تله تنش فرسایشی در عمق راهبردی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در شرایطی جنگ ایران و آمریکا از هفتمین ماه خود میگذرد که در آخرین تلاش دیپلماتیک دولت چهاردهم در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، آمریکاییها به راحتی زیر میز زدند، حتی از توافق اسلامآباد نیز عبور کردند و عملاً زمینه بسته شدن مسیر گفتوگو را فراهم کردند. در این شرایط سناریویی که به نظر می آید این است همانطور که پیشبینی میشد خود را برای تنش بزرگتر با ایران آماده کنند.
تصور مسلط بر دستگاه دیپلماسی این است با دادن امتیازاتی همچون برجام میتوان جلوی انگیزه کاخسفید را برای تقابل با ایران گرفت
این موضوع کاملا عیان شد پس از آغاز تنش رژیم صهیونیستی در اردیبهشت1404، این رژیم یارای مقابله با ایران و رساندن آمریکا به اهدافش علیه جمهوری اسلامی ایران نیست و از آنجاکه ناتو با روسیه درگیر است، قطعاً باید آمریکا خودش وارد میدان میشد و شاهد بودیم پس از حادثه تلخ دی ماه 1404، واشنگتن با این تصور که سرمایه اجتماعی در بدنه مردم ایران به دست آورده به جنگ با تهران برخاست و تلاش کرد فضای تنش را به سمت سرنگونی نظام حاکم بر ایران و سپس تجزیه پیش برد که در هدفگذاریهای خود تاکنون شکست خورده است.
به همین دلیل آمریکا به دنبال دستیابی به «پیروزی بزرگ» در ایران است. هرچه به زمان انتخابات میاندورهای آمریکا نزدیک میشویم فشار بر جمهوریخواهان و دونالد ترامپ بیشتر میشود که بتواند اکثریت دو مجلس آمریکا یا اصطلاحاً کنگره را حفظ کند اما با نرخ کنونی انرژی و ایستادگی ایران، این مهم کمی دور از دسترس است.
آن چیزی که از رفتار دستگاه سیاست خارجی در اجلاسیه فعلی مجمع عمومی سازمان ملل متحد شاهد بودیم این بود که تلاش شد با همراه کردن افکار عمومی حامیان سخت جمهوری اسلامی(با سخنرانی رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد) و البته دادن پالس آمادگی برای مذاکره و حتی دستیابی به توافق تا پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا، مسیری باز کند تا به زعم خود جلوی جنگ را بگیرد، اما متأسفانه باید عنوان کرد، نوع موضعگیریهای متناقض اخذ شده در سفر به نیویورک، طرف مقابل را به این تصور انداخت ایران در ابتکارات به بنبست خورده و در هر شرایطی حاضر به قبول پیشفرضهای طرف آمریکایی است.
نکته اینجاست دولت و تصور مسلط بر دستگاه دیپلماسی این است که با دادن امتیازاتی همچون اتفاقاتی که در برجام رخ داد میتوان جلوی انگیزه کاخسفید را برای تقابل با جمهوری اسلامی ایران گرفت. آمریکا دریافت چین، روسیه و ایران در اقداماتی هماهنگ و غیرهماهنگ به سمت اقدامات ضدهژمونیک حرکت میکنند، باید جلوی این اقدامات گرفته شود و بهزعم نظریات ثبات هژمونیک در علم روابط بینالملل، «هژمون برای حفظ جایگاه هژمونیک خود دست به هر اقدامی میزند».
حال به نظر می آید آمریکا برای حفظ جایگاه نظام تکقطبی خود راهبرد «تله تنش فرسایشی در عمق راهبردی» بازیگرانی را که مخل این نظم هستند در دستور کار قرار داده است. در همین راستا، موضوع گسترش ناتو به شرق برای ایجاد دغدغه امنیتی برای روسها در دستور کار قرار گرفت و میبینیم روسیه درگیر تنش فرسایشی در عمق راهبردی خود شده است. روسها در 10سال گذشته اقدامات خود برای کاهش سطح هژمونی آمریکا در دنیا به خصوص کاهش سهم دلار از مبادلات دو و چندجانبه را چه در تعاملات با قدرتهای نوظهور دنیا و چه در نهادگراییهای منطقهای به صورت موفق دنبال کردند که همین موضوع سبب در کانون توجه بودن آمریکا شده است.
باید به این ادراک دست یافت تنشی که با آمریکا شروع شده، در پازل ذهنی آنها باید فرسایشی شود
علاوه بر این، جمهوری اسلامی ایران بازیگری است که سالهای گذشته با اقداماتی همچون بازیگری مناسب در محور مقاومت درصدد خروج آمریکا از منطقه پرمنفعت غربآسیا برآمده و تلاش داشته بخشی از جریان انرژی در دنیا را در ید خود نگه دارد که همین موضوع سبب شده تا پس از روسیه حالا نوبت ایجاد تله تنش فرسایشی در عمق راهبردی ایران یعنی منطقه غربآسیا فرا برسد.
البته آمریکا از سالها پیش این موضوع را آغاز کرده بود که به شکست انجامید که میتوان به موضوع ایجاد داعش و حتی طرح صلح ابراهیم پرداخت، اما نچنین طرحهایی چون با شکست روبرو شد آمریکا تلاش کرده خود به میدان بیاید و در دوره ترامپ مبنا این است در مسیر دستیابی به اهدافشان علیه ایران اقدام جدیتری رقم بزنند.
براساس مفروضاتی که گفته شد، باید به این ادراک دست یافت تنشی که با آمریکا شروع شده، در پازل ذهنی آنها باید فرسایشی شود بنابراین اعطای چنین امتیازاتی همچون آمادگی برای حل موضوع به وسیله گفتوگو تا پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا نه از روی حسننیت، بلکه پالس ضعف به حساب میآید. در این شرایط یکی از اساسیترین راهکارها این است هزینه محاصره دریایی و هوایی برای آمریکا و همه مجریان و پیروان این قانون ضدایرانی آنقدر بالا برود که محاصره شکسته شود، در غیر این صورت برنامه بعدی دشمن، محاصره زمینی است که کار را بسیار سخت خواهد کرد.