گزارش «اکونومیست»؛

تأثیر اقتصاد مقاومتی ایران در تاب‌آوری جنگ

رویکرد اقتصاد مقاومتی که سال‌ها در ایران نادیده گرفته می‌شد، در جنگ تحمیلی کارکرد مؤثر خود را در عبور از بحران اثبات کرد.
تاریخ انتشار: پنجشنبه ۰۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 23 April 2026

تأثیر اقتصاد مقاومتی ایران در تاب‌آوری جنگ

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ درگیری ایالات متحده و ایران چیزی را نشان داد که بسیاری از ناظران بین‌الملل و شاید حتی برخی در داخل ایران دست‌کم گرفته بودند.

این درگیری نشان داد ایران بازیگر ژئوپلیتیکی نیست که بتوان با زور آن را وادار به سازش کرد

دکترین راهبردی ایران درباره تاب‌آوری صرفاً شعاری نیست. برای سال‌ها اصطلاحاتی مانند «اقتصاد مقاومتی»، «بازدارندگی توزیع‌شده» و «خوداتکایی زیر فشار» اغلب به عنوان ادبیاتی سیاسی نادیده گرفته می‌شدند تا به آن‌ها به عنوان واقعیتی راهبردی توجه شود.

با وجود این، در مواجهه با رویارویی مستمر با قدرتی نظامی و اقتصادی بسیار برتر این ایده‌ها در عمل کارآمدی خود را ثابت کردند. نظام ایران از هم نپاشید و جنگ، اقتصاد این کشور را فلج نکرد. این به معنای پیروزی مرسوم نیست و هزینه‌های بسیار واقعی تحمیل شده بر کشور و مردم آن را نادیده نمی‌گیرد، اما توانایی ایران را در جذب شوک و حفظ قدرت عمل زیر فشار شدید نشان می‌دهد.

این درگیری نشان داد ایران بازیگر ژئوپلیتیکی نیست که بتوان با زور آن را وادار به سازش کرد. موقعیت جغرافیایی آن به تنهایی به عنوان پلی بین آسیای میانه، خلیج فارس و کریدورهای تجاری اصلی، انزوای آن را دشوار می‌کند. عمق نهادی آن که دهه‌ها زیر تحریم‌ها ساخته شده ساختاری قادر به انطباق پدید آورده است.

اکنون این سؤال مطرح است، آیا آموزه‌هایی که تاب‌آوری را امکان‌پذیر کردند برای مرحله بعدی کافی هستند؟ توقف موقت خصومت‌ها پنجره باریکی گشوده است. گرچه تحولات اخیر نشان می‌دهد پیشرفت با چه سرعتی می‌تواند متوقف یا معکوس شود و این موضوع ضرورت چارچوبی را که تنها به شتاب متکی نباشد، تقویت می‌کند.

از سویی ایالات متحده مجموعه‌ای از خواسته‌ها را با تمرکز بر محدودیت هسته‌ای، موشکی و کاهش تنش منطقه‌ای مطرح که به رفع تدریجی تحریم‌ها مرتبط و از سوی دیگر ایران چارچوب خود را تعیین کرده که عبارتند از: 

- لغو تحریم‌ها

- تضامین‌ امنیتی در برابر حملات بیشتر 

- به رسمیت شناختن حقوق حاکمیتی ایران ازجمله نقش آن در حفاظت از آبراه‌های منطقه

عادی‌سازی اقتصادی امتیاز نیست؛ بلکه ابزاری برای تثبیت است. برای اینکه سرمایه جریان یابد بیش از هر چیز به ثبات نیاز است

چارچوب عملی چارچوبی است که تعهدات را هماهنگ می‌کند. به جای اینکه ایران را ملزم کند ابتدا اقدام کند و منتظر کاهش فشار باشد‌ یا ایالات متحده را ملزم به عقب‌نشینی از پیش تعیین‌شده کند، گام‌ها به موازات هم برداشته می‌شوند. 

به عنوان نمونه، توقف میزان غنی‌سازی اورانیوم می‌تواند هم‌زمان با احیای فوری صادرات محدود نفت و کانال‌های بانکی انجام شود. مکانیسم‌های راستی‌آزمایی می‌توانند همراه با دسترسی تدریجی به سازوکارهای مالی جهانی معرفی شوند.

همه موضوعات نیازی به حل فوری ندارند. حساس‌ترین موارد مانند پارامترهای موشک‌های دوربرد یا ساختار بلندمدت برنامه هسته‌ای را می‌توان در ابتدا تثبیت و بعداً با جزئیات مذاکره کرد. این رویکرد با نحوه دستیابی به توافقات پیچیده در جاهای دیگر سازگار است.

عنصر دیگر اولویت دادن به بازگشت روابط اقتصادی عادی است. توانایی ایران برای صادرات نفت در مقیاس وسیع اتصال مجدد به سامانه‌های بانکی بین‌المللی و جذب سرمایه در بخش‌هایی مانند پتروشیمی، حمل و نقل و تولید، اثرات فوری خواهد داشت.

اینها به نوبه خود پایبندی به توافق را تقویت می‌کنند. بنابراین عادی‌سازی اقتصادی امتیاز نیست؛ بلکه ابزاری برای تثبیت است. برای اینکه سرمایه جریان یابد بیش از هر چیز به ثبات نیاز است. اعتماد به اینکه مسیرهای تجاری باز خواهند ماند، توافقات رعایت می‌شوند و خطر ژئوپلیتیکی مهار خواهد شد.

هیچ جا این موضوع بیشتر از تنگه هرمز مشهود نیست. این آبراه نه تنها اهرمی برای نفوذ ژئوپلیتیکی، بلکه یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های تأمین انرژی جهانی است. وسوسه استفاده از چنین موقعیتی برای کسب درآمد کوتاه‌مدت به‌وسیله اخذ عوارض یا اعمال محدودیت قابل درک، اما در نهایت خودشکن است. هرگونه تلاش برای پولی کردن ترانزیت به این شیوه، تلاش‌های دیگران را برای دور زدن تنگه تسریع می‌کند و ارزش راهبردی بلندمدت آن را از بین می‌برد.

ارسال نظر
captcha
پربیننده ترین اخبار
یادداشت اختصاصی رضا دژاکام، کارشناس مسائل سیاسی؛ / ۱ روز پیش
یادداشت اختصاصی علی قادری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛ / ۱ روز پیش
یادداشت سندس القیسی، تحلیلگر سیاسی اردن؛ / ۱ روز پیش