نقش زنان در تعیین سرنوشت میدان و خیابان

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ اینکه این روزها بانوان با حضور دلیرانه خود در خیابان ها و میدان عرصههای حضور را در کنار مردان تصاحب کرده اند، نباید در حد یک تمجید از زنان خواند. اگر قرار باشد پیام امام خامنه ای (حفظه الله)، رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره دلاوری زنان تبیین شود، باید از همین نقطه آغاز کرد: چه اتفاقی افتاده که در توصیف دلیری یک ملت، زن از حاشیه به متن روایت آمده است؟
مفهوم «زن دلیر» از کلیشههای رایج فاصله میگیرد. زن برای دلیر بودن لازم نیست شبیه مرد شود
سالها وقتی از دلاوری، مقاومت و ایستادگی حرف میزدیم، تصویر غالب، تصویر مردی بود که در خط مقدم و زیر آتش مستقیم دشمن ایستاده است. زن در این روایت بیشتر در پشت صحنه دیده میشد؛ مادری که فرزندش را بدرقه میکند، همسری که چشمانتظار میماند یا خانوادهای که رنج جنگ را تحمل میکند. این تصویر البته بخشی از واقعیت بود، اما همه واقعیت نبود.
زن فقط تحملکننده حوادث بزرگ نیست؛ میتواند یکی از سازندگان صحنه تاریخ و میدان و خیابان باشد. زنان در میان روایت های عمومی، قشری هستند که در بعضی عرصهها حتی از مردان سبقت گرفتهاند.
دلیری، انتخاب است نه ویژگی جسمانی
اگر دلیری را با نترسیدن برابر بگیریم، بخش مهمی از ماجرا را از دست دادهایم. آدم دلیر لزوماً آدم نترس نیست. اتفاقاً امکان دارد بترسد، نگران باشد، عزیزانی برای از دست دادن داشته باشد و خطر را بهتر از دیگران بشناسد؛ اما اجازه ندهد ترس، وی را از مسئولیتی که برای خود شناخته است کنار بزند. پس دلیری را میتوان بیش از آنکه ویژگی جسمانی دانست، انتخابی در موقعیت دشوار تلقی کرد.
مفهوم «زن دلیر» از کلیشههای رایج فاصله میگیرد. زن برای دلیر بودن لازم نیست شبیه مرد شود. شاید یکی از اشتباهات در روایت زنان همین باشد که هر وقت میخواهیم از قدرت و شجاعت آنها حرف بزنیم، آنها را با معیارهای از پیش ساختهشده مردانه اندازه میگیریم. زن اگر وارد میدان نظامی شود، شجاع است؛ اگر مسئولیتی رسمی بپذیرد، اثرگذار است؛ اگر در موقعیت سخت تصمیم بزرگی بگیرد، قهرمان است؛ اما اگر همان زن، در سکوت خانه بار یک بحران را به دوش بکشد، خانواده را سرپا نگه دارد، فرزندش را آرام کند، در محلهاش مسئولیت بپذیرد، به کمک دیگران برود یا در موقعیت دشوار اجتماعی کنار مردم بایستد، آیا اینها از جنس دلیری نیست؟
اتفاقاً تعبیر «بعضی از عرصههای حضور دلیرانه» این امکان را به ما میدهد که دلیری را وسیعتر ببینیم. همه میدانها خاکریز ندارند. بعضی میدانها خانهاند، بعضی محلهها، بعضی فضای اجتماعی و حتی یک تصمیم شخصی که میتواند سرنوشت یک خانواده را تغییر دهد.
اگر بخواهیم مفهوم عبارت «زنان، از مردان سبقت میگیرند» را درست بفهمیم، نباید آن را به مسابقه میان زن و مرد تقلیل دهیم. قرار نیست ثابت کنیم زنان از مردان شجاعترند یا مردان از زنان. زمانی دلیری جامعه ایرانی عمدتاً با چهره مردان شناخته میشد؛ امروز برای روایت بخشی از این دلیری، ناچاریم زن را هم در مرکز قاب قرار دهیم.
جامعهای که میخواهد مفهوم «زن دلیر» را بفهمد، باید همه جزئیات را ببیند. چون دلیری همیشه با یک صحنه بزرگ و پرهیجان اتفاق نمیافتد. گاهی دلیری یعنی ماندن در میدان و خیابان، وقتی رفتن آسانتر است. گاهی یعنی مسئولیت پذیرفتن وقتی میتوانی گوشهای بایستی و تماشا کنی. گاهی یعنی امید دادن به مردان وقتی خودت هم خستهای و گاهی یعنی وارد میدان و خیابان شدن که پیشتر تصور میشد فقط جای مردان است.
دلیری زنانه، نسخهای از دلیری مردانه نیست. امکان دارد در سکوت باشد، در استقامت روزمره، در مسئولیتپذیری بیادعا، در ماندن وقتی رفتن آسانتر است
تجلی میدانی: ۱۱۰ هزار جانفدایی در البرز
این تغییر جایگاه، فقط در عرصه نظر و تحلیل باقی نمانده است. در رزمایش و اجتماع ۱۱۰ هزار نفری «جان فدایان البرزی» که دهم مهرماه در کرج برگزار شد، زنان نه به عنوان تماشاگر، که به عنوان بخشی از بدنه اصلی این حرکت مردمی حاضر بودند. بانوان البرزی بخش قابلتوجهی از جمعیت حاضر در این رزمایش را تشکیل میدادند و گروهی در قالب گردان خواهران در برنامه شرکت کردند .
آنچه این حضور را معنادار میکند، نه فقط تعداد، که کیفیت آن است: زنانی که در کنار خانواده آمده بودند و زنانی که خودشان بخشی از گردانهای سازمانیافته بودند، هر دو در ساختن این صحنه سهم داشتند. دبیرکل جانفدایان البرزی با تأکید بر حضور بانوان گفته بود، در اصلیترین جایگاه استقرار گردانها، استقرار پیشدستانه گردانهای بانوان وجود داشت و پرچم این حرکت مردمی در دست زنان بود. در مسیری که از میدان سپاه تا میدان جمهوری امتداد داشت، بانوان در نقاط مختلف حاضر بودند؛ برخی در کنار همسر و فرزند، برخی در گروههای مستقل و برخی در جایگاههای تعریفشده برای گردانهای خواهران .
وقتی زنان به میدان میآیند، مردان همراه میشوند
آنچه در کشور رخ می دهد، نمونه عملی از همان تحولی است که در پیام رهبر انقلاب به آن پرداخته شد. وقتی «زنان دلیر» به سوی میدان و خیابان حرکت میکنند، مردان هم مجبور میشوند آنان را همراهی کنند. بنابراین زنان دلیر ما باید حرکتی دوباره را آغاز کنند. این حرکت، نه یک مسابقه با مردان، بلکه همراهی برای ساختن جامعهای است که در آن دلیری، دیگر جنسیت نمیشناسد.
دلیری زنانه، نسخهای از دلیری مردانه نیست. امکان دارد در سکوت باشد، در استقامت روزمره، در مسئولیتپذیری بیادعا، در ماندن وقتی رفتن آسانتر است. اما آنچه مسلم است، اینکه امروز برای روایت دلیری یک ملت، باید زن را در متن دید، نه در حاشیه.