اعتراضات اقتصادی مردم قربانی عملیات موساد

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ اعتراضات مسالمتآمیز با ماهیت اقتصادی مردم ایران که به عنوان واکنش اولیه به کاهش ارزش پول ملی و تورم افسارگسیخته آغاز شد، یکی از بزرگترین چالشهای داخلی جمهوری اسلامی در سالهای اخیر است. با وجود این، آنچه این موج اعتراضات را از موارد قبلی متمایز میکند، نه تنها مقیاس آنها، بلکه زمینهای است که در آن رخ میدهد و نشاندهنده مقاومت انقلاب اسلامی در مواجهه با فشارهای خارجی و داخلی است.
آنچه اعتراضات را متمایز میکند، تمرکز رسانههای خارجی، به ویژه رسانههای وابسته به ضدانقلاب و با مدیریت مستقیم موساد است
محرکهای اصلی اعتراضات صرفاً اقتصادی هستند. تورم پایان سال گذشته به بیش از ۵۰ درصد رسید و قدرت خرید شهروندان را به ویژه طبقه متوسط و کارگر کاهش داد. تحریمهای بینالمللی اعمال شده به وسیله آمریکا و غرب بحران را افزایش داده و اعتراضات را به ابراز واقعی نارضایتی از شرایط معیشتی تبدیل کرده است. با وجود این، اعتراضات تهدیدی برای موجودیت نظام جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه فرصتی برای اصلاحات داخلی است که میتواند ثبات اجتماعی را بدون کنار گذاشتن اصول اساسی انقلاب اسلامی تقویت کند.
تفاوتهای اساسی
این اعتراضات از چندین جنبه کلیدی با اعتراضات سالهای اخیر متفاوت است. در گذشته، اعتراضات اغلب به رویدادهای سیاسی خاص، مانند انتخابات یا حوادث اجتماعی مانند مرگ دختر کُرد ایرانی مرتبط بودند. امروزه، محرک اصلی، اقتصادی است و احتمال گسترش و گستردگی جغرافیایی آنها را افزایش میدهد. این گستردگی، عمق بحران اقتصادی را نشان میدهد، اما ظرفیت جمهوری اسلامی را برای مهار چنین چالشهایی به وسیله سازوکارهای امنیتی و اجتماعی خود برجسته میکند.
همانطور که برخی تحلیلها نشان میدهند آنچه اعتراضات را متمایز میکند، تمرکز رسانههای خارجی، به ویژه رسانههای وابسته به ضدانقلاب و با مدیریت مستقیم موساد است. واقعیت موجود که عمداً تحریف میشود، نشان میدهد جامعه ایران، با وجود نارضایتیاش، همچنان به اصول انقلاب متعهد است، همانطور که در بازاریان دیده میشود که نگرانیهای خود را بدون ترک وفاداری به نظام و دولت ابراز میکنند.
علاوه بر این، ویدئوهایی که در رسانههای اجتماعی منتشر میشوند، مانند ویدئوهایی که مقاومت مردم را در برابر اغتشاشگران به تصویر میکشند (مانند ویدئوی خانم باحجاب فیزیکدان هستهای که به دلیل حمایت از انقلاب اسلامی به وسیله آشوبگران مورد ضرب و شتم قرار گرفت یا پزشکی که به همراه فرزندش هنگام مقاومت در برابر اغتشاشگرانی که کلینیک و بیمارستان محل کارش را به آتش میکشیدند، شهید شد) نشان میدهد برخی ها از اعتراضات برای خشونت و تضعیف امنیت ملی سوءاستفاده کردند. به عنوان نمونه، ویدئویی از مردی که در خیابان نشسته است و اغتشاشگران با کوکتل مولوتوف و چاقو به وی حمله میکنند، یادآور تصاویر تاریخی دیگری است، اما در بافت ایران، نشاندهنده مقاومت فردی است که لزوماً ادعاهای انقلاب تودهای را نفی میکند.
انگیزهها و فشارها
بحران اقتصادی جرقه اصلی اعتراضات و کاهش شدید ارزش پول ملی همراه با افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی به اعتصاب بازاریان و دانشگاهیان منجر شده است. این فشارها جدید نیستند، اما با تحریمهای بینالمللی که هدفشان انزوای اقتصادی ایران است، افزایش یافتهاند. با وجود این، جمهوری اسلامی بحران را فرصتی برای تقویت خوداتکایی، به ویژه در برنامههای هستهای و موشکی خود، که پایه و اساس ثبات بلندمدت فراهم میکنند، میبیند.
تأکید بر این نکته مهم است که اعتراضات، گرچه نارضایتی داخلی را نشان می دهد، اما به طور مستقیم به وسیله دستور کار خارجی هدایت میشوند. شعارهای ساختارشکنانه اغلب بخشی از جنگی بزرگتر و آشکارا هماهنگ شده از سوی طرفه های خارجی هستند و بیانگر خشم اقتصادی و مخالفت کامل مردم با جمهوری اسلامی نیست.
اعتراضات ایران این بار از این منظر متفاوت است که به جای ضعف، قدرت نظام جمهوری اسلامی را برجسته میکند
تعادل بین اعتراض و وفاداری به انقلاب
جزئیات دقیقتر نشان میدهد از دست دادن اقتدار اخلاقی اجتنابناپذیر نیست، به ویژه با توجه به ظرفیت انقلاب اسلامی برای پاسخگویی به خواستههای مشروع. در واقع، اعتراضات به عنوان تقویتکننده بالقوه وحدت ملی در مواجهه با تهدیدات خارجی تلقی میشوند و با تقویت انعطافپذیری به جای فروپاشی، آنها را از اعتراضات قبلی متمایز میکنند.
اعتراضات ایران اغلب با بحران ونزوئلا، به ویژه پس از ربایش نیکولاس مادورو، رئیس جمهور قانونی آن کشور مقایسه میشود. با وجود این، مقایسه تفاوتهای اساسی دارد. در ونزوئلا، نظام بولیواری بیشتر بر اتحادهای شخصی و شبکههای اقتصادی متکی بود و امکان تغییرات سریع در رهبری را بدون از هم پاشیدن کل ساختار فراهم میکرد. با وجود این، در ایران جمهوری اسلامی بر پایههای ایدئولوژیک عمیقی بنا شده است.
این ساختار که شامل نیروهای داوطلب ایدئولوژیک (بسیج) میشود، هسته سخت نظام را تشکیل میدهد. حذف یا نبود یک رهبر یا فرمانده به فروپاشی منجر نخواهد شد، زیرا ساختار قدرت برای تداوم طراحی شده است و تمرکز آن بر توسعه برنامههای صلحآمیز هستهای و موشکی به عنوان ستونهای بقاست. برخلاف ونزوئلا، که در آن ائتلافها میتوانند تغییر کنند، در ایران ساختار و جوهره منحصر به فرد است و هرگونه تلاشی برای بازسازی را بیاثر میکند.
علاوه بر این، دسترسی بینالمللی نیز نقش دارد، مانند رابطه ایران با چین به عنوان خریدار عمده نفت که ثبات اقتصادی را با وجود فشارها تقویت میکند. این مقایسه تأکید میکند ایران مستعد فروپاشی سریع نیست، اما با تکیه بر شبکههای منطقهای و داخلی خود، قادر به تحمل بحرانهاست.
تابآوری ایران در مواجهه با چالشها
اعتراضات ایران این بار از این منظر متفاوت است که به جای ضعف، قدرت نظام جمهوری اسلامی را برجسته میکند. با وجود انگیزههای اقتصادی واقعی، ساختارهای ایدئولوژیک و امنیتی نظام، آن را قابل مدیریت میکند و ظرفیت تبدیل به اصلاحاتی دارد که ثبات را تقویت میکند. مقایسه با ونزوئلا نشان می دهد ایران در آستانه فروپاشی نیست، بلکه کشوری قدرتمند و قادر به تحمل فشارهای داخلی و خارجی است.
با انحراف اعتراضات بحق مردم به اغتشاش و خرابکاری به وسیله عوامل مزدور موساد در امتداد جنگ تحمیلی 12 روزه، این سؤال همچنان باقی است؛ چگونه نارضایتی به تقویت وحدت ملی منجر خواهد شد؟ پاسخ در توانایی نظام جمهوری اسلامی در واکنش به اعتراضات نهفته است و این موضوع تداوم حیات جمهوری اسلامی را به عنوان قدرت منطقهای پایدار تضمین میکند.