخاطب به صحت تحلیل و گزارشهای پیشین باور پیدا کرد، هر ادعایی از سوی اتاق خبر دشمن به عنوان گزاره خبری قطعی پذیرفته میشود. در این مرحله ادعاهایی مطرح میشود؛ مانند سخنان دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا درباره میزان تردد نفت از تنگه هرمز، ادعای مصونیت امارات یا ادعاهای بیاساس درباره باز شدن مسیرها. کار رسانهای هماهنگ سعودی، اماراتی و صهیونیستی به گونهای رقم میخورد که ساختار دفاعی کشور ناچار شود هزینههای مضاعفی را برای ابطال آثار این عملیات روانی سنگین متحمل شود.
شکاف میان فضاسازی ادراکی و واقعیتهای میدان
شایعاتی که در فضای عمومی دهان به دهان میچرخد، با واقعیتهای میدانی در تعارض کامل است. در حالی که افکار عمومی تحت تأثیر اخبار جعلی میپرسند چرا در حوزه تنگه هرمز و مراودات منطقهای اقدامی انجام نمی شود، حقیقت آن است که موضوع کلید فرماندهی تنگه هرمز در اختیار ساختارهای دولتی نیست، بلکه مستقیماً تحت هدایت عملیاتی قرار دارد.
رهبر معظم انقلاب بارها تأکید فرمودهاند گوشهای خود را بر پیامها و القائات رسانههای غربی ببندید
علاوه بر این، در حوزه پاسخ به شرارتها، مواضع گازی امارات به طور جدی هدف قرار گرفته و روزهای گذشته چندین فروند شناور باری و نفتی سنگین متخلف رهگیری و منهدم شدهاند؛ اما به دلیل تسلط اتاق خبر دشمن بر اذهان، این واقعیت ها زیر غبار عملیات روانی پنهان میماند.
خطرناکترین مرحله جنگ شناختی آن است که جامعه همان گزارههای القایی دشمن را باور، تکرار و علیه خودی مطالبه کند و به تخریب مسئولان و فرماندهان بپردازد. این جریان صرفاً به وسیله رسانههای بیگانه هدایت نمیشود، بلکه سه دسته داخلی ناخواسته یا خواسته به آن ضریب میدهند:
۱. عوامل نفوذی و گماشته مستقیم دشمن که در مجامع حضور دارند.
۲. چهرههای مشهور رسانهای و کارشناسان شناختهشدهای که سواد رسانهای کافی ندارند و خود در تله این اخبار گرفتار میشوند و به دلیل شهرت، ضریب نفوذ شایعه را چندبرابر میکنند.
۳. افرادی که به دلیل حب و بغضهای سیاسی، دلخوریهای جریانی یا ناکامی در کسب مناصب مدیریتی، از خطوط خبری دشمن به عنوان اهرم تسویهحساب با نیروهای خودی استفاده میکنند تا القا کنند کشور در موضع ضعف، بنبست و شکست قرار دارد.
نمونه بارز آن، انتشار ادعای کذب درباره فلان موضوع دیپلماتیک است؛ با وجود آنکه رسانه مبدأ خود مجبور به تکذیب و اصلاح خبر میشود، چهره مدعی داخلی حاضر به حذف پیام ها و استرداد ادعای خود نیستند و حتی در صورت اصلاح، آسیب روانی اولیه بر جای مانده است.
لزوم هوشیاری و تبعیت از راهبرد مسدودسازی منافذ دشمن
رهبر معظم انقلاب بارها تأکید فرمودهاند گوشهای خود را بر پیامها و القائات رسانههای غربی ببندید و در صورت لزوم رصد، با عینک بدبینی مطلق با آنان روبهرو شوید.
اصل بنیادین در مواجهه با جنگ شناختی این است که اعتماد به نهادهای حاکمیتی و فرماندهی داخلی همواره باید بر گزارشهای بلندگوهای بیگانه ارجحیت یابد. اگر جامعه در نقطهای به مسئولان و ساختار خودی اعتماد کند و بعدها مشخص شود درصدی خطا وجود داشته، راه نقد درونگفتمانی و مطالبهگری اصلاحی باز است؛ اما اگر بر پایه سناریوی دشمن به تخریب ارکان دفاعی پرداخته شود، زیان آن صددرصدی و جبرانناپذیر خواهد بود و کشور را به موضع ضعف میکشاند. در دوران پیشرو، حفاظت از ورودیهای سمعی و بصری و صیانت از تقوای رسانهای، ضامن حفظ دستاوردهای تاریخی نبرد است.