سی‌ان‌ان: ترامپ با ادامه جنگ با ایران روی اقتصاد آمریکا قمار می‌کند تاکید سازمان ملل بر گزینه دیپلماسی درباره ایران دلایل سفر هیئت قطری به ایران بیانیه راهپیمایی میلیونی مردم یمن؛ اعلام همبستگی کامل با ایران حمله پهپادی جدید رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان عراقچی به عاصم منیر: ایران مقابل ماجراجویی آمریکا می‌ایستد پوتین با رد مذاکرات صلح، برای تشدید جنگ اوکراین آماده می‌شود منابع پاکستانی: اسلام‌آباد و دوحه برای بازگشت ایران و آمریکا به مذاکرات رایزنی می‌کنند حضور بیش از ۱۰ میلیون نفر در مراسم تشییع رهبر شهید در عراق فعال شدن آژیرهای هشدار در اردن و پایگاه‌های آمریکا در اربیل، عراق و کویت مقام آمریکایی: در مجموع 30 پهپاد MQ-9 توسط پدافند هوایی ایران سرنگون شده‌اند اعتراف دبیرکل ناتو به همدستی در تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران بلومبرگ: کشتیرانی از طریق تنگه هرمز تقریباً متوقف شد واکنش عراقچی به سخنان موهن ترامپ علیه ایران؛ پاسخ ما، عمل ماست بقائی: ایران با قاطعیت از منافع ملی و حاکمیت خود دفاع خواهد کرد ترامپ حکومت جولانی را از فهرست حامیان تروریست خارج می‌کند / چراغ سبز واشنگتن برای کاهش تحریم‌های سوریه
یادداشت اختصاصی حنیف غفاری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

حماقت راهبردی سران ناتو

اظهارات اخیر دبیرکل ناتو را باید به‌عنوان نشانه‌ای از درماندگی راهبردی این ائتلاف خواند. ادامه مسیر کنونی با مدیرانی که یا دچار حماقت راهبردی‌اند یا آگاهانه آن را انتخاب می‌کنند، تنها باعث فرسایش تدریجی از درون، بی‌نیاز از هر تهدید بیرونی می شود.
حنیف غفاری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۷:۱۲ - ۰۴ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 January 24
کد خبر: ۳۰۰۰۸۰

حماقت راهبردی سران ناتو

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ اظهارات اخیر مارک روته، دبیرکل ناتو مبنی بر اینکه روسیه با حمایت چین، ایران و کره شمالی تهدیدی بلندمدت و موجودیتی برای امنیت اروپا و جهان ایجاد کرده است، نه تنها  نشانه‌ای از آگاهی راهبردی و تحلیلی وی نیست، بلکه  بازتاب نوعی فرافکنی آشکار و گریز از واقعیت‌های تلخ درون این ائتلاف است. روته در شرایطی از «تهدیدات بیرونی» سخن می‌گوید که ناتو امروز بیش از هر زمان دیگری، از درون با بحران‌های عمیق ساختاری، نهادی و هویتی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ بحران‌هایی که موجودیت این ائتلاف را نه در افق بلندمدت، بلکه همین امروز تهدید می‌کنند.

نسبت دادن تهدید واحد و منسجم به کشورهایی با منافع، اهداف و حتی اختلافات عمیق میان خود، بیشتر به روایت تبلیغاتی شباهت دارد تا تحلیل امنیتی

دبیرکل ناتو ترجیح داده است به‌جای مواجهه با شکاف‌های فزاینده میان اعضا، اختلافات راهبردی اروپا و آمریکا و بی‌اعتمادی متقابل درون ائتلاف، انگشت اتهام را به سوی بازیگران خارجی نشانه بگیرد. این همان الگوی قدیمی «دشمن‌سازی بیرونی» است که سال‌ها برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی‌های داخلی ناتو به کار گرفته می‌شود. مسئله‌ای مانند بحران گرینلند، که مستقیماً اختلاف منافع و حتی تعارض حاکمیتی میان اعضای ناتو را عیان کرده، نمونه‌ای روشن از تهدیدهای درونی و اساس همبستگی این ائتلاف را زیر سؤال برده است. با این حال، روته ترجیح می‌دهد به‌جای پرداختن به این شکاف‌ها، سناریوهای اغراق‌آمیز درباره «محور تهدید» بسازد.

واقعیت این است که یکی از دلایل اصلی شکل‌گیری و تداوم بحران‌های مزمن در ناتو، حضور مدیرانی است که یا درک حداقلی از تحولات راهبردی جهان ندارند، یا آگاهانه در حساس‌ترین مقاطع، خود را به نادانی می‌زنند. مارک روته مصداق بارز چنین وضعیتی است. در شرایطی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با صراحت موجودیت و کارآمدی ناتو را به چالش کشیده و حتی اصل تعهد آمریکا به دفاع جمعی را زیر سؤال برده است، انتظار می‌رود دبیرکل ناتو تمام تمرکز خود را بر ترمیم شکاف فراآتلانتیکی و جلوگیری از فروپاشی درونی ائتلاف بگذارد. اما روته، به‌جای این مسیر دشوار و پرهزینه، ساده‌ترین راه را انتخاب کرده است؛ تولید ترس از «دیگری».

این حماقت راهبردی زمانی پررنگ‌تر می‌شود که بدانیم نسبت دادن تهدید واحد و منسجم به کشورهایی با منافع، اهداف و حتی اختلافات عمیق میان خود، بیشتر به روایت تبلیغاتی شباهت دارد تا تحلیل امنیتی. چین، روسیه، ایران و کره شمالی نه یک بلوک نظامی متحد شبیه ناتو هستند و نه دارای دکترین امنیتی مشترک علیه اروپا. اما برای مدیری مانند روته، دقت تحلیلی اهمیتی ندارد؛ آنچه اهمیت دارد، ساختن دشمن کلی و مبهم است تا ناکامی‌های درونی ناتو در سایه آن پنهان شود.

در حقیقت، ناتو امروز بیش از آنکه قربانی «تهدیدات خارجی» باشد، اسیر تناقضات درونی خود است؛ نابرابری در تقسیم بار دفاعی، اختلاف بر سر اولویت‌های امنیتی، خستگی افکار عمومی اروپا از نظامی‌گری و وابستگی ساختاری به آمریکایی که در حال بازتعریف نقش‌ خود به جای پرداختن به این شکاف‌ها و سناریوهای اغراق‌آمیز درباره «محور تهدید» است.

در نهایت، اظهارات مارک روته را نباید به‌عنوان هشدار امنیتی جدی، بلکه به‌مثابه نشانه‌ای از درماندگی راهبردی خواند. ناتو اگر قرار است بقا داشته باشد، باید پیش از هر چیز با بحران‌های درونی صادقانه مواجه شود. ادامه مسیر کنونی، با مدیرانی که یا دچار حماقت راهبردی‌اند یا آگاهانه آن را انتخاب می‌کنند، تنها یک نتیجه خواهد داشت؛ فرسایش تدریجی ائتلاف از درون، بی‌نیاز از هر تهدید بیرونی.

ارسال نظر
captcha
تحلیل های برگزیده
پرطرفدارترین اخبار