شکست راهبرد جنگ آمریکا برابر ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ ماشین جنگی دشمن که با محاسبات غلط و تصورات پوشالی به میدان آمده بود، اکنون در برابر سد پولادین اراده ملت و اقتدار نیروهای مسلح ایران زمینگیر شده است.
امروز، غربِ مستأصل تنها راه نجات از این گرداب خودساخته را در پشت میز مذاکره میجوید
پیام روشن این روزها این است؛ آمریکا که در میدان نبرد به بنبست رسیده است، اکنون راهی جز التماس برای مذاکره نمیبیند. این رویکرد نه از سرِ حسن نیت، بلکه ناشی از درماندگی است. دشمن دریافته زبانِ زور در برابر جمهوری اسلامی دیگر کارایی ندارد و تنها راه بقا در منطقه، تن دادن به واقعیتهای جدید و پذیرش اقتدار مطلق ایران است.
جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر خودباوری و قدرت الهی خویش، نه تنها از این آزمون بزرگ سرافراز بیرون آمده، بلکه موازنه قدرت را به نفع خود تغییر داده است.
امروز، غربِ مستأصل تنها راه نجات از این گرداب خودساخته را در پشت میز مذاکره میجوید؛ جایی که پیششرط آن، پذیرش تحقیرآمیز شکست و احترام به حق حاکمیت بلامنازع ایران خواهد بود. تاریخ بهزودی خواهد نوشت چگونه اراده آهنین ملتی، ابرقدرتهای پوشالی را به زانو درآورد.
تغییر پارادایم در خلیجفارس
امروز در حال گذار از نقطه عطفی تاریخی در ژئوپلیتیک منطقه هستیم. تحولات اخیر نه تنها تنشی نظامی، بلکه جابجایی بنیادین در نظم حاکم بر گلوگاه حیاتی انرژی جهان، یعنی تنگه هرمز است. با در نظر گرفتن واقعیتهای میدانی، میتوان تحلیل نهایی را در سه محور کلیدی چنین ترسیم کرد:
۱. پایانِ دوران پیش از جنگ و بازنگشتن به گذشته: باید به صراحت تأکید کرد، وضعیت تنگه هرمز دیگر به شرایط پیش از جنگ باز نخواهد گشت. آن دوران که تنگه هرمز عرصهای برای عرض اندام قدرتهای فرامنطقهای بود، پایان یافته است. هرگونه نگاه به وضعیت گذشته، نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی است. این فضا دیگر متعلق به معادلات قدیمی نیست؛ زیرا ساختار قدرت در این مسیر راهبردی دچار تحولی ماهوی و غیرقابلبازگشت شده است.
۲. تنگه هرمز در مدیریت و کنترل قطعی ایران: از این پس، تنگه هرمز نه منطقهای مناقشه برانگیز، بلکه در مدیریت و کنترل مستقیم جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. این اقدامی تاکتیکی یا موقت نیست، بلکه «حقیقتی مسلم» است که با تغییر موازنه قدرت در منطقه تثبیت میشود. جمهوری اسلامی ایران با اتکا به اقتدار ملی و جغرافیای راهبردی خود، حاکمیت را بر این گلوگاه اعمال میکند و این موضوع اکنون واقعیتی مستقر و غیرقابلتغییر در نظم جدید منطقه است.
۳
کنترل جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز تنها موضوعی نظامی نیست؛ بلکه تثبیت جایگاه ایران به عنوان قدرت بلامنازع منطقه ای و فرامنطقهای است
. پذیرش واقعیت بهوسیله بازیگران جهانی: در فضای جدید، قدرتهای فرامنطقهای در برابر حقیقتی قرار گرفتهاند که راهی جز پذیرش آن ندارند. مدیریت تنگه هرمز بهوسیله جمهوری اسلامی ایران به عنوان مؤلفه جدید در نظم جهانی، دیگر موضوعی برای چانهزنی نیست؛ بلکه واقعیتی است که تمامی بازیگران بینالمللی ناچارند با آن سازگار شوند.
بهره سخن
امروز هرگونه تلاش برای عبور از این واقعیتها، تنها هزینههای بیثباتی را برای متخلفان افزایش خواهد داد و حاکمیت مقتدرانه ایران بر این مسیر را بیش از پیش تثبیت خواهد کرد.
بیتردید کنترل جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز تنها موضوعی نظامی نیست؛ بلکه تثبیت جایگاه ایران به عنوان قدرت بلامنازع منطقه ای و فرامنطقهای است. این حاکمیت، حقیقت مسلم و پایدار نظم نوین در خلیجفارس است که هیچ تغییری را به عقب نمیپذیرد.