
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا «رویدادهای زیبایی» را که یک روزه تمام میشوند، میپسندد؛ اما ژنرالها هشدار میدهند ایران ونزوئلا نیست و حتی اگر همه جا را یک شبه بمباران کنند، کار به همین حد ختم نمیشود.
جنگهای عراق و افغانستان در دو دهه بیش از ۸ تریلیون دلار برای مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه داشته است
ترامپ میداند راهبرد قبلیاش علیه تهران بود، جواب نخواهد داد و ترس از جنگ طولانی مدت در حال حاضر مانع تحرکات آمریکا میشود. رئیس جمهور آمریکا عاشق رویدادهای منحصر به فرد و دراماتیکی است که به پیروزی آشکار ختم میشوند، همانطور که در حمله به تأسیسات هستهای یا ربایش نیکولاس مادورو، رئیس جمهور سابق ونزوئلا دیده شد. با وجود این، ژنرالها به ترامپ توضیح دادند با وجود افزایش زیاد نیروها در خلیج فارس، نمیتوان نتیجه مشابهی را علیه ایران تضمین کرد.
پنتاگون میگوید، «با آنچه در میدان است» نمیتوان در مدت چند ساعت به رویدادی مهم دست یافت و نیروهای اضافی ای که به منطقه آورده شدهاند، تنها خطر کشیده شدن به نبرد طولانیمدت را که با قوانین بازی تعیینشده به وسیله رئیسجمهور مطابقت ندارد، برجسته میکنند.
مدل اقتصادی ترامپ که بر فشار شدید با هدف دستیابی به تسلیم سریع، همانطور که در زمینه تعرفهها اتفاق افتاد متکی بود، در برابر جمهوری اسلامی ایران مؤثر واقع نشده است. در حال حاضر، تهران در مواجهه با ناو هواپیمابر آمریکایی تسلیم نشده است و عقبنشینی نمیکند؛ موضوعی که واشنگتن را با این سؤال دشوار روبرو میکند، هدف واقعی عملیات چیست و اگر به پیروزی کامل و سریع منجر نشود، چه نتیجه ای خواهد داشت؟
از نظر تاریخی، ایالات متحده زخمهای «جنگهای بیپایان» در خاورمیانه بر تن دارد. جنگهای عراق و افغانستان در دو دهه بیش از ۸ تریلیون دلار برای مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه داشته است.
ترامپ که با وعده خروج ایالات متحده از درگیریها انتخاب شد، میداند هر حملهای که در مدت یک روز به عنوان «رویداد زیبا» پایان نیابد، میتواند به بار سیاسی و اقتصادی تبدیل شود که دوره ریاست جمهوری اش را تحدید میکند و به اعتبارش میان پایگاه هواداران آسیب میرساند.
تردید ترامپ بیشتر از این منظر است؛ چگونه می توان بدون ورود نیروی زمینی، کارزار هوایی ترجیحاً محدود را با کمترین هزینه، تلفات و تبعات سیاسی انجام داد
اقرار استیو ویتکاف به حیرت ترامپ از کوتاه نیامدن ایران با وجود تهدید معتبر نظامی، گویای موقعیت شکننده و خجالت آوری است. رئیس جمهور آمریکا در آغاز ششمین سال فشار حداکثری به ایران لشکری مجهز در وهلە نخست برای ارعاب ایران و وادار کردن به امضای توافقی بهتر از توافق هسته ای سال 2015 به منطقه آورده است.
کوتاه نیامدن ایران با وجود ضرباتی که ماه ژوئن متحمل شد، موقعیت خجالت آوری برای ترامپ ایجاد کرده است؛ موقعیتی که شکست در آن اعتبارش را در داخل و خارج ایالات متحده خدشه دار می کند. اگر این لشکر عظیم بدون توافق یا جنگ برگردد، تصویر ترامپ به عنوان رهبری سرسخت و مردی که به وعدەهایش عمل می کند، ضربەای جبران ناپذیر می خورد.
خطر جنگ برای دو طرف با درجات متفاوت بالاست. ایران در درگیری با ابرقدرتی که دارای قوی ترین نیروی نظامی جهان است، کار بسیار سختی دارد. حتی نبرد فراگیر و بزرگ مقیاس می تواند برای آن معادل تهدیدهای واقعی موجودیتی باشد. برای آمریکا هم مخاطرە تکرار داستان عراق و افغانستان و ورود مجدد به جنگ های بی پایان بالاست. پیروزی نظامی ولو سریع لزوماً به معنای بردی راهبردی و پایدار نیست. هم پایگاه رأی ترامپ با جنگ طولانی مخالف است و هم زنجیرە واکنش های خواسته و ناخواسته امکان دارد آثار منفی روی موقعیت بین المللی آمریکا بگذارد.
در حقیقت تردید ترامپ بیشتر از این منظر است؛ چگونه می توان بدون ورود نیروی زمینی، کارزار هوایی ترجیحاً محدود را با کمترین هزینه، تلفات و تبعات سیاسی انجام داد. احتمال می رود راهبرد نویسان و مشاورانش هنوز پاسخی قانع کننده به این سؤال ندادەاند.