محاسبه غلط آمریکا از توان نظامی ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در گفتمان راهبردی آمریکا، به ویژه در دوران دونالد ترامپ، یک فرض محوری و تکراری این است، حمله سریع و متمرکز میتواند ایران را به حالت دفاعی بازگرداند و واقعیتهای سیاسی جدیدی را پیش از آنکه بتواند پاسخی هماهنگ ارائه دهد، تحمیل کند. با وجود این، برداشت یادشده با توجه به ماهیت قدرتی که تهران در چهار دهه گذشته به دست آورده، با واقعیت بسیار متفاوت و در تضاد است. ایران دستگاه امنیتی خود را به عنوان دولتی که منتظر جنگ متعارف در مرزهاست نساخته، بلکه به عنوان بازیگر منطقهای عمل میکند که بر مبنای منطق شبکهها، دسترسی جغرافیایی، ابزارهای متعدد تلافیجویی و تبدیل هر رویارویی به جنگ فرسایشی راهبردی بلندمدت عمل میکند.
ایده عملیات محدود و سریع که در برخی محافل آمریکایی و به وسیله خود ترامپ ترویج میشود، به نظر می آید برداشتی سادهانگارانه از وضعیتی پیچیده است
آمادگی ایران مبتنی بر واکنش فوری نیست، بلکه مبتنی بر نظارت دقیق و پیشگیری سیاسی و نظامی است. این موضوع به وضوح به وسیله یک مقام ارشد نظامی در قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء بیان شد و گفت، « نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تحرکات دشمنان را صرفاً در مرحله اقدام رصد نمیکنند بلکه شکل گیری و نشانههای اولیه هرگونه تهدید علیه امنیت ملی کشور به دقت زیر نظر است و بر مبنای ارزیابیهای میدانی تصمیم مقتضی در زمان مناسب اتخاذ خواهد شد».
این موضع گیری نشان دهنده فلسفه جامعی است؛ اینکه در محیطی که ایران خود را در محاصره پایگاهها و نیروهای متخاصم میبیند، هیچ غافلگیری وجود ندارد و منتظر تحقق تهدیدها نمیماند، بلکه از همان لحظات اولیه با آنها مقابله میکند. بنابراین، همین مقام افزود، «تصور اجرای عملیاتی موسوم به محدود سریع و تمیز علیه ایران ناشی از برآوردهای نادرست و شناخت ناقص از توانمندیهای دفاعی و تهاجمی جمهوری اسلامی است».
وی هشدار داد، «جمهوری اسلامی ایران آغازگر هیچ جنگی نخواهد بود، اما نخواهد گذاشت هر تهدیدی علیه امنیت ملی کشور حتی در مراحل اولیه شکل گیری به مرحله اقدام برسد».
محوریت راهبرد تهران
ایده عملیات محدود و سریع که در برخی محافل آمریکایی و به وسیله خود ترامپ ترویج میشود، به نظر می آید برداشتی سادهانگارانه از وضعیتی پیچیده است. از نظر خودش، ایران دیگر کشوری نیست که بتوان با حمله به یک مرکز فرماندهی یا تأسیسات مرکزی آن را فلج کرد. شبکههای فرماندهی و کنترل آن پراکنده، قابلیتهای موشکی و پهپادی اش در اعماق خاک مستقر و زیرساختهای دفاعی به گونهای طراحی شدهاند که حتی زیر فشار زیاد و مداوم نیز عمل کنند. به همین دلیل است که هشدار ایران صریح بود؛ انجام عملیات محدود و سریع علیه ایران، محاسبه غلطی نسبت به قابلیتهای دفاعی و تهاجمی ایران است. ایران تأکید کرد، «هر سناریویی که بر پایه غافلگیری یا کنترل دامنه درگیری طراحی شود در همان مراحل ابتدایی از کنترل طراحان آن خارج خواهد شد». پیام اینجا صرفاً لفاظی نیست، بلکه تلاشی برای تضعیف این ایده است که جنگ را میتوان صرفاً با فشار یک دکمه آغاز کرد.
هسته اصلی راهبرد تهران در تبدیل هرگونه رویارویی به بحران منطقهای چندلایه نهفته است. به جای اینکه نبرد به عرصه واحد محدود شود، به مجموعهای از صحنههای به هم پیوسته تبدیل میشود؛ خلیج فارس با تنگههای حساس خود، پایگاههای آمریکایی پراکنده در کشورهای متعدد، خطوط کشتیرانی بین المللی و بازارهای انرژی که بلافاصله تحت تأثیر هرگونه تنشی قرار میگیرند. در چنین شرایطی، برتری نظامی صرف دیگر برای دستیابی به هدف سیاسی نهایی کافی نیست، زیرا هزینه ادامه درگیری نه تنها از نظر نظامی، بلکه از نظر دیپلماتیک و اقتصادی نیز به سرعت افزایش مییابد.
از این رو، ایران حضور سنگین نیروی دریایی آمریکا در منطقه را به گونهای تفسیر میکند که با لفاظیهای غربی در تضاد است. به جای اینکه ناوهای هواپیمابر را به عنوان عامل بازدارنده مطلق در نظر بگیرد، آنها را به عنوان داراییهای دست و پا گیر، پرهزینه برای محافظت و آسیبپذیر در برابر تبدیل شدن به اهداف با ارزش بالا در صورت افزایش شدت درگیری معرفی میکند. این مقام نظامی ایرانی عنوان کرد، «محیط دریایی پیرامون ایران بومی، شناخته شده و کاملاً در اشراف نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است؛ تمرکز و انباشت نیرو و تجهیزات فرامنطقهای در چنین فضایی، نه عامل بازدارنده بلکه افزایش دهنده آسیب پذیری و تبدیل آنها به اهداف در دسترس خواهد بود».
در بحبوحه این تعامل پیچیده نظامی و محاسبات ژئوپلیتیکی، نقش رهبری سیاسی به عنوان محوری برای تبدیل قابلیتهای نظامی به راهبرد منسجم و بلندمدت پدیدار میشود. درباره ایران، این نقش به وسیله آیت الله خامنهای (مدظله العالی)، رهبر معظم انقلاب اسلامی رهبری میشود که در درون حاکمیت ایشان را به عنوان معمار «صبر راهبردی و اقدام نظامی سازمانیافته» میشناسند. ایشان از زمان تصدی رهبری انقلاب اسلامی با تحولات منطقهای آشفتهای ازجمله هشت سال جنگ تحمیلی با عراق، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تجاوز آمریکا به عراق و افغانستان، موجهای متوالی تحریمها، ترور شخصیتهای کلیدی و فشار مداوم بر برنامه هستهای مواجه بوده اند. در هر یک از این مقاطع، چالش صرفاً بقا نبود، بلکه تغییر موقعیت و بازتعریف خطوط تعامل به گونهای بوده است که مانع از دستیابی دشمنان به پیشرفت راهبردی قاطع شود.
درایت و هوشیاری رهبر معظم انقلاب اسلامی
شخصیت کاریزماتیک رهبر انقلاب اسلامی، بخش زیادی از قدرت خود را از توانایی در ترکیب موضع گیری های ایدئولوژیک سختگیرانه با درک عمیق از تعادل قوای بینالمللی میگیرد. ایشان هیچ گاه شتابزده عمل نمی کنند و به بحران ها واکنشهای عجولانه نشان نمی دهند؛ بلکه رهبری هستند که وقتی معتقد باشند پیام سیاسی باید به عمل در میدان تبدیل شود، اجازه افزایش حسابشدهی درگیری میدهد. این ترکیب خویشتنداری و مبارزهطلبی همان چیزی است که ایشان را در نظر هوادارانش، ضامن بقای حکومت در محیطی خصمانه و در نظر مخالفانش، دشمنی پیچیده میکند که رفتارش با الگوهای ساده و قابل پیشبینی در تضاد است.
شخصیت کاریزماتیک رهبر انقلاب اسلامی، بخش زیادی از قدرت خود را از توانایی در ترکیب موضع گیری های ایدئولوژیک سختگیرانه با درک عمیق از تعادل قوای بینالمللی میگیرد
از همه مهمتر، رهبر انقلاب اسلامی با صلح و جنگ به عنوان مسیرهای جداگانه برخورد نمیکند، بلکه آنها را دو بخش از راهبردی واحد برای مدیریت درگیری بلندمدت میدانند. در مراحلی خاص، ایشان از مسیرهای مذاکرهای که با دقت طراحی شده باشند، برای کاهش فشارهای اقتصادی و به دست آوردن فضای مانور بینالمللی حمایت کرده اند. در مواقع دیگر، ایشان بر افزایش میزان بازدارندگی منطقهای و گسترش قواعد تعامل به گونهای نظارت داشته اند که از ایجاد واقعیتهای جدید به زیان ایران جلوگیری کند، همانطور که پیروزی ایران در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی نشان داد.
این توانایی تغییر راهبردی بین کاهش و افزایش تنش و مدیریت همزمان متغیرهای نظامی و سیاسی، به رهبری انقلاب اسلامی درجه بالایی از انسجام داخلی بخشید و تصویر نهاد تصمیمگیری مرکزی متحد را که قادر به مدیریت بحرانها بدون تفرقه عمومی است، تثبیت کرد.
علاوه بر این، جایگاه آیت الله خامنهای (مدظله العالی) در ساختار قدرت، به عنوان مرجع عالی مذهبی و تصمیمگیرنده نهایی درباره موضوعات حیاتی، ایشان را به محور اصلی تمام شبکههای قدرت دولتی، نظامی، امنیتی و دیپلماتیک تبدیل کرده است. این تمرکز به معنای رکود نیست؛ بلکه برعکس، امکان ارسال پیام واحد به جهان خارج فراهم و از تناقضاتی که اغلب در مواقع افزایش تنش مورد سوءاستفاده قرار میگیرند، جلوگیری کرده است. از این رو، روشن میشود چرا اظهارات و سخنرانیهای ایشان در غرب به عنوان سیگنالهای راهبردی ای تفسیر میشوند که اهمیتشان کمتر از مانورهای نظامی یا استقرار نیروهای دریایی نیست.
این بُعد رهبری به طور مستقیم در نحوه ارائه خود به وسیله ایران در لحظات تنش شدید منعکس میشود. وقتی یک مقام نظامی ایرانی می گوید، تهران بر مبنای ارزیابی میدانی خود، در زمان مناسب تصمیم خواهد گرفت، نشاندهنده فرهنگ تصمیمگیری محتاطانه و متمرکز است که تسلیم فشار یا تحریکات رسانهای نمیشود، بلکه ترجیح میدهد دشمن را در حالت انتظار مداوم نگه دارد. ابهام، در این زمینه خود به عامل بازدارنده تبدیل میشود.
بنابراین، از دیدگاه ایران شرطبندی روی حمله سریع، برداشتی سادهانگارانه از ماهیت درگیریهای معاصر در غرب آسیا به نظر می آید. حتی اگر تلفات اولیه دردناکی وارد شود، آنچه اهمیت دارد نه ساعت نخست حمله، بلکه هفتههای بعدی است. پایگاههای آمریکایی چگونه محافظت خواهند شد؟ خطوط کشتیرانی چگونه ایمن خواهند شد؟ دولتهای منطقهای چگونه به خطرات فزاینده واکنش نشان خواهند داد؟ بازارهای جهانی و بازارهای انرژی چگونه تحت تأثیر قرار خواهند گرفت و قیمت نفت چگونه بر شهروند معمولی آمریکایی تأثیر خواهد گذاشت؟ اینها سؤالاتی هستند که تهران میخواهد آنها را کاملاً باز نگه دارد، زیرا میداند جنگ مدرن صرفاً در میدان نبرد تعیین نمیشود، بلکه در راهروهای قدرت سیاسی، افکار عمومی و اتحادهای بینالمللی تعیین میشود.
ایران در تلاش است تا معادله متفاوتی تحمیل کند. این معادله، جلوگیری از حمله نخست به هر قیمتی نیست، بلکه معادلهای است که عواقبش را به شدت پرهزینه، طولانی و چندوجهی میکند، تا حدی که ایده «پیروزی سریع» معنای عملی خود را از دست میدهد. تهران به وسیله ساختاری از قابلیتهای نظامی تجمعی، شبکهای گسترده از نفوذ منطقهای و رهبری که مدیریت زمان را بخشی از پیروزی میداند، تلاش میکند این پیام را منتقل کند که اگر درگیری تحمیل شود، آزمون قدرت یکباره نخواهد بود، بلکه آزمونی توأم با استقامت است. پیروزی از آن کسی نخواهد بود که نخستین موشک را پرتاب میکند، بلکه از آن کسی خواهد بود که بتواند در توفانی که مرزهایش به راحتی قابل کنترل نیست، بیشترین مدت دوام بیاورد.