جلسه شورای امنیت ملی ترکیه درباره تحولات ایران جزئیات گفت‌وگوی تلفنی وزرای امور خارجه ایران و ترکیه اظهارات خصمانه صدراعظم آلمان علیه ایران دیدار مقام امنیتی هند با لاریجانی زمان نشست سه‌جانبه روسیه، آمریکا و اوکراین مشخص شد سفر بن‌زاید به روسیه در میانه تنش‌های منطقه‌ای رسانه آمریکایی: متحدان واشنگتن گزینه‌های ترامپ علیه ایران را محدود کردند الجولانی: روسیه از وحدت و ثبات سوریه حمایت کرده است نمایندگی ایران در سازمان ملل: اگر تهدید شویم، پاسخ بی‌سابقه خواهیم داد غریب آبادی: اولویت ما دفاع از ایران است نه مذاکره با آمریکا المیادین به نقل از منبعی ایرانی: «آمریکا با لشکرکشی نظامی نمی‌تواند ما را وادار به مذاکره کند» ترامپ مجددا ایران را تهدید کرد: حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود/ ایران سریعا پای میز مذاکره بیاید کرملین: پوتین فردا با رئیس امارات دیدار و گفت‌و‌گو می‌کند ادعای جعلی درباره محاصره دریایی ایران انصارالله: عراق برای انتخاب رهبران خود به اجازه آمریکا نیاز ندارد
یادداشت علی المندلاوی، تحلیلگر عراقی؛

چرا تهدیدات ترامپ علیه ایران پوچ بود؟

عقب‌نشینی رئیس جمهور آمریکا از اقدام ضد ایرانی‌اش در آخرین لحظه نشان دهنده این درک است که عملیات نظامی، هر چقدر هم که قدرتمند باشد، در صورت آماده نبودن کامل زمینه‌های داخلی، قادر به اعمال تغییر سیاسی نیست.
علی المندلاوی؛ تحلیلگر عراقی
تاریخ انتشار: ۱۷:۲۷ - ۳۰ دی ۱۴۰۴ - 2026 January 20
کد خبر: ۲۹۹۷۷۰

چرا تهدیدات ترامپ علیه ایران پوچ بود؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در صحنه‌ای دراماتیک که یادآور تابستان ۲۰۱۹ میلادی بود، منطقه و جهان نفس خود را در سینه حبس کردند و منتظر «ساعت صفر» ظاهراً اجتناب‌ناپذیر بودند. هواپیماها در هوا بودند، ناوشکن‌ها در موقعیت قرار داشتند و کاخ سفید تهدیدهایی منتشر کرد و از رویارویی‌ای خبر داد که می‌توانست غرب آسیا را تغییر شکل دهد. اما درست قبل از انفجار، فرمان عقب‌نشینی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا از راه رسید، اسلحه‌ها غلاف شد و ابری ضخیم از ابهامات بر جای گذاشت، علت انصراف ناگهانی ترامپ چه بود؟ کدام «عامل چهارم» و محاسبات نانوشته باعث عقب نشینی شد؟

با پشتیبانی فناوری پیشرفته ایران موفق شد فضای مجازی را تا حد زیادی خنثی، اینترنت ماهواره‌ای را مسدود کند و از تبدیل شدن آن به فضای هرج و مرج جلوگیری کند

عقب‌نشینی ترامپ از تهدیدات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران، آنطور که وی سعی در القای آن در رسانه‌ها داشت، تصمیمی خودخواسته یا با انگیزه بشردوستانه نبود، بلکه اجباری بود که واقعیت‌های شکست و ناتوانی واشنگتن در پذیرش آن تحمیل می کرد. سیاست «فشار حداکثری» آمریکا با دیوار محکم مقاومت و بصیرت ملت ایران و با خرد و درایت رهبر شجاع ایران اسلامی برخورد کرد؛ شخصیتی شجاع که می‌دانست چگونه جنگ را قبل از شروع پایان دهد.

ترامپ مقابل جهانیان ادعا کرد تغییر موضعش در واکنش به آنچه «توقف کشتار و تغییر تصمیم تهران برای اعدام معترضان» خواند، انجام شده است. این لفاظی، گرچه برای عموم مردم قانع‌کننده نیست، اما فاقد عمق راهبردی برای شخصی است که قاعدتاً می بایست فرماندهی همه نیروها را در قدرتمندترین ارتش جهان هدایت کند. هر کسی که مسیر سیاست خارجی ترامپ را دنبال کند، می‌داند احساسات هیچ نقشی در اقدامات نظامی اش ندارد؛ بلکه همیشه به دنبال منافع، دستاوردها و محاسبات مربوط به سودآوری اقتصادی است.

وقتی معادله «سرنگونی نظام» به هم خورد

برای درک اینکه چرا ترامپ انگشت خود را از روی ماشه برداشت، باید از منظر راهبردی عمیق‌تری به وضعیت نگاه کرد؛ منظری که توضیح می‌دهد چگونه واشنگتن بدون توسل به تهاجم زمینی تمام‌عیار، نظام‌ها را سرنگون می‌کند. این راهبرد بر چهار عامل به هم پیوسته متکی است:

  1. خفقان اقتصادی: کاری است که واشنگتن با تمایز به وسیله سیاست «فشار حداکثری» انجام داده و اقتصاد ایران را با چالش مواجه کرده است.
  2. تظاهرات و اغتشاش: تبدیل مشکلات به سوخت تظاهرات و اعتراضاتی که به قلب مشروعیت نظام ضربه می‌زند و به تدریج آن را به اعتراض و اغتشاش علیه جمهوری اسلامی و نهادهای دولتی تبدیل می‌کند.
  3. جنگ روانی: استفاده از فضای دیجیتال برای پخش شایعات، دامن زدن به اختلافات و تحریک مردم مبنی بر اینکه نظام عملاً فروپاشیده است و در نتیجه وادار کردن نیروهای امنیتی به ترک خدمت یا تسلیم شدن.
  4. ضربه نهایی: این «آخرین اقدام» است که برای از بین بردن بقایای ساختار نظام در حال فروپاشی انجام می‌شود.

اما این ابزارها در دستیابی به هدف اصلی خود که شکستن اراده و تحریک مردم به شورش علیه جمهوری اسلامی بود، شکست خوردند. با وجود تحریم‌های بی‌سابقه اعمال شده به وسیله واشنگتن، گزارش‌های بین‌المللی نشان داد ایران وارد وضعیت فروپاشی کامل که دولت آمریکا به آن امیدوار بود، نشده است.

در زمینه شرط‌بندی روی انفجار وضعیت داخلی به وسیله (تظاهرات و اغتشاش)، که عامل دوم است، این شرط‌بندی نیز در مواجهه با بصیرت ملت ایران و گرد هم آمدن آن پیرامون نظام سیاسی و رهبر فرزانه‌اش، به ویژه هنگامی که تهدید خارجی به عامل وحدت‌بخش تبدیل شد تا عامل تفرقه، شکست خورد.

چهره واقعی ترامپ آشکار شد؛ رئیس جمهوری که قدرت را به رخ می‌کشد اما در مواجهه با مردم مقاوم و سرسخت و هزینه جنگ‌های بی‌معنی، عقب‌نشینی می‌کند

در این زمینه، عاملی حیاتی پدیدار شد که محاسبات جنگ را کاملاً برهم زد؛ حاکمیت اطلاعاتی. با پشتیبانی فناوری پیشرفته ایران موفق شد فضای مجازی را تا حد زیادی خنثی، اینترنت ماهواره‌ای (استارلینک) را مسدود کند و از تبدیل شدن آن به فضای هرج و مرج که از راه دور به وسیله اتاق‌های عملیات آمریکا کنترل می‌شود، جلوگیری کند. واشنگتن روی تبدیل شدن اینترنت به صحنه اصلی ناآرامی‌های داخلی، بستری برای پخش شایعات و راه‌اندازی جنگ روانی شرط‌بندی کرده بود، اما این شرط‌بندی‌ها به وسیله سپر امنیتی حاکمیتی که خطرناک‌ترین ابزارهای مداخله غیرمستقیم را از کار انداخت، خنثی شد.

تهران با کنترل شدید جریان اطلاعات و قطع کانال‌های مجازی در لحظات حساس، عامل سوم (جنگ روانی) در راهبرد آمریکا را که قرار است زمینه روانی و اجتماعی را برای هرگونه حمله نظامی بعدی آماده کند، حذف کرد.

در غیاب خیابان ناآرامی که قادر به درهم شکستن روحیه مردم باشد و با شکست شرط‌بندی روی هرج و مرج خلاقانه به عنوان ابزاری برای فشار خارجی، واشنگتن متوجه شد حرکت به سمت عامل چهارم، یعنی حمله نظامی، تنها اقدام انتقام‌جویانه پرهزینه خواهد بود، نه گام راهبردی حساب‌شده.

فقدان فروپاشی داخلی، هرگونه مداخله نظامی را به ماجراجویی بی‌پایان با نتیجه ای بالقوه معکوس تبدیل می‌کرد، زیرا تجاوز خارجی به سرعت به شاهرگ حیاتی تبدیل می‌شد که به تهران مشروعیت دفاعی کامل می‌داد و جبهه داخلی را با شعار «دفاع از میهن» متحد می‌کرد. این بدترین سناریوی راهبردی ای است که آمریکا می‌تواند با آن روبرو شود؛ سناریویی که هزینه جنگ را از نظر سیاسی و نظامی افزایش و به دشمن اجماع داخلی و مشروعیت بین‌المللی برای دفاع از خود می‌دهد.

پیروزی سیاست صبر راهبردی بر جنون ترامپ

در مواجهه با این واقعیت، چهره واقعی ترامپ آشکار شد؛ رئیس جمهوری که قدرت را به رخ می‌کشد اما در مواجهه با مردم مقاوم و سرسخت و هزینه جنگ‌های بی‌معنی، عقب‌نشینی می‌کند. مردی که در توییت و تهدید کردن مهارت دارد، فاقد شجاعت سیاسی برای تحمل عواقب جنگی است که می‌تواند از کنترل خارج شود و منافع واشنگتن را در سراسر منطقه تهدید کند و حتی بر روابط با متحدانش تأثیر منفی بگذارد.

عقب‌نشینی ترامپ در آخرین لحظه نشان دهنده این درک است که عملیات نظامی، هر چقدر هم که قدرتمند باشد، در صورت آماده نبودن کامل زمینه‌های داخلی، قادر به اعمال تغییر سیاسی نیست. ترامپ که به جای جنگ‌طلب بودن، به معامله‌گر بودن خود افتخار می‌کند، از پرداخت هزینه سنگین برای نتیجه‌ای نامشخص خودداری می‌کند.

در نهایت، به نظر می‌آید واشنگتن تصمیم گرفته است به موقعیت «انتظار» بازگردد و پیش‌بینی کند در سپر امنیت سایبری یا دفاع ملی ایران شکاف جدیدی ایجاد شود. تهران، به نوبه خود، به لطف فناوری مؤثر پارازیت ارتباطی، در دور جدید تقابل پیروز شده است، اما می‌داند ماشه آمریکا هنوز آماده شلیک است و عامل چهارم (حمله دقیق) صرفاً در انتظار تحقق سه عامل نخست است.

ارسال نظر