عراقچی ژنو را به مقصد تهران ترک کرد انفجار در کلیسای نیویورک ۵ زخمی برجای گذاشت  شروط کلیدی ایران برای مذاکره با آمریکا اعلام شد/ حق غنی‌سازی و محدودیت موضوع هسته‌ای نامزدی «نوری المالکی» برای نخست‌وزیری عراق لغو شد؟ واشنگتن: آزمایش‌های هسته‌ای را از سر خواهیم گرفت آخرین وضعیت مذاکرات هسته‌ای، محور دیدار عراقچی با وزیر خارجه سوئیس عمان: مذاکرات ایران و آمریکا با پیشرفتی ملموس به پایان رسید عراق ۱۵۰ داعشی زیر ۱۸ سال را از سوریه تحویل گرفت جزئیات مهم دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو / تفاهم دوطرف بر روی برخی موضوعات عراقچی: روی یک سری اصول راهنما توانستیم موافقت کلی پیدا کنیم / زمان دور بعدی مذاکرات ایران و آمریکا  دیدار البوسعیدی و گروسی در حاشیه مذاکرات ایران و آمریکا + عکس بقائی: با حسن‌نیت و جدیت در مذاکرات ژنو حضور داریم جزئیات عملیات مشترک حشدالشعبی و ارتش عراق برای تعقیب هسته‌های داعش اذعان سناتور جنگ‌طلب آمریکایی به قدرت نظامی ایران جزئیات دیدار وزیر کشور با سفیر امارات
یادداشت اختصاصی حنیف غفاری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

حماقت راهبردی سران ناتو

اظهارات اخیر دبیرکل ناتو را باید به‌عنوان نشانه‌ای از درماندگی راهبردی این ائتلاف خواند. ادامه مسیر کنونی با مدیرانی که یا دچار حماقت راهبردی‌اند یا آگاهانه آن را انتخاب می‌کنند، تنها باعث فرسایش تدریجی از درون، بی‌نیاز از هر تهدید بیرونی می شود.
حنیف غفاری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۷:۱۲ - ۰۴ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 January 24
کد خبر: ۳۰۰۰۸۰

حماقت راهبردی سران ناتو

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ اظهارات اخیر مارک روته، دبیرکل ناتو مبنی بر اینکه روسیه با حمایت چین، ایران و کره شمالی تهدیدی بلندمدت و موجودیتی برای امنیت اروپا و جهان ایجاد کرده است، نه تنها  نشانه‌ای از آگاهی راهبردی و تحلیلی وی نیست، بلکه  بازتاب نوعی فرافکنی آشکار و گریز از واقعیت‌های تلخ درون این ائتلاف است. روته در شرایطی از «تهدیدات بیرونی» سخن می‌گوید که ناتو امروز بیش از هر زمان دیگری، از درون با بحران‌های عمیق ساختاری، نهادی و هویتی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ بحران‌هایی که موجودیت این ائتلاف را نه در افق بلندمدت، بلکه همین امروز تهدید می‌کنند.

نسبت دادن تهدید واحد و منسجم به کشورهایی با منافع، اهداف و حتی اختلافات عمیق میان خود، بیشتر به روایت تبلیغاتی شباهت دارد تا تحلیل امنیتی

دبیرکل ناتو ترجیح داده است به‌جای مواجهه با شکاف‌های فزاینده میان اعضا، اختلافات راهبردی اروپا و آمریکا و بی‌اعتمادی متقابل درون ائتلاف، انگشت اتهام را به سوی بازیگران خارجی نشانه بگیرد. این همان الگوی قدیمی «دشمن‌سازی بیرونی» است که سال‌ها برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی‌های داخلی ناتو به کار گرفته می‌شود. مسئله‌ای مانند بحران گرینلند، که مستقیماً اختلاف منافع و حتی تعارض حاکمیتی میان اعضای ناتو را عیان کرده، نمونه‌ای روشن از تهدیدهای درونی و اساس همبستگی این ائتلاف را زیر سؤال برده است. با این حال، روته ترجیح می‌دهد به‌جای پرداختن به این شکاف‌ها، سناریوهای اغراق‌آمیز درباره «محور تهدید» بسازد.

واقعیت این است که یکی از دلایل اصلی شکل‌گیری و تداوم بحران‌های مزمن در ناتو، حضور مدیرانی است که یا درک حداقلی از تحولات راهبردی جهان ندارند، یا آگاهانه در حساس‌ترین مقاطع، خود را به نادانی می‌زنند. مارک روته مصداق بارز چنین وضعیتی است. در شرایطی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با صراحت موجودیت و کارآمدی ناتو را به چالش کشیده و حتی اصل تعهد آمریکا به دفاع جمعی را زیر سؤال برده است، انتظار می‌رود دبیرکل ناتو تمام تمرکز خود را بر ترمیم شکاف فراآتلانتیکی و جلوگیری از فروپاشی درونی ائتلاف بگذارد. اما روته، به‌جای این مسیر دشوار و پرهزینه، ساده‌ترین راه را انتخاب کرده است؛ تولید ترس از «دیگری».

این حماقت راهبردی زمانی پررنگ‌تر می‌شود که بدانیم نسبت دادن تهدید واحد و منسجم به کشورهایی با منافع، اهداف و حتی اختلافات عمیق میان خود، بیشتر به روایت تبلیغاتی شباهت دارد تا تحلیل امنیتی. چین، روسیه، ایران و کره شمالی نه یک بلوک نظامی متحد شبیه ناتو هستند و نه دارای دکترین امنیتی مشترک علیه اروپا. اما برای مدیری مانند روته، دقت تحلیلی اهمیتی ندارد؛ آنچه اهمیت دارد، ساختن دشمن کلی و مبهم است تا ناکامی‌های درونی ناتو در سایه آن پنهان شود.

در حقیقت، ناتو امروز بیش از آنکه قربانی «تهدیدات خارجی» باشد، اسیر تناقضات درونی خود است؛ نابرابری در تقسیم بار دفاعی، اختلاف بر سر اولویت‌های امنیتی، خستگی افکار عمومی اروپا از نظامی‌گری و وابستگی ساختاری به آمریکایی که در حال بازتعریف نقش‌ خود به جای پرداختن به این شکاف‌ها و سناریوهای اغراق‌آمیز درباره «محور تهدید» است.

در نهایت، اظهارات مارک روته را نباید به‌عنوان هشدار امنیتی جدی، بلکه به‌مثابه نشانه‌ای از درماندگی راهبردی خواند. ناتو اگر قرار است بقا داشته باشد، باید پیش از هر چیز با بحران‌های درونی صادقانه مواجه شود. ادامه مسیر کنونی، با مدیرانی که یا دچار حماقت راهبردی‌اند یا آگاهانه آن را انتخاب می‌کنند، تنها یک نتیجه خواهد داشت؛ فرسایش تدریجی ائتلاف از درون، بی‌نیاز از هر تهدید بیرونی.

ارسال نظر
آخرین اخبار