پنتاگون از امضای قرارداد ۲۴.۴ میلیارد دلاری برای تولید موشک‌های رهگیر خبر داد عراق مجوز 40 پرواز روزانه از ایران را صادر کرد «گروک» به ترامپ برای دستگیری مادورو تایید داد ادعای ترامپ درباره حمله به «کارخانه‌های مواد مخدر» ایران! ترامپ: اروپا زنده زنده خورده می‌شود! کنایه بقایی به کانادا: وقتی حقیقت مدفون است، «آشتی» چه معنایی دارد؟ سقوط هواپیمای سبک رژیم صهیونیستی با یک کشته و یک زخمی ترامپ: شاید پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای وضعیت اضطراری اعلام کنم پوتین: جهان از پایداری مردم ایران شگفت‌زده شده است رویترز: آمریکا شرط حقوق بشری برای بخشی از کمک‌های نظامی به مصر را لغو کرد بقائی: جهان‌بینی ترامپ، نماد پوچی و استبداد و خطری برای صلح جهانی است ادعای فرانسه مبنی بر اسکورت کشتی‌ها در تنگه باب‌المندب نتانیاهو حادثه هواپیمای فلای دبی را به ایران ربط داد! ادامه حملات هوایی عربستان به یمن؛ صعده 6 بار بمباران شد خروج ذلت‌بار آخرین نظامی و هواپیمای ارتش تروریست آمریکا از عراق علی الزیدی: اجازه استفاده از عراق را برای حمله به همسایگان نمی‌دهیم
یادداشت اشکان ممبینی، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

بازی فریب آمریکا در بن‌بست تاریخی

تحليلگران بر این باورند آمریکا در دستیابی به اهداف کلان خود در برابر ایران با بن‌بست تاریخی مواجه شده است.
اشکان ممبینی؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۲ - ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 April 25
کد خبر: ۳۰۶۴۴۴

بازی فریب آمریکا در بن‌بست تاریخی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در بررسی تحولات اخیر و رویارویی‌های راهبردی میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا شاهد تغییر پارادایم اساسی در معادلات قدرت هستیم. اگر به واقعیت‌های میدانی و راهبردی بنگریم، تحليلگران بر این باورند آمریکا در دستیابی به اهداف کلان خود در برابر ایران با بن‌بست تاریخی مواجه شده است.

آمریکا بارها در پیچ‌های حساس تاریخی ثابت کرده است از مذاکره به عنوان پوششی برای تجدید قوا و خنثی‌سازی پیشروی‌های طرف مقابل استفاده می‌کند

جمهوری اسلامی ایران با اتکا به دکترین «بازدارندگی فعال» و تکیه بر توانمندی‌های بومی، توانسته است هیمنه نظامی آمریکا را به چالش بکشد. برخلاف پیش‌بینی‌های اتاق‌های فکر غربی مبنی بر فروپاشی یا تسلیم ایران زیر فشارهای حداکثری، تهران نه‌تنها اقتدار خود را حفظ، بلکه با مدیریت بحران‌های متوالی و تحکیم زنجیره متحدان منطقه‌ای، عملاً سیاست «مهار ایران» را در نطفه خفه کرده است.

علاوه بر این، هزینه‌های سرسام‌آور نظامی و دیپلماتیک آمریکا در این رویارویی، بدون دستاورد ملموس، به «شکست راهبردی» برای واشنگتن بدل شده است. در حالی که آمريکا با گذار از ابرقدرتی بی‌رقیب به بازیگری درگیر در بحران‌های داخلی و فرسایش قدرت در جهان چندقطبی مواجه است، جمهوری اسلامی ایران با حفظ ثبات درونی و مشروعیت گفتمانی خود در منطقه، در این ماراتنِ طولانی‌مدت، دست بالا را دارد و توانسته است معادلات را به نفع محور مقاومت تغییر دهد. این پیروزی، نه فقط در میدان نظامی، بلکه در حوزه اراده‌ و تاب‌آوری سیاسی، نشانی از تحولی بزرگ در نظم نوین جهانی است.

در کنار تمامی واقعیت‌های میدانی، باید بر این نکته حیاتی نیز تأکید کرد، در فضای فعلی هرگونه ساده‌اندیشی درباره مذاکره، نادیده گرفتن درس‌های تلخ تاریخی و تجربه نشان داده است دیپلماسی در قاموس آمریکا، نه ابزاری برای دستیابی به توافق منصفانه، بلکه سلاحی برای خرید زمان، تضعیف جبهه مقابل و درنهایت فریب راهبردی است. 

آمریکا بارها در پیچ‌های حساس تاریخی ثابت کرده است با تکیه بر سنت پیمان‌شکنی و خیانت به تعهدات، از مذاکره تنها به عنوان پوششی برای تجدید قوا و خنثی‌سازی پیشروی‌های طرف مقابل استفاده می‌کند. در وضعیت کنونی، صحبت از آتش‌بس یا توافق، بیش از آنکه نشانه‌ای از تمایل به صلح باشد، ترفندی تاکتیکی برای نجات از بن‌بستی است که خودشان در آن گرفتار شده‌اند. 

بنابراین، از منظر عقل و منطق دلیلی وجود ندارد جمهوری اسلامی ایران در دام فریب‌های دیپلماتیک بیفتد؛ زیرا تکیه بر خودباوری و استمرار خط مقاومت، تنها زبان گویایی است که دشمن مستأصل در برابر آن تسلیم می‌شود. هرگونه چراغ سبزِ کاذب از سوی غرب در قالب وعده‌های میان‌تهی، صرفاً تلاشی برای بازسازی پیکره ضعیف‌شده‌ آن‌هاست، در حالی که پیروزی نهایی تنها از مسیر ایستادگی در میدان و حفظ اقتدار بازدارنده می‌گذرد.

جمهوری اسلامی در برابر فشارها سر خم نخواهد کرد و درنهایت، پیروزی نهایی این نبرد از آنِ ایران خواهد بود

ناتوانی آمریکا در برابر اراده پولادین جمهوری اسلامی 

مذاکره، در ذات خود نیازمند فضایی از موازنه و احترام متقابل است تا طرفها بتوانند بدون فشار اضطرار، به دنبال راه‌حل‌های پایدار باشند. امروزه تلاش آمریکا برای اعمال محاصره دریایی و استفاده از تهدید نظامی به عنوان ابزاری برای وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به تسلیم در برابر خواسته‌های خود، دقیقاً منطق گفت‌وگو را مخدوش کرده است، زیرا وقتی سایه‌ سنگین محاصره بر سر میز مذاکره گسترده می‌شود، توازن قوا از میان می‌رود و گفت‌وگو از تعامل منطقی به فرآیند تحمیلی کاهش می‌یابد. 

در چنین شرایطی با توجه به ایستادگی و تسلیم نشدن جمهوری اسلامی در برابر فشارهای غیرمنصفانه، مذاکره معنایی نخواهد داشت؛ زیرا هر توافقی که برآمده از ديوار بسته‌ تحریم و تهدید باشد، فاقد اراده‌ آزادانه و عدالت است. 

حقیقت اینکه جمهوری اسلامی در برابر فشارها سر خم نخواهد کرد و درنهایت، پیروزی نهایی این نبرد از آنِ ایران خواهد بود. از این رو، تا زمانی که طرف مقابل تسلیم شود و شروط و اراده‌ جمهوری اسلامی را بپذیرد، این نبرد باید با قدرت ادامه یابد، زیرا تنها پیروزی قاطع می‌تواند به ثبات واقعی منجر شود.

ارسال نظر
captcha