
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ ماههای اخیر تنشهای میان ایران و ایالات متحده افزایش یافته است و هر لحظه احتمال آغاز جنگ گسترده وجود دارد. در این میان، پرسشهای جدی درباره منافع واقعی کشورهای حوزه خلیج فارس از این رویداد احتمالی مطرح شده است. به باور برخی کارشناسان، کشورهای حوزه خلیج فارس در ظاهر خواستار ادامه تنشها، اما در اعماق وجودشان نگران افزایش جنگ منطقه ای هستند که میتواند از کنترل خارج شود.
ریاض علنی بر کاهش تنش تأکید و حتی اجازه استفاده از حریم هوایی خود را علیه تهران رد کرد
نخبگان سیاسی عربستان علنی خط قرمزی ترسیم و تأکید کردند، پادشاهی سعودی اجازه نخواهد داد خاک یا حریم هواییاش به عنوان پایگاهی برای هر عملیاتی استفاده شود. در واقع، نخبگان حاکم منطقهای در سعودی و امارات متحده عربی بیسروصدا از واشنگتن میخواهند بار اصلی اعمال فشار بر ایران را بر دوش بکشد و از فشارهای پشت پرده بر برنامه هستهای تهران و شبکههای منطقهای اش حمایت کند، البته از هرگونه تأیید عمومی حمله ایالات متحده اجتناب میکنند.
آنها دیپلماسی ظریفی ازجمله تسهیل مذاکرات ایالات متحده و ایران، حفظ روابط اقتصادی گزینشی مانند همکاریهای محدود تجاری و انرژی و صدور بیانیههای عمومی محتاطانه بر کاهش تنش و احترام به حاکمیت را دنبال میکنند. این رویکرد با هدف جلوگیری از درگیری تمامعیار است که میتواند صادرات انرژی خلیج فارس را مختل، پروژههای زیرساختی بزرگ را تضعیف و ترتیبات امنیتی و نفوذ منطقهای آنها را تضعیف کند.
پیش از مذاکرات شاهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع سعودی در واشنگتن تصور میشد موضع ریاض در قبال ایران، دیپلماسی را ترجیح میدهد و از هرگونه نقش مستقیم در حمله آمریکا خودداری میکند. ریاض علنی بر کاهش تنش تأکید و حتی اجازه استفاده از حریم هوایی خود را علیه تهران رد کرد. اما گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه شاهزاده خالد خصوصی به مقام های آمریکایی گفته است اقدام نکردن، تهران را جسورتر میکند.
هرچند بعدها مقام های عربستان این اظهارات را رد کردند، اما تردیدهایی را برانگیخته است که آیا ریاض واقعاً خواهان صلح است یا بازی مبهم و محتاطانه انجام میدهد تا واشنگتن علاوه بر حفظ فاصله خود از هرگونه اقدام نظامی، فشار بر تهران را ادامه دهد. برخیها باور دارند سعودی، مانند سایر کشورهای منطقه در نهایت ثبات را بر هرج و مرج ترجیح میدهند. آنها همچنین به نظر می آید به جای رویارویی آشکار، پذیرای ایده ایران محدودتر هستند.
ریاض همچنین احتمال ایفای نقش میانجی بین دولت ترامپ و ایران را مطرح کرده و به دنبال شکل دادن توافق هستهای یا منطقهای جدید است تا منافع راهبردی و اقتصادی خود را تضمین کند و با آن همسو باشد.
فراتر از موضوعات اقتصادی مانند بازارهای نفت و جریانهای تجاری، کشورهای خلیج فارس و ایالات متحده درباره خط قرمز اصلی یعنی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاحهای هستهای کاملاً همسو هستند. وابستگی شدید آنها به صادرات نفت، کنترل خطوط کشتیرانی کلیدی مانند تنگه هرمز و نقش آنها به عنوان مراکز اصلی تجارت و لجستیک، به کشورهای حوزه خلیج فارس نفوذ بالایی میدهد. آنها احتمالا به واشنگتن هشدار دهند حمله به ایران میتواند باعث شوکهای بازار، اختلالات کشتیرانی و افزایش قیمت جهانی انرژی شود.
حکام حوزه خلیج فارس میتوانند بیسروصدا اعلام کنند افزایش بلندمدت تنش احتمالاً استقرار پایگاههای نظامی ایالات متحده و همکاری منطقهای را پیچیده کند. با وجود این، ایالات متحده درنهایت خطوط قرمز خود را درباره ایران تعیین میکند و حتی کشورهای خلیج فارس درباره میزان فشار بر واشنگتن بین خود اختلاف نظر دارند. از همین روی، واقعبینانهترین نتیجه وتوی کشورهای حوزه خلیج فارس درباره حمله نیست، بلکه تلاش پشت پرده برای محدود کردن مقیاس آن یا ایجاد هیئت مذاکرهکننده است که در دو کشور بتوانند با ایجاد شرایط مطلوب، موضوعات را حل و فصل کنند.
بنابراین، کشورهای حوزه خلیج فارس در وضعیت نگرانکنندهای قرار دارند. آنها از این وضعیت برای پیشبرد جاهطلبیهای منطقهای خود استفاده میکنند که گاهی اوقات به قیمت از دست رفتن صلح منطقهای و ثبات اقتصادی بلندمدت تمام میشود. هرچند آنها احتمالاً از ایرانِ مهارشدهتر به وسیله مذاکرات استقبال کنند، اما شواهدی نیز وجود دارد که از حمله محدود و کمهزینه نیز استقبال خواهند کرد.
هرگونه افزایش یا کاهش تنش در منطقه، ناگزیر به دریای سرخ و شاخ آفریقا نیز سرایت خواهد کرد. درگیری سیال در خلیج فارس بین آمریکا و ایران، موضوعی بسیار پویاست و هر سناریویی میتواند به شاخ آفریقا نیز سرایت کند. شعلهور شدن آتش اختلافات خلیج فارس از مسیرهای دریای سرخ و باب المندب گسترش مییابد و هزینههای بیمه کشتیرانی را افزایش میدهد.
هرگونه افزایش یا کاهش تنش در منطقه، ناگزیر به دریای سرخ و شاخ آفریقا نیز سرایت خواهد کرد
به تازگی رقابت عربستان و امارات متحده عربی به شاخ آفریقا آسیب رسانده است و اکنون نیز حمله به ایران میتواند سناریوهایی مانند انتقام انصارالله یمن از آمریکا و متحدان آن در خلیج فارس را این بار در دریای سرخ رقم بزند. این موضوع خطوط کشتیرانی و اقتصاد کشورهای شاخ آفریقا و اقتصاد جهان را نیز مختل میکند.
حملات سال گذشته برای خطوط کشتیرانی جهانی هزینههای سرسامآوری داشت که به چندین میلیارد دلار می رسد. اگر کشورهای خلیج فارس بتوانند تنشها را در کنترل خود نگه دارند و واشنگتن را به سمت نتیجه مذاکره سوق دهند، درنهایت شاخ آفریقا میتواند از ثبات بیشتر در مسیرهای تجاری و کاهش خطر کشیده شدن به درگیریهای خلیج فارس بهرهمند شود.
رویدادهای بین واشنگتن، ریاض، ابوظبی و تهران محدود به خلیج فارس نخواهد ماند؛ به طوری که امنیت، اقتصاد و گزینههای سیاسی کشورهای شاخ آفریقا را برای سالهای آینده شکل خواهد داد.