واکاوی برد راهبردی ایران در تفاهم ۶۰ روزه

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در حالی که جمهوری اسلامی ایران پیروز جنگ با آمریکا عنوان می شود، گزارشهای اندیشکدههای برجستهای همچون شورای آتلانتیک (Atlantic Council)، بروکینگز (Brookings) و مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)، نشاندهنده واقعیت پیچیده ای است؛ اینکه ایران در این کارزار دیپلماتیک-نظامی، به «برد راهبردی» دست یافته است.
سوفان سنتر معتقد است، آزادسازی 24 میلیارد دلار نقدینگی فوری برای ایران در حکم تثبیت ارزش پول ملی است
1- تثبیت بازدارندگی در برابر قدرت برتر نظامی
یکی از کلیدیترین دلایلی که اندیشکده بروکینگز بر آن تأکید دارد، تغییر در ماهیت بازدارندگی ایران است. بروکینگز در تحلیل خود با عنوان «پایان شیوه جنگ آمریکایی؟»، تأکید میکند ایران با هدف قرار دادن نیروهای اعزامی آمریکا در منطقه و استفاده مؤثر از پهپادها و موشکهای بالستیک، نشان داد پایگاههای آمریکا دیگر «پناهگاههای امن» نیستند. این اندیشکده عنوان کرد: ایران با کشاندن آمریکا به جنگ فرسایشی و سپس پذیرش توافق در لحظهای که واشنگتن به دنبال راه خروج بود، ثابت کرد هزینه تقابل نظامی برای آمریکا بیش از حد تحمل سیاسی و اقتصادی این کشور است.
این اندیشکده معتقد است، ایران با استفاده از اهرم «تنگه هرمز»، اقتصاد جهانی را گروگان گرفت و واشنگتن را مجبور کرد تا از هدف اولیه خود یعنی «تغییر نظام» یا «فشار حداکثری» عقبنشینی کند و به توافق محدود تن دهد.
2- گشایش اقتصادی بدون عقبنشینی بنیادین
اندیشکده سوفان سنتر (Soufan Center) در گزارشهای اخیر خود به جنبههای مالی این توافق پرداخته است. بر اساس تحلیل این مرکز، آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای بلوکه شده ایران در قبال آتشبس ۶۰ روزه، پیروزی اقتصادی بیسابقه برای تهران به شمار می رود.
سوفان سنتر معتقد است، آزاد سازی 24 میلیارد دلار نقدینگی فوری برای ایران در حکم تثبیت ارزش پول ملی و کاهش فشار تورمی است. علاوه بر این، ایران با این توافق قادر به بازگشت به بازارهای جهانی بدون محدودیت شدید است که نتیجه آن افزایش درآمدهای ارزی و دور زدن تحریمهاست. همچنین این مؤسسه معتقد است با توقف مخارج جنگی ایران در اوج بحران، امکان بازسازی زیرساختهای آسیبدیده را خواهد داشت.
سوفان سنتر تأکید میکند، ایران موفق شد «زمان» بخرد؛ زمانی که برای بازسازی شبکه نفوذ منطقهای و تقویت زیرساختهای داخلی حیاتی است، بدون آنکه تعهدات بلندمدت و بازگشتناپذیری در حوزه هستهای بدهد.
3- شکست پروژه انزوای بینالمللی
شورای آتلانتیک در تحلیل خود به قلم کارشناسان ارشد غرب آسیا، به این نکته میپردازد که تفاهم با ایران عملاً به معنای پذیرش این کشور به عنوان «قدرت منطقهای غیرقابل حذف» است. این اندیشکده معتقد است، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا با امضای تفاهمنامه، به متحدان منطقهای خود (به ویژه رژیم صهیونیستی) پیام می دهد منافع ملی آمریکا در اولویت است و واشنگتن حاضر نیست برای امنیت دیگران، وارد جنگ بیپایان با ایران شود.
تحلیلگران شورای آتلانتیک بر این باورند ایران با استفاده از دیپلماسی فعال (به وسیله عمان و پاکستان)، توانست شکافی در جبهه متحد علیه خود ایجاد کند. ایران در این بازی، نه به عنوان «بازیگر سرکش»، بلکه به عنوان «طرف مذاکره مسئول» ظاهر شد که آماده است برای ثبات جهانی (بازگشایی تنگه هرمز) امتیاز بدهد، اما در مقابل، امتیازات بزرگی دریافت کند.
4- بقای ساختار قدرت و شکست راهبرد «تغییر از درون»
تفاهم با ایران عملاً به معنای پذیرش این کشور به عنوان «قدرت منطقهای غیرقابل حذف» است
بسیاری از ناظران غربی معتقد بودند فشارهای نظامی و تحریمهای سنگین سال ۲۰۲۵ میلادی به فروپاشی داخلی ایران منجر می شود. اما همانطور که در مقالات منتشر شده در اندیشکده های غربی درباره توافق ۶۰ روزه مشخص است، ساختار قدرت در ایران نه تنها منسجم باقی مانده، بلکه توانسته است بحران را مدیریت کند.
این گزارشها تأکید دارند پیروزی ایران در این است که توانست از «بحران بقا» عبور کند و وارد «مرحله تثبیت» شود. تحلیلگران بر این باورند، تفاهم با ایران پیامی روشن به اپوزیسیون خارجنشین و معترضان داخلی بود؛ اینکه جامعه جهانی و حتی سرسخت ترین دشمن ایران (ترامپ)، واقعیتِ قدرتِ حاکم در تهران را پذیرفته است.
5- بازی در زمین شطرنج «قدرتهای بزرگ»
اندیشکدههای غربی همچنین به نقش چین و روسیه در این پیروزی میپردازند. ایران با تکیه بر «نگاه به شرق»، توانست به آمریکا نشان دهد تحریمها دیگر کارایی سابق ندارند. پیروزی ایران در این تفاهم، در واقع پیروزی راهبرد «چندجانبهگرایی» بود. تهران با اطمینان از حمایتهای اقتصادی و سیاسی پکن، با دست پر به میز مذاکره آمد و واشنگتن را در موقعیتی قرار داد که برای جلوگیری از نفوذ کامل چین در خلیج فارس، مجبور به امتیازدهی به ایران شد.
نتیجهگیری
تحلیل اندیشکدههای خارجی نشان میدهد ایران در تفاهم ۶۰ روزه، از راهبرد «برد-برد» به نفع خود استفاده کرده و این در حالی است که برخی معتقد به برد ایران در وقت اضافه هستند. دلایل این پیروزی را میتوان در سه واژه خلاصه کرد: مقاومت، بازدارندگی و دیپلماسی.
ایران توانست:
- تهدید نظامی مستقیم را به فرصت دیپلماتیک تبدیل کند.
- منابع مالی عظیمی را بدون واگذاری امتیازات راهبردی بلندمدت آزاد کند.
- جایگاه خود را به عنوان بازیگر اصلی امنیت انرژی در جهان تثبیت کند.
از دیدگاه ناظران بینالمللی، گرچه این تفاهم ممکن است شکننده باشد، اما تا همین جای کار، ایران توانسته است از یکی از خطرناکترین پیچهای تاریخی خود با موفقیتی چشمگیر عبور کند. این «برد راهبردی»، توازن قوا در غرب آسیا را به نفع محور مقاومت تغییر و واشنگتن را در موقعیتی قرار داده است که باید میان تقابل پرهزینه یا پذیرش ایرانِ مقتدر، یکی را برگزیند.