جزئیات گفتگوی عراقچی و فرمانده ارتش پاکستان طرح ترامپ برای ممنوعیت روادید مهاجرتی ۷۵ کشور لغو شد چین: اقدامات یک‌جانبه آمریکا علیه شرکای ایران «غیرقانونی» است اعلام وضعیت اضطراری هواپیمای آمریکایی در نزدیکی تنگه هرمز واشنگتن پست: ترامپ گزینه‌ چندانی برای تشدید تحریم علیه ایران ندارد حزب‌الله مصاحبه جعلی العربیه درباره بلندی‌های علی الطاهر را تکذیب کرد نیویورک‌تایمز: تهدیدهای ترامپ برای وادار کردن ایران به امتیازدهی، نتیجه معکوس داشته است تأکید نخست‌وزیر قطر بر تلاش برای میانجیگری میان ایران و آمریکا ایهود باراک: اقدام نتانیاهو در تشدید تنش‌ با ترکیه احمقانه است غریب آبادی: آمریکا اسم شکست بعدیش را «جنگ اقتصادی» گذاشته‌ است هشدار صنعا: مرحله جدید معادلات علیه عربستان دردناک‌تر خواهد بود عراقچی: اصرار آمریکا به سیاست شکست خورده شکست‌های بیشتر به بار می‌آورد حزب‌الله: با حمایت ایران قاطعانه ایستاده‌ایم/ معادله تهران تثبیت شد آمریکا مدعی شد: ۷۵۷ نظامی در جنگ ایران زخمی شده‌اند جلالی: پروژه‌های مشترک ایران و روسیه با سرعت بیشتری دنبال خواهد شد ادعای جدید ترامپ درباره مذاکره با ایران: مذاکره با آنها اتلاف وقت است!
یادداشت اختصاصی حنیف غفاری، كارشناس روابط بین‌الملل؛

مرز کم‌رنگ توهمات و واقعیت‌ها در آمریکا

همان اتاق‌های فکری که به رئیس‌جمهور سابق آمریکا پیشنهاد تقابل مطلق با پکن دادند، در حال طراحی بازی خطرساز آمریکا با آتش در شرق آسیا هستند. این تصور باطل در بدترین زمان ممکن و مقارن با جنگ اوکراین در معادلات سیاست خارجی واشنگتن تقویت و تثبیت شد، ولی مطابق واقعیت‌های موجود ريل گذاری راهبردی کاخ سفید راه به جایی نخواهد بود.
حنیف غفاری؛ كارشناس روابط بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۳:۰۴ - ۲۲ مرداد ۱۴۰۱ - 2022 August 13
کد خبر: ۱۴۶۴۹۹

مرز کم‌رنگ  توهمات و واقعیت‌ها در آمریکا

 

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در روزهای اخیر شاهد بروز تنش‌های تازه ای در شرق آسیا هستیم. برگزاری مانورهای دریایی و هوایی ارتش چین از سویی و استقرار رادارهای سامانه موشکی تاد کره جنوبی (به دستور آمریکا) مقدمات ایجاد منازعه ای جدی در منطقه به‌شمار می‌رود. این درحالی است که هنری کیسینجر، راهبردنویس مطرح سیاست خارجی آمریکا بارها به جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها در خصوص «تقابل غیر قابل کنترل با پکن» هشدار داده است.

 

به راستی چه اتفاقی در حوزه سیاست خارجی واشنگتن رخ داده است و آیا راهبرد «خلق گره‌های کور راهبردی» در نقاط مختلف جهان که از سوی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان دنبال می شود، بر مبنای اراده صد در صدی واشنگتن پیش می رود؟

 

واقعیت این است واقعیت‌ها و ایده آل ها در حوزه سیاست خارجی آمریکا به گونه ای نامتوازن و پرهزینه خلط شده است و محصول این ترکیب نامتجانس چیزی جز «عقب‌گرد آشکار واشنگتن در نظام بین‌الملل» نخواهد بود. اتاق‌های فکری که پس از پیروزی جمهوری‌خواهان در سال 2016 میلادی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا را درباره آغاز جنگ تجاری همه جانبه علیه پکن تشویق کردند، به وی تضمین داده بودند تا سال 2018 شاهد در هم شکستن قدرت تجاری پکن و در نتیجه اضمحلال ساختار مبتنی بر نقش آفرینی سازمان تجارت جهانی خواهد بود.

 

در سال 2020 ترامپ در حالی کاخ سفید را ترک کرد که تراز تجاری آمریکا به سبب صادرات محصولات چینی به این کشور کماکان دارای کسری قابل توجهی بود و فراتر از آن بیشتر شرکت‌های آمریکایی نیز ترجیح داده بودند با وجود سیاست‌های سلبی و ضد چینی ترامپ، در این کشور آُسیایی به فعالیت تجاری خود ادامه دهند.

 

اینک همان اتاق‌های فکری که به ترامپ پیشنهاد تقابل مطلق با پکن دادند، در حال طراحی بازی خطرساز آمریکا با آتش در شرق آسیا هستند. تایوان، هنگ کنگ، تبت و دریای چین به نقاط هدف واشنگتن و متحدانش مانند سئول، توکیو و کانبرا تبدیل شده اند. پیش‌فرض مقام‌های آمریکایی این است که راهبرد مهار همه جانبه چین به‌وسیله خلق دست اندازها و موانع منطقه ای قطعاً به صورت مو به مو و با تمامی محاسبات و مبتنی بر اکثریت قریب به اتفاق تاکتیک‌های طراحی شده از سوی فرماندهان فکری، نظامی و امنیتی این نقشه اتفاق خواهد افتاد.

 

این تصور باطل در بدترین زمان ممکن (مقارن با جنگ اوکراین) در معادلات سیاست خارجی واشنگتن تقویت و  تثبیت شد. واقعیت این است مطابق واقعیت‌های موجود که بخشی از آنها ریشه در مناسبات قدرت در شرق آسیا دارد و بخشی دیگر نشئت گرفته از کاهش قدرت مانور بین المللی آمریکاست، ریل گذاری راهبردی کاخ سفید راه به جایی نخواهد بود.

 

روی دیگر سکه ناکامی در راهبرد مهار همه‌جانبه چین، صرفاً پرداخت هزینه های شکست برای آمریکا نیست، بلکه این شکست می تواند بخشی از موجودیت و اجزای کلان و ثابت سیاست خارجی کاخ سفید را برای سال‌های طولانی هدف قرار دهد. زمان زیادی تا درک این حقیقت جبران ناپذیر برای مقام‌های آمریکایی باقی نمانده است. در این معادله تفاوتی میان ترامپ، بایدن، نانسی پلوسی، آنتونی بلینکن و سران دو حزب سنتی آمریکا وجود نخواهد داشت.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار