رسوایی فرانسه با اوجگیری اعتراضات دانشآموزی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ فرانسه این روزها شاهد موجی از اعتراضات دانشآموزی است. اعتراضاتی که از حومه پاریس آغاز شد و در مدت کوتاهی به صدها مدرسه در سراسر فرانسه رسید. دانشآموزان فرانسوی از کمبود معلم، کلاسهای شلوغ، فرسودگی ساختمانهای مدارس، فشارهای آموزشی و کمبود امکانات گلایه دارند و بخشی از این اعتراضات نیز در واکنش به برنامههای بودجهای دولت شکل گرفته است. آنچه این تحولات را قابل تأملتر میکند، فاصله میان تصویری است که فرانسه و دیگر کشورهای غربی از خود به عنوان مدافعان آموزش عمومی، حقوق شهروندی و آزادی اعتراض ارائه میکنند و واقعیتهایی است که در خیابانهای این کشور دیده میشود. اعتراض دانشآموزان، بهویژه زمانی که پای نوجوانان در میان است، آزمونی برای سنجش میزان تحمل ساختار سیاسی در برابر مطالبات اجتماعی به شمار میرود.
در فرانسه، دانش آموزان صرفاً به دلیل اعتراض علیه دولت و نظام آموزشی این کشور و کمبودهای آن، با خشنترین نوع برخوردها رو به رو می شوند
در حالی که مقامهای فرانسوی بر حق اعتراض مسالمتآمیز تأکید کردهاند، گسترش درگیریها و ورود نیروهای پلیس به صحنه، بحثهایی جدی درباره شیوه مواجهه دولت با معترضان نوجوان ایجاد کرده است. این تحولات بار دیگر نشان میدهد حتی در کشورهای مدعی برخورداری از نظامهای پیشرفته رفاهی و آموزشی، شکاف میان شعارهای رسمی و تجربه روزمره شهروندان میتواند به نقطهای برای شکلگیری اعتراضات اجتماعی تبدیل شود.
از این رو، اعتراضات دانشآموزی در فرانسه و برخورد سرکوبگرانه دولت این کشور با آن، حامل دستکم چهار نکته رسواکننده است.
نخست، اینکه برخوردهای خشن نیروهای امنیتی فرانسه با دانش آموزان معترض، بار دیگر پرده ای جدید از رسوایی غربی ها را در زمینه حقوق بشر کنار زد. دولت های غربی سال هاست خود را مدینه فاضله مدنیت و حکمرانی و احترام به حقوق بشر و آزادی بیان معرفی کرده اند و می کنند. حال اینکه جهانیان نظارهگر ویدئوهای برخوردهای خشونتآمیز پلیس فرانسه با معترضان دانشآموز در این کشور و حتی شلیک گلوله های پلاستیکی از نزدیک به صورت آنها و همچنین ضرب و شتم شان هستند که نشان می دهد تا چه اندازه میان تصویری که غرب از خود ساخته و واقعیت های آن، فاصله و تفاوت وجود دارد.
دوم، اینکه هنوز از یاد نبردهایم در جریان تحولات سال های اخیر در ایران و به ویژه اتفاقات دی ماه سال گذشته در کشورمان، بسیاری از دولت های غربی و به طور خاص فرانسه به ایران خرده می گرفتند که چرا با تروریست هایی که به سمت مردم و نیروهای امنیتی کشورمان شلیک میکردند، برخورد می شود؟ این در حالی است که اکنون در فرانسه، دانش آموزان این کشور، صرفاً به دلیل اعتراض علیه دولت فرانسه و نظام آموزشی این کشور و کمبودهای آن، با خشنترین نوع برخوردها رو به رو می شوند.
اکنون باید از پلیس فرانسه و دولت این کشور پرسید اگر در این اعتراضات، افرادی مسلح به سمت نیروهای امنیتی فرانسه شلیک کنند، واکنش آنها چگونه خواهد بود!؟ وقتی آنها با اعتراضات دانشآموزان در کشور خود چنین برخوردی می کنند، چرا در موضوع ایران و برخورد کشورمان با تروریستها، دورویی و نفاق خود را به نمایش می گذارند.
ادعای آزاد بودن رسانه ها در غرب دروغی بزرگ است و بسیاری از این رسانه ها نمی توانند خارج از آنچه غرب فکر و عمل می کند، دایره کنشگری داشته باشند
سوم، اینکه برخورد خشن و تند نیروهای امنیتی فرانسه و حتی وزیران دولت این کشور با موضوع اعتراضات دانش آموزی در فرانسه، نشان می دهد نظام حکمرانی در فرانسه حتی تحمل کوچکترین انتقادات ندارد. به هر حال در هر جامعه ای، نوجوانانی که در سن مدرسه رفتن هستند، به مثابه گروه سنی ای درنظر گرفته می شوند که در مواجهه با آنها باید تا جای ممکن انعطاف و صبر نشان داد. حال برخورد خشن پلیس فرانسه با دانشآموزان فرانسوی نشان می دهد گویی نظام حکمرانی این کشور اقتدارگراتر شده است و همین موضوع می تواند تبعات منفی برای فرانسه نوید دهد. از یاد نبریم فرانسه سال های اخیر شاهد چندین و چند اعتراضات گسترده بوده و در تمامی آنها، بی تدبیری و خشونت پلیس و دولت فرانسه در مواجهه با مردم خود، آشکار بوده است. ورای این موارد، اعتراضات جاری در فرانسه بار دیگر نشان داد ساختن مدینه فاضله از غرب در موضوعاتی نظیر برخورداری از نظام برتر آموزشی در جهان گزافه ای بیش نیست.
چهارم، اینکه نحوه پوشش اعتراضات فرانسه به وسیله رسانه های غربی نیز جالب است. بسیاری از این رسانه ها که خارج از منظومه گفتمانی جهان غرب نیستند، اعتراضات دانشآموزان را با عنوان آشوب معرفی می کنند. حتی بعضی رسانه های فارسی زبان خارجنشین هم با نمایش استانداردهای دوگانه خود، دانشآموزان فرانسوی را مشتی آشوبگر و خرابکار معرفی کرده اند.
این موضوع بار دیگر این گزاره را تأکید می کند که ادعای آزاد بودن رسانه ها در غرب دروغی بزرگ است و بسیاری از این رسانه ها نمی توانند خارج از آنچه غرب فکر و عمل می کند، دایره کنشگری داشته باشند. در عین حال، رسانه از منظر غربی ها ابزاری برای جنگ نرم علیه دیگر کشورها و ملت ها نیز هست و بسیاری از رسانه های جریان اصلی غربی، از کارکرد اصلی خود که روایت واقعیت ها است، مدتهاست فاصله گرفتهاند.