قدرت ایران در مواجهه با تهدیدات نوظهور

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تحولات اخیر منطقهای و گسیل تجهیزات نظامی آمریکا در پیرامون ایران، گمانه زنی ها را درباره تقابل نظامی احتمالی ایران و آمریکا افزایش داده است. آمریکا به دنبال درگیری طولانی و غیرقابل پیشبینی با ایران نیست و هر سناریویی که در این زمینه در نظر میگیرد، مبتنی بر دستیابی به دستاوردهای فوری یا دست کم به حداکثر رساندن مزایای اجتناب از رویارویی است. به نظر می آید مقام های کاخ سفید سیاست فشار حداکثری را بر جمهوری اسلامی برای عادیسازی سیاست ایران در حوزههای خارجی و داخلی دنبال میکنند.
راهبردنویسان ایرانی با بهرهگیری از درسهای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، برای اصلاح سیاست خارجی و ارتقای قابلیتهای دفاعی و نظامی کشور تلاش کردهاند
از این منظر، به نظر می آید هدف نهایی فشارها وادار کردن ایران به پذیرش خواستههای آمریکا در میز مذاکره است. این موضوع مستلزم از بین بردن قابلیتهای نظامی ایران، تعطیلی کامل برنامه هستهای، کنار گذاشتن فعالیتهای منطقهای و توقف حمایت از محور مقاومت خواهد بود. پذیرش این شروط طبعاً به معنای برچیدن کامل تمام قابلیتهای نظامی و دفاعی ایران و تضعیف دولت مرکزی خواهد بود. اگر این اتفاق بیفتد، شاهد تکرار «سناریوی سوریه» در ایران خواهیم بود، با این ظرفیت که حملات روزانه جدیدی به زیرساختهای امنیت ملی ایران به وسیله نیروهای متجاوز آمریکایی و صهیونیستی انجام می شود.
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه نشان داد از قابلیتهای اطلاعاتی و قدرت عملیاتی تهاجمی قابل توجهی برخوردار است و میتواند ضربات قاطعی علیه هر تجاوز و هدفی وارد کند. این تجربه میدانی معادله راهبردی را به نفع ایران تقویت کرده و این سؤال اساسی را پیش روی راهبردنویسان آمریکایی قرار داده است؛ آیا آمریکا میتواند در برابر پاسخ قاطع ایران مقاومت کند؟
علاوه بر این، اقدامات ایران در تقویت همکاری راهبردی با چین و روسیه که با سکوت نسبی رسانهای انجام شده است، نشان دهنده تقویت قابلیتهای بازدارندگی ایران و تجهیز نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به فناوریهای پیشرفته در بخشهای مختلف دفاعی است. این همکاری به دلایل امنیتی در هالهای از ابهام قرار دارد و اطلاعات تأیید شده از آن به ندرت منتشر میشود. راهبردنویسان ایرانی، با درک روشنی از نیات و اهداف پروژه آمریکایی و با بهرهگیری از درسهای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، برای اصلاح سیاست خارجی و ارتقای قابلیتهای دفاعی و نظامی کشور تا حد امکان در مواجهه با تهدیدات نوظهور تلاش کردهاند.
در هر جنگی، آمریکا متجاوز است و با وجود داشتن فناوری پیشرفته، متجاوز دریایی نیز هست. همانطور که انتظار میرفت، این کشور برای محافظت از خود در برابر حملات تلافیجویانه ایران، به سرعت در حال تخلیه پایگاههای نظامی در نزدیکی ایران یا انتقال تجهیزات نظامی خود به مکانهای دورتر مانند اردن است. همین عوامل یعنی اگر عملیات نظامی سریع (که با قاطعیت، غافلگیری و فلج کردن قابلیتهای تهاجمی ایران مشخص میشود) ناموفق باشد، آمریکا خود را با طیف غیرمنتظرهای از گزینههای ایران روبرو خواهد یافت که به طور بالقوه آن را به باتلاق دیگری خواهد کشاند.
جمهوری اسلامی با وجود خسارات و تعداد زیاد شهدا و جان باختگان توانست بر دو حادثه امنیتی دشوار و پیچیده (جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و آشوب های هفتم تا ۱۱ دی) غلبه و تا حدودی هر دو بحران را مدیریت کند. هر یک از این بحرانها، با ماهیت و پیچیدگیهای منحصر به فردش تعیین اینکه آیا ساختار قدرت و حکومت در هر نظام سیاسی دیگری در جهان قادر به تحمل چنین فشارهایی بود، دشوار میکرد.
در تجربه ایران، شاهد تابآوری ساختاری در مواجهه با بحرانها هستیم. در بحران نخست، متجاوز به لطف تدبیر، خرد و مدیریت مؤثر مجبور به درخواست توقف جنگ شد. در بحران دوم، با وجود شدت و همه هیاهوی رسانهای و برخی حمایتهای خارجی، نتوانست به اهدافش، یعنی فروپاشی نظام جمهوری اسلامی دست یابد. با وجود این، واضح است ساختار قدرت و نظام سیاسی کشور نیازمند مدیریت خردمندانه و اصلاحات فوری برای رسیدگی به ریشههای بحرانهای داخلی و جلوگیری از تکرار آنهاست.
با وجود همه این موارد، جمهوری اسلامی ساختار مدیریت بحران قوی و توانایی قابل توجهی در عبور از بحرانها از خود نشان داده است. در حالی که یک جنبه از بحران (با توجه به ظرفیت جلوگیری از ریشههای داخلی آن) نیازمند اقدام فوری است، جنبه دیگر (با توجه به اینکه عوامل مؤثر بر بحرانهای خارجی کمتر از بحرانهای داخلی قابل مدیریت هستند) رویکرد متفاوتی میطلبد.
بهره سخن
با کاهش تهدید جنگ یا واکنش قاطع به هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، میتوان انتظار داشت در دوره پسا جنگ شاهد تسریع همکاریهای اقتصادی و تجاری برای مقابله با تحریمهای آمریکا باشیم. تحولات ژئوپلیتیکی در نظام بینالملل تا حدودی از این سناریوی مورد انتظار پشتیبانی میکند. تقویت و گسترش همکاریهای امنیتی و نظامی با چین و روسیه، راه را برای توسعه روابط اقتصادی و تجاری در آینده نزدیک هموار و به طور بالقوه تأثیر تحریمهای آمریکا را خنثی میکند.
مجموع تحولات میدانی و راهبردی نشان میدهد با وجود جدی بودن تهدید نظامی آمریکا، جمهوری اسلامی با تقویت بازدارندگی، مدیریت هوشمندانه بحران و بهرهگیری از ظرفیت همکاری با قدرتهای شرقی، توانسته است معادله را به گونهای تغییر دهد که هرگونه ماجراجویی نظامی با هزینههای گزاف و غیرقابل محاسبه برای متجاوز همراه باشد.