وحشیگری آشوبگران فراتر از داعش/جنایات اغتشاشات دیماه از زبان مجروحان

به گزارش راهبرد معاصر؛ «داعش در مقابل این جماعت کم میآورد؛ کسی اگر داعشی باشد فقط سر را از بدن جدا میکند و میرود اما اینها با هر وسیلهای داشتند از پیچ گوشتی و چاقو گرفته تا سنگ و بتن خردشده، ما را زدند. بر اثر ضربهها، سرم شکاف برداشته و بخیه خورده است؛ عصب پای سمت راستم قطع شده و باید دستم را به دیوار بگیرم و راه بروم.» اینها را یک جوان بسیجی 22 ساله که روی تخت بیمارستان خوابیده، از اغتشاشات 18 دیماه در تهران روایت میکند؛ وقتی دارد جزئیات حمله جنایتکاران به خودش و نحوه شهادت دوستش را روایت میکند، ما که بالای سر این نیروی بسیجی جوان ایستادهایم و داریم مصاحبه را ضبط میکنیم، بغضمان را قورت میدهیم و به گوش دادن روایتش ادامه میدهیم اما مادرش که به عنوان همراه بیمار در بیمارستان حضور یافته طاقت نمیاورد و از اتاق خارج میشود. حق هم دارد، حتی شنیدن این وحشیگریها هم از تحمل هر انسانی خارج است چه برسد به تجربه کردن آن.
مشخص بود برای آسیب زدن به ما تمرین کرده بودند
تصاویری که دوربینهای مداربسته از آشوبهای 18 و 19 دیماه ثبت کردهاند، به اندازه کافی گویای این واقعیت است که بسیاری از این اقدامات وحشیانه توسط گروههای آموزشدیده انجام شده اما روایت یکی دیگر از نیروهای حافظ امنیت که توسط این افراد آسیبدیده، این موضوع را بیش از پیش روشن میکند: «داشتیم سطلهای زبالهای که آتش زده بودند را خاموش میکردیم که آشوبگران حمله کردند. تعدادی نارنجک در دست داشتند، اول نارنجک را پرت کردند و سپس یک سنگ بزرگ را وسط خیابان شکستند و آن را به چند تکه کوچک تبدیل کردند تا به سمت ما که برای خاموش کردن آتش در حال کمک کردن بودیم پرت کنند. یک لحظه دیدم یک نفر از پشت آمد و به سمتم هجوم آورد، تا برگردم ببینم چه شده، یک نفر دیگر با آجر توی سرم زد. وقتی برگشتم دیدم کمر و پهلویم پر از خون شده. همه اینها چندثانیه بیشتر طول نکشید، در همین چند لحظه کوتاه دیدم فردی که چاقو را در کمر و پهلویم فرو کرده بود دوید و بسیار دور شد. مطمئناً کسی که آموزش ندیده باشد نمیتواند چنین اقدامی انجام دهد. از مهارتی که در چاقو زدن و در یک آن غیب شدن داشت میشد فهمید چهقدر برای این کار تمرین کرده است.»
برخی آشوبگران مواد مخدر مصرف کرده بودند
روایت نیروی مجروح دیگر که زخمها و بخیههای زیادی روی دستها و سرش دیده میشود، پرده از ابعاد دیگری از جنایات آشوبگران برمیدارد؛ میگوید: «ما سعی میکردیم با حرف زدن با مردم عادی، آنها را از صحنه ناامنی که ایجاد شده بود دور کنیم زیرا شرایط برخی افراد اصلاً عادی نبود، یکی از افراد چاقو به دست که روبرویم ایستاده بود، حالت عادی نداشت و احساس کردم که مواد مصرف کرده است؛ چند بار جلو آمد که من را بزند اما نتوانست و در نهایت یک نفر با چوب از پشت سر به من حمله کرد و ضربه محکمی که به سرم وارد کرد باعث شد به زمین بیفتم. وقتی زمین خوردم جلو آمدند و با هر چه داشتند حمله کردند.»
صحبتهای رئیس سازمان نظام پزشکی نیز مؤید این است که آشوبهای اخیر ارتباطی با یک اعتراض از سوی مردم عادی نداشته و آسیبهایی که به مردم و حافظان امنیت در این جنگ شهری وارد شده نیازمند مهارتهایی است که بسیاری از افراد عادی، آنها را بلد نیستند. محمد رئیسزاده در این زمینه اظهار کرد: «آسیبهای واردشده به مجروحان در جریان اغتشاشات اخیر، اصلاً قابل قیاس با اعتراضات سالهای قبل نیست، مشخص است که جراحات واردشده توسط نیروهای بسیار آموزشدیده است که بهنظر من این اقدامات، کار عوامل آموزشدیده دشمن است.»
حتی با ویلچر هم میآیم و به امنیت مردم کمک میکنم
با وجود با آن که صدمات زیادی به برخی از نیروهای حافظ امنیت وارد شده، اما پاسخ همه آنها به این سؤالم که میپرسم: "اگر به عقب برگردی باز هم به میدان میآیی؟" مثبت است. آن نیرویی که یک پایش از کار افتاده و فعلاً دیگر نمیتواند راه برود، با لبخند میگوید: «یک پا که سهل است، همه جانم فدای ایران؛ هرجا که پای امنیت مردم در میان باشد، حتی اگر نتوانم بایستم با ویلچر میایم و به امنیت مردم و کشورم کمک میکنم.»/تسنیم