همکاریهای دفاعی ایران و چین در سایه جنگ احتمالی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ ایران مدتی پیش، پس از ربایش نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا به وسیله آمریکا در عملیاتی که عملاً کاراکاس را در کنترل خود قرار داد، موجی از ناآرامیها تجربه کرد. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا گفت، هدف از ربایش و سرنگونی نظام مادورو محروم کردن چین از نفت ونزوئلاست که طبق مقررات به پکن فروخته میشد.
شگفتی برای واشنگتن و تل آویو، توانایی جمهوری اسلامی ایران در مهار اغتشاشات پس از خنثی سازی شبکههای ارتباط ماهواره ای آمریکا، به ویژه استارلینک بود
موضع گیری ترامپ این باور را تقویت کرد که اغتشاشات ایران با هدف ضربه زدن به یکی دیگر از شرکای اقتصادی چین، یعنی ایران که منبع نفت و گاز برای چین است، انجام می شود.
همچنین اغتشاشات ایران در چارچوب دکترین اعلام شده به وسیله رئیس جمهور آمریکاست که بر مهار چین تمرکز دارد؛ کشوری که آماده است رهبری اقتصادی جهان را از آمریکا بگیرد. پس از مهار ناآرامی ها، ترامپ به تهدید حمله نظامی علیه ایران برای سرنگونی نظامی که هژمونی آمریکا را رد میکند، بازگشت. این سؤال مطرح میشود؛ چین چه کاری انجام خواهد داد، نه برای کمک به ایران، بلکه در وهله نخست برای دفاع از منافع خود؟
اعتراضات اقتصادی در ایران
اعتراضات گستردهای که اواخر سال ۲۰۲۵ میلادی و اوایل سال جاری سراسر ایران را فرا گرفت، یکی از جدیترین چالشهایی بود که نظام سیاسی جمهوری اسلامی از زمان پیروزی خود با آن مواجه بوده است.
این اعتراضات همزمان با بحران شدید اقتصادی، افزایش فشارهای خارجی و فعالیت شبکههای موساد و مأموران اطلاعاتی آمریکا با بهرهگیری از امکانات گسترده فناوری ارائه شده به وسیله شرکتهای فناوری و هوش مصنوعی آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام شد که سهم قابل توجهی در مدیریت اعتراضات داشت.
اما شگفتی برای واشنگتن و تل آویو، توانایی جمهوری اسلامی ایران در مهار اغتشاشات پس از خنثی سازی شبکههای ارتباط ماهواره ای آمریکا، به ویژه استارلینک بود که نشان میداد ایران به فناوری الکترونیکی پیشرفتهای دست یافته است که میتواند از شبکههای الکترونیکی آمریکا و رژیم صهیونیستی پیشی بگیرد .
در این زمینه، نقش چین به عنوان عامل غیرمستقیم اما تأثیرگذار ظاهر شد. چین که مهمترین شریک اقتصادی و سیاسی ایران در تحریمهای غرب است، موضعی محتاطانه حفظ کرد، اما در عین حال از نظر ساختاری، با تأمین فناوریهای نظارتی علاوه بر مقادیر عظیمی سلاح که پس از شکست تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ تحمیلی اخیر از چین به ایران رسید، به تقویت قابلیتهای نظارتی و دفاعی تهران کمک کرده بود.
چین با حمایت از جمهوری اسلامی از نظر فناوری که به حفظ منافع ملی ایران کمک کرد این ضربالمثل را به یاد آورد: به یک نفر ماهی بدهی، او را برای یک روز سیر کردهای؛ به یک نفر ماهیگیری یاد بدهی، او را برای یک عمر سیر کردهای.
راهبرد چین در مقابله با امپریالیسم آمریکا
برخلاف سیاستهای خصمانه آمریکا در جهان که مهار و ضربه زدن به چین را یکی از اهداف اصلی خود قرار داده است، چین با احتیاط عمل میکند و گامهای حسابشدهای برای دفاع از منافع خود برمیدارد.
این احتیاط از عوامل متعددی ناشی میشود، به ویژه اینکه برخلاف تصور رایج، چین به اندازه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، در اقتصاد ایران سرمایهگذاری ندارد. علاوه بر این، ابزارهای سنتی سیاست خارجی آن (مانند میانجیگری دیپلماتیک یا سرمایهگذاری اقتصادی) در شرایط ناآرامیهای داخلی گسترده، کمتر مؤثر هستند. از این منظر، چین با آگاهی از محدودیتهای خود عمل میکند، به ویژه از آنجایی که پکن در قبال تهران بر مبنای همگرایی منافع ناشی از تحریمهای آمریکا و خلاء ناشی از غرب عمل کرده است.
آنچه چین را بیشتر به کمک به ایران در زمینه سلاح و فناوری پیشرفته ترغیب میکند، نقش حیاتی ایران به عنوان قطب حمل و نقل در طرح «یک کمربند یک جاده» شی جین پینگ، رئیس جمهور چین است
برخی ناظران معتقدند موضع محتاطانه چین، محدودیتهای همکاری چین و ایران را آشکار کرده است امکان دارد وجهه چین را به عنوان بازیگر دیپلماتیک جهانی تضعیف کرده باشد. با وجود این، به نظر میآید ارزیابی با واقعیت در تضاد است. شرکای چین در سراسر جهان میدانند پکن تضامین امنیتی ارائه نمیدهد و برای محافظت از نظامهای متحد خود مداخله نظامی نمیکند.
در واقع، بخش عمدهای از جذابیت بینالمللی چین ناشی از نقش آن به عنوان شریک اقتصادی است تا شریک سیاسی-نظامی. این کشور خود را به عنوان جایگزین نسبی برای نظم بینالمللی غربی معرفی میکند، نه آنتیتز کامل آن. بنابراین، بی تمایلی اش برای مداخله مستقیم تصویر آن را تضعیف نمیکند؛ بلکه این تصور را تقویت میکند که چین قدرتی است که به دنبال گسترش نفوذ خود در نظام موجود و نه سرنگونی آن است؛ در عین حال بدون دخالت مستقیم در درگیریهای نظامی، به متحدانش کمک میکند.
افزایش فشار آمریکا بر کشورهای متعدد برای قطع روابط با چین، این کشورها را به سمت سیاستهای متعادلکنندهای سوق میدهد که حفظ روابط با واشنگتن را با گشودن درها به روی پکن در حوزههایی که غرب تمایلی به سرمایهگذاری در آنها ندارد، ترکیب میکند. بعید است تحولات ایران این روند کلی بینالمللی را تغییر دهد.
رابطه با ایران در چارچوب مناقشه آمریکا و چین
روابط ایران و چین را نمیتوان جدا از درگیری گستردهتر میان چین و آمریکا درک کرد. تحریمهای آمریکا علیه ایران بود که در را برای چین باز کرد تا به شریک تجاری کلیدی تبدیل شود. علاوه بر این، ادامه خرید نفت ایران به وسیله چین حامل یک پیام سیاسی است؛ اینکه پکن قادر به به چالش کشیدن سیاستهای آمریکاست.
آنچه چین را بیشتر به کمک به ایران در زمینه سلاح و فناوری پیشرفته ترغیب میکند، نقش حیاتی ایران به عنوان قطب حمل و نقل در طرح «یک کمربند یک جاده» شی جین پینگ، رئیس جمهور چین است. علاوه بر این، تغییر نظام ایران، آمریکا را قادر میسازد تا نفوذ خود را در آسیای مرکزی، منطقهای که نقطهای آسیبپذیر برای امنیت ملی چین و روسیه به شمار میرود، گسترش دهد.
بنابراین، حساسترین عنصر نقش چین در حمایت غیرمستقیم فناوری نهفته است که پکن سالهای اخیر به تهران ارائه داده است. شرکتهای چینی با فروش دوربینهای پیشرفته و سامانه های تشخیص چهره و ارائه برنامههای آموزشی برای سازمانهای امنیتی، در ساخت و گسترش سامانه نظارتی ایران نقش داشتهاند.
این فناوریها نقش حیاتی در کنترل عملیات خرابکاری انجام شده به وسیله شبکههای مرتبط با موساد در داخل ایران، چه سال ۲۰۲۲ میلادی و چه سالهای ۲۰۲۵-۲۰۲۶ میلادی ایفا کردند. از فناوریهای تشخیص چهره برای شناسایی و خنثیسازی افراد درگیر در عملیات خرابکاری استفاده شد و زیرساخت دیجیتال به قطع بیسابقه اینترنت کمک و ایران را از شبکههای جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی محافظت کرد.
علاوه بر این، استفاده گسترده از پهپادها رواج یافته است و از آنها برای نظارت بر تجمعات، متفرق کردن آشوبگران و حتی یافتن افراد در داخل خانههایشان استفاده میشود. گرچه این پهپادها لزوماً کاملاً ساخت چین نیستند، اما چین نقش محوری در زنجیرههای تأمین جهانی این فناوری ایفا میکند.
اکنون که تلاشهای آمریکا برای سرنگونی نظام ایران از درون شکست خورده است، نیروها و ناوگانهای آمریکایی در نزدیکی ایران تجمع کردهاند تا برای حملهای که اکنون به طور گسترده اجتنابناپذیر تلقی میشود، آماده شوند.
چین انتقال تجهیزات نظامی و فناوری پیشرفته به تهران را در راستای همکاریهای دفاعی و منافع ملی خود با خنثی سازی راهبرد آمریکا برای محاصره پکن، ادامه می دهد.
از اینجا به بعد، چین به طور مستقیم در دفاع ایران در برابر تجاوز احتمالی آمریکا مداخله نخواهد کرد، اما قابلیتهای نظامی و فناوری لازم را برای دفاع از خود در اختیار ایران قرار میدهد.