رویترز: آمریکا شرط حقوق بشری برای بخشی از کمک‌های نظامی به مصر را لغو کرد بقائی: جهان‌بینی ترامپ، نماد پوچی و استبداد و خطری برای صلح جهانی است ادعای فرانسه مبنی بر اسکورت کشتی‌ها در تنگه باب‌المندب نتانیاهو حادثه هواپیمای فلای دبی را به ایران ربط داد! خروج ذلت‌بار آخرین نظامی و هواپیمای ارتش تروریست آمریکا از عراق علی الزیدی: اجازه استفاده از عراق را برای حمله به همسایگان نمی‌دهیم تأکید گروسی بر اهمیت تماس‌های پوتین و ترامپ درباره اوکراین اولیانوف ادعای دبیرکل ناتو درباره برنامه هسته‌ای ایران را رد کرد هگست اخراج گسترده مقام‌های بلندپایه ارتش آمریکا را تائید کرد ترامپ ادعای خود برای اعلام پیروزی در جنگ با ایران را بار دیگر تکرار کرد تیپ «الیوم الموعود» در عراق منحل شد/ تغییر ساختار «جیش الامام» به موسسه انصار الامام المهدی المیادین: معاون رئیس امارات در سفر به ریاض حامل پیام نتانیاهو برای بن‌سلمان بود تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران/ ۱۰ فرد و نهاد مستقر در ایران، هنگ‌کنگ و پاکستان تحریم شدند گروسی: فعلا مذاکرات رسمی میان آمریکا و ایران در جریان نیست ترامپ ادعای پایان «خیلی زود» جنگ با ایران را تکرار کرد
یادداشت اختصاصی علی قادری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

حضور نظامی آمریکا، راهبرد شناختی – ادراکی

در مقاطع حساس رسانه‌های غربی با تمرکز بر تحرکات ناوهای جنگی تصویری از فضای نزدیکی جنگ تولید می‌کنند که هدفش القای دائمی بودن گزینه‌های نظامی است. 
علی قادری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۲۰:۴۳ - ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 February 05
کد خبر: ۳۰۱۰۶۶

حضور نظامی آمریکا، راهبرد شناختی – ادراکی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ اعزام ناوهای نیروی دریایی آمریکا به منطقه و برجسته سازی رسانه ای حضور نیروهای نظامی این کشور در خلیج فارس را نمی‌توان صرفا در قالب تحرکات نظامی یا آماده‌سازی برای یک درگیری مستقیم تحلیل کرد. این مسئله بخشی از یک راهبرد چندلایه، چند وجهی و پیچیده موسوم به «فشار ترکیبی» است که در آن ابزارهای نظامی، اقتصادی، رسانه‌ای، روانی و شناختی- ادراکی به‌صورت هم‌افزا به‌کار گرفته می‌شوند. 

آمریکا از طریق رصد واکنش رسانه‌ها، نخبگان سیاسی، فعالان اقتصادی و افکار عمومی ایران، میزان تاب آوری اجتماعی، شدت شکاف‌های داخلی و سطح مقاومت سیاسی را می‌سنجد

هدف اصلی  این راهبرد نه آغاز جنگ، بلکه تاثیرگذاری بر محاسبات راهبردی،شناختی- ادراکی و  امنیتی و رفتار سیاسی طرف مقابل است. اساسا حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس پدیده‌های مستمر و تاریخی است که سالهای اخیر بارها اتفاق افتاده و آنچه از منظر تحلیلی مهم به‌نظر می‌آید، نحوه بازنمایی و زمان‌بندی رسانه ای این حضور است. 

در مقاطع حساس، رسانه‌های غربی با تمرکز بر تحرکات ناوهای جنگی و اظهارات تهدیدآمیز آمریکا، تصویری از «فضای نزدیکی جنگ» تولید می‌کنند که هدف آن  ایجاد فضای ادراکی و روانی  و القاء دائمی بودن گزینه‌های نظامی است. 

این فضاسازی بیش از هر کارکردی در میدان نبرد، واجد آثار مستقیم اقتصادی و امنیتی در داخل ایران است. افزایش نااطمینانی در بازارها، کاهش رغبت و تمایل به سرمایه‌گذاری، افزایش انتظارات اقتصادی و تقویت ادراک بی‌ثباتی، ازجمله پیام‌های قابل پیش بینی این نوع عملیات شناختی و ادراکی است. از این منظر، آمریکا می‌کوشد بدون ورود به تقابل نظامی پرهزینه، فشارهای واقعی و ملموس بر اقتصاد و جامعه‌ ایران وارد و مسیر امتیازگیری سیاسی را هموار کند.

در این فضا، عملیات نظامی بیشتر از اینکه معطوف به تغییر موازنه‌ قوا در میدان فیزیکی باشد، معطوف به تغییر موازنه ادراکی و شناختی است. هدف از این راهبرد، افزایش هزینه‌های ذهنی مقاومت و ایجاد تردید در افکار عمومی نسبت به تداوم مسیر تقابل است. این راهبرد در کنار سایر ابزارهای فشار، ازجمله تحریم‌های اقتصادی، انرژی، محدودیت ها در تجارت جهانی و امنیت خطوط کشتیرانی و...، منظومه فشار چندسطحی را شکل می‌دهد که در آن بحران نقش مکمل و تقویت‌کننده دارد.

از زاویه‌ای دیگر، این تحرکات را می‌توان فرآیند «ارزیابی محیط راهبردی» تحلیل کرد که بر اساس آن آمریکا از طریق رصد واکنش رسانه‌ها، نخبگان سیاسی، فعالان اقتصادی و افکار عمومی ایران، میزان تاب آوری اجتماعی، شدت شکاف‌های داخلی و سطح مقاومت سیاسی را می‌سنجد. همزمان، آمریکا تلاش دارد مواضع کشورهای منطقه و بازیگران بین‌الملل و اراده این کشورها در خصوص درگیر شدن یا فاصله گرفتن آنها در صورت تشدید تنش‌ها را سنجش کند. 

واشنگتن با ابزارهای نظامی، اقتصادی، رسانه ای و سیاسی در پی تضعیف انسجام، بازدارندگی و مدیریت امنیت داخلی ایران است

در برابر این الگو، جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده است با اتکا به دکترین بازدارندگی، گفتمان مقاومت و مدیریت افکار عمومی، از تبدیل فشارهای رسانه ای  به بحران‌های فراگیر جلوگیری کند. در حوزه رسانه ای می بایستی مواضع ایران بر این نکته متمرکز باشد که تحرکات آمریکا بیش از آنکه نشانه‌های عزم برای جنگ باشد، بخشی از جنگ شناختی -ادراکی و پروژه تضعیف تصویر اقتدار ایران است. 

برجسته‌سازی اتحاد ملی، تقویت قدرت تاب آوری و مقاومت‌ مردم و نمایش افزایش توان بازدارندگی نظامی می تواند ازجمله راهکارهای کاهش تبعات این راهبرد دشمن باشد.

افزون بر این، در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی پیام های مخابره شده می تواند کارکرد بازدارنده داشته و نمایش دهنده ثبات داخلی، انسجام ساختاری و توان تاب‌آوری در برابر فشارها باشد و این پیام را به طرف مقابل مخابره کند که هزینه‌های راهبردی ماجراجویی یا تشدید تنش می تواند کل منطقه را با بحران های شدید مواجه نماید. از این منظر، ایران می‌کوشد نشان می‌دهد که فشار روانی نه‌تنها باعث عقب‌نشینی نمی‌شود، بلکه می‌تواند به تقویت انسجام داخلی و افزایش قدرت چانه‌زنی در عرصه‌های بین‌المللی تبدیل شود.

بهره سخن 

آنچه امروز در قالب‌های لفظی و نمایش قدرت نظامی آمریکا در خلیج فارس مشاهده می‌شود، بیش‌تر از آنکه نشانه‌ای از حرکت قطعی به‌سوی تقابل نظامی باشد، بازتاب رقابتی پنهان در عرصه‌های ذهنی و شناختی و ادراکی است. 

واشنگتن با ابزارهای نظامی، اقتصادی، رسانه ای و سیاسی در پی تضعیف انسجام، بازدارندگی و مدیریت امنیت داخلی ایران است. بنابراین مقابله با این راهبرد دشمن نه در میدان نبرد، بلکه در عرصه‌های ثبات اقتصادی، مدیریت افکار عمومی و شکل دهی به ائتلاف‌های منطقه‌ای و بین‌المللی خواهد بود. 

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار