
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ مذاکرات مربوط به احداث جاده و خط آهن ممتد از امارات تا حیفا که پروژه «راهآهن صلح» خوانده می شود، پس از سفر هفته گذشته وزیر ارتباطات رژیم صهیونیستی به امارات بار دیگر ازسر گرفته شد. برخلاف سفرهای پیشین وی، این بار هیچ تصویر یا ویدئویی از سفر منتشر نشد و هیچ انعکاسی در صفحات شبکههای اجتماعی نداشت. تیم رسانهای وی نیز هیچ فعالیتی در این زمینه انجام ندادند و وزیر صهیونیست نیز با رسانهها گفتوگو نکرد تا این سفر و مذاکرات در سکوت کامل انجام شود.
مسیر فعلی امارات - اردن در منطقه بحرالمیت پایان مییابد، در حالی که نقطه اتصال پیشنهادی رژیم صهیونیستی ۲۰ تا ۳۰ کیلومتر شمالتر در داخل اردن واقع شده است
با وجود سکوت رسانهای، اخبار سفر و برگزاری چندین جلسه با همتایان اماراتی، سؤالاتی را در محافل مختلف ایجاد کرد. این ابهامات به ویژه مربوط به جلسه مهم و سرنوشتساز هفته گذشته بود که میان تیم وزیر ارتباطات رژیم صهیونیستی و یک چهره برجسته نزدیک به خانواده حاکم امارات برگزار شد. در این جلسه، رئیس راهآهن الاتحاد، سازمان راهآهن ملی امارات و وزیر حمل و نقل امارات حضور داشتند.
محور اصلی نشست، راهاندازی مجدد جاده و خط آهن امارات-حیفا بود؛ پروژهای بینالمللی که هدفش انتقال کالا از هند به بندر ابوظبی و ایجاد قطار سریعالسیر از امارات، عربستان و اردن تا بندر حیفا عنوان شده است و از آنجا کالاها به صورت دریایی به اروپا منتقل میشوند.
این دیدار پس از دو سال تعلیق پروژه به دلیل جنگ غزه و همزمان با سفر اخیر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان به واشنگتن انجام شد و هدفش حفظ و نجات پروژه از فشارهای اروپا و ترکیه بود. در ماههای اخیر، مقام های فرانسه و ترکیه به ناظران آمریکایی فشار آوردهاند تا مسیر راهآهن از سوریه و لبنان جایگزین مسیر فعلی شود.
هنوز اختلافنظر بر سر محل اتصال راهآهن در اردن وجود دارد. مسیر فعلی امارات - اردن در منطقه بحرالمیت پایان مییابد، در حالی که نقطه اتصال پیشنهادی رژیم صهیونیستی ۲۰ تا ۳۰ کیلومتر شمالتر در داخل اردن واقع شده است. رژیم صهیونیستی خواستار تغییر مسیر خط آهن به سمت شمال است، در حالی که امارات تمایل دارد مسیر به سمت جنوب امتداد یابد. با وجود اختلاف فنی، دو طرف بر سر تأسیس اداره ویژه برای مدیریت عبور قطارها و بررسی مسیر جایگزین در جنوب بحرالمیت برای کاهش تنشهای سیاسی توافق کردند.
به هر روی، پروژه جاده و خط آهن امارات-حیفا پیامدهای منفی متعددی برای کشورهای عربی به همراه خواهد داشت. نخستین پیامد، وابستگی اقتصادی مستقیم است. ایجاد مسیر سریع و مستقیم انتقال کالا از هند به اروپا از مسیر امارات، عربستان، اردن و رژیم صهیونیستی، کشورهای عربی را به زیرساختهای رژیم صهیونیستی برای عبور و ترانزیت کالا وابسته میکند. این وابستگی اقتصادی میتواند اعراب را در تصمیمات تجاری و سیاست خارجی خود به لحاظ عملی مجبور به همکاری با رژیم صهیونیستی و هرگونه تنش سیاسی با رژیم صهیونیستی میتواند جریان تجارت را متوقف یا معطل کند.
دومین پیامد، افزایش نفوذ سیاسی رژیم صهیونیستی است. کنترل بخش نهایی مسیر، به ویژه در بندر حیفا به رژیم صهیونیستی اجازه میدهد اهرم فشار برای گرفتن امتیازات سیاسی یا اقتصادی از کشورهای عربی ایجاد کند. این پروژه میتواند نقش رژیم صهیونیستی را در منطقه از منظر راهبردی تقویت و موقعیتش را به عنوان مرکز ترانزیتی و لجستیکی بین شرق و غرب آسیا و اروپا تثبیت کند.
پروژه موسوم به «راهآهن صلح» در عمل اهرمی برای رژیم صهیونیستی ایجاد میکند تا وابستگی اقتصادی، زیرساختی و سیاسی کشورهای عربی را افزایش دهد
سومین پیامد، کاهش استقلال راهبردی کشورهای عربی است. کشورهای عربی مشارکتکننده شامل امارات، عربستان و اردن، بخشی از تجارت جهانی خود را از مسیر رژیم صهیونیستی عبور میدهند، که این به معنای وابستگی عملی و کاهش گزینههای جایگزین است. با توجه به فشارهای بینالمللی برای تغییر مسیر عبور از فلسطین، پذیرش مسیر فعلی باعث میشود تصمیمات اقتصادی کشورهای عربی تا حدی با ملاحظات رژیم صهیونیستی همسو شود.
چهارمین پیامد، ایجاد شبکه وابستگی منطقهای است. پروژه آیمک محدود به حمل کالا نیست؛ کابلهای ارتباطی، خطوط انرژی و زیرساختهای شبکهای که در مسیر ایجاد میشوند، وابستگی فناوری و انرژی کشورهای عربی به رژیم صهیونیستی را افزایش میدهد. در واقع، رژیم صهیونیستی به جای اینکه صرفاً شریک تجاری باشد، نقش هسته اتصال منطقهای را ایفا میکند و وابستگی اعراب به آن از بعد اقتصادی فراتر خواهد رفت.
از منظر ساختار قدرت، این پروژه بیش از آنکه کاهش وابستگی اعراب باشد، نوعی وابستگی با نقاب استقلال و توسعه است، زیرا اعراب به جای تکیه بر مسیرها و کریدورهای بومی یا متنوع، مسیر راهبردی تجارت و انرژی خود را به زیرساختی گره میزنند که در کنترل رژیم صهیونیستی است و از دید افکار عمومی جهان عرب و جهان اسلام متضاد تلقی میشود. در صورت تکمیل و تثبیت این کریدور، امکان استفاده اعراب از ابزار تحریم، فشار سیاسی یا حمایت مؤثر از فلسطین در مواجهه با تلآویو بهطور محسوس تضعیف خواهد شد و موازنه وابستگی به سود رژیم صهیونیستی تغییر میکند.
پروژه موسوم به «راهآهن صلح» در عمل اهرمی برای رژیم صهیونیستی ایجاد میکند تا وابستگی اقتصادی، زیرساختی و سیاسی کشورهای عربی را افزایش دهد. این وابستگی در بلندمدت، علاوه بر منافع اقتصادی، موقعیت رژیم صهیونیستی را در مذاکرات منطقهای و نقش آن در امنیت و تجارت جهانی تقویت میکند.