مأموریت شکستخورده آرمادای ترامپ

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ زمانی که عظیمترین ناوگان دریایی آمریکا با عنوان آرمادای ترامپ - شامل ناو آبراهام لینکلن به همراه دو ناوشکن و زیردریایی هستهایش- در چند مایلی سواحل ایران لنگر انداخت؛ در دکترین دفاعی پنتاگون مفهومی جز «تغییر نظام در ایران» به ذهن متبادر نمیکرد.
ترامپ فکر میکرد دکترین دفاعی ایران که متکی بر سه رکن موشکهای بالستیک، پهپادهای انتحاری و نیروهای منطقهای است که دو مورد نخست یارای مقابله با توان فناورانه آرمادا ندارد
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به این باور رسیده بود با راهاندازی بزرگترین ماشین جنگی تاریخ بشریت و فشار نظامی بر تهران، جمهوری اسلامی از ترس آرمادایاش، بیقید و شرط تسلیم میشود و اگر هم نخواهد، بهواسطه سالها محاصره سنگین اقتصادی و نارضایتی معیشتی، رمقی بر کالبد بیجانش نمیماند.
تصور میکرد حضور و نمایش آرمادا در پشت دروازههای ایران، کار سقوط را تمام میکند و خوابش آنطور که آرزو داشت تعبیر میشود و مانند ونزوئلا حکومت را ساقط و نفت غارت میکند، اما زهی خیال باطل.
ترامپ فکر میکرد دکترین دفاعی ایران که متکی بر سه رکن موشکهای بالستیک، پهپادهای انتحاری و نیروهای منطقهای است که دو مورد نخست یارای مقابله با توان فناورانه آرمادا ندارد و نیروهای منطقهای هم ضرباتی را که پس از «طوفانالاقصی» بر آن رفته خیلی ضعیف شده و قدرت عملیاتی و توان آتشی برای ایران ندارد.
از اینرو، ایران در مقابله با آمریکا دچار خلاء راهبردی است و ابزار دفاعی برتری برای مقابله ندارد. لذا با حذف مقام ارشد نظام و نظامیان ارشد ایران راهی جز تسلیم بیقیدوشرط ندارد. برپایه این داشتههای ذهنی رژیم صهیونی به ایران حمله کرد و رهبر جلیلالقدر به همراه فرماندهان ارشد را حذف کرد و به شهادت رساند.
اما با حمله ایران بلافاصله در کمتر از دو ساعت پاسخ خود را به مواضع دشمن طبق چیزی که پیشتر به دشمن متذکر شده عملی نمود و همه مواضع و منافع آمريکا را در منطقه و رژیم صهیونی زیر ضربات موشکی خود گرفت.
آنطور که بهنظر میرسد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا دچار خطای محاسباتی شده بود؛ زیرا ایران همچنان با تکیه بر دکترین سه وجهی خود توانست به حملات تهاجمی خود ادامه دهد، همه مواضع و منافع آمريکا را در منطقه موشکباران کند و از همه مهمتر تنگه هرمز را بست؛ به نحوی که از روز دوم جنگ تاکنون در کنترل ایران است و میرود که نفت به 200 دلار برسد.
در این مدت برای مقابله با ایران علاوه بر حملات آفندی آمريکا و رژیم صهیونیستی، شکلگیری ائتلافی سیاسی – نظامی در دو سطح منطقهای و بینالمللی را دنبال کرده است. در بُعد منطقهای میخواست بهوسیله کشورهای عربی منطقهای اقدامات تلافیجویانهای علیه ایران شکل دهد که تاکنون نتوانسته است.
ترامپ در بُعد بینالمللی برای حفظ امنیت انرژی تنگه هرمز ائتلافی از کشورهای مصرفکننده بزرگ نفت شکل میدهد که آن هم با واکنش خیلی منفی کشورهای اروپایی (بهعنوان متحدان سنتی)، اعضای ناتو و چین و ژاپن و کره جنوبی رو به رو شد که ضربه سختی به مشروعیت تهاجم آمریکا زد و موفقیت بزرگی برای ایران محسوب میشود.
با وجود این، آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی در ارتکاب حمله به ایران با توجه به مقاومت فعال جمهوری اسلامی ایران دچار خطای محاسباتی شده است، زیرا ایران در این مدت نه تنها مرعوب حمله و تشرهای استکبار نشده، بلکه ایران در جبهههای دفاعی خود در منطقه و رژیم صهیونی در میدان به خوبی ظاهر شده و ضربات جبرانناپذیری به مواضع و منافع آمريکا در منطقه و سرزمینهای اشغالی وارد کرده که در تاریخ جنگهای آمريکا دور از ذهن و تصورشان بوده است.
به اینترتیب مشخص شده ایران نه تنها شکست نخورده و تسلیم نشده، بلکه بدون دسترسی و استفاده از سلاحهای غیرمتعارف، دچار خلاء راهبردی نشده، همچنان مقاومتی مثال زدنی از خود به نمایش گذاشته، با بستن تنگه هرمز آمریکا را به ستوه آورده و باعث شده است ترامپ قمارباز با دروغ گویی میخواهد طوری وانمود کند هنوز دست برتر دارد.
حال باید گفت، ایران با تکیه بر چه توانمندیهایی توانست دچار خلاء راهبردی نشود و محاسبات دشمن را بر هم زد و دست برتر خود را در میدان نشان داد. این توانمندیها که پشتوانه حملات آفندی رزمندگان ایرانی در میدان شده و از ذهن و دید دشمنان مغفول ماند و موجبات خطای محاسباتی آنها را پیش آورد، عبارتند از:
1. جغرافیا: یکی از مهمترین درسهای جنگ تحمیلی این بود که جغرافیا با وجود همه پیشرفتهای فناوری در حوزه دفاع و تسلیحات همچنان نقش برجستهای دارد که میتواند نقش تعیینکنندهای در راهبردهای جنگی داشته باشد، اما آمریکا و رژیم صهیونیستی اصولاً این را درباره ایران نادیده گرفته بودند. درحالیکه ایران از موقعیت و وسعت جغرافیایی خودش به نحو شایستهای استفاده کرد و توانست همه برجستگیهای فناوری دشمن را به محاق ببرد و قدرت آفندی آنها را دفع نماید.
بر مبنای این راهبرد نیروهای مسلح ایران به منافع نظامی و اقتصادی آسیب پذیر آمریکا در سرتاسر منطقه خلیج فارس با موشکهای کوتاه برد و پهپادهای تهاجمی حمله کردند و کنترل انتقال ۲۰ درصد انرژی بین المللی را از تنگه هرمز به دست گرفتهاند. این موقعیت برتر ژئوپلیتیک، قدرت فوق العادهای به کشورمان در پاسخ متقابل به عملیات مشترک نظامی آمریکا - رژیم صهیونیستی و فرسایشیکردن جنگ میدهد که به لحاظ سیاسی و اقتصادی به ضرر طرفهای متخاصم در نهایت تمام میشود.
یکی از مهمترین درسهای جنگ تحمیلی این بود که جغرافیا با وجود همه پیشرفتهای فناوری در حوزه دفاع و تسلیحات همچنان نقش برجستهای دارد
بهرهبرداری و تأکید درست ایران بر تنگه هرمز و کنترل و بستن آن تیر جبران ناپذیری بر پیکر دشمن بود و توانست همه خلاءهای راهبردی ایران را در حوزه فناوری دفاعی جبران و موضع ایران را از حالت پدافندی به آفندی با کمترین هزینه تبدیل، بیشترین خسارت را به دشمن وارد و حیثیت و مشروعیت آن را لگد مال کند و درسی تاریخی به رئیس جمهور اوباش آمريکا بدهد.
ایران به خوبی توانست از جغرافیای خود علیه دشمن بهرهبرداری نماید و آن را به موقعیت ژئوپلیتیک معنادار و فعالی پس از دوران صفویه ارتقا دهد و برای همیشه این جغرافیا را از انفعال ژئوپلیتیک برهاند و مناسبات خود را نه تنها با دشمن بلکه با همه بازیگران، واحدها و قدرتهای سیاسی در منطقه و جهان تعیین نماید.
این میتواند دستمایهای باشد که در آینده از ظرفیتها و موهیتهای اقتصادی منبعث از آن بهعنوان مزیت ژئواکونومیکی در نظر گرفته شود. همچنین از این موقعیت برتر ژئوپلیتیک با ایجاد نظم جدیدی منطقهای در جهت تثبیت موقعیت سیاسی خود بهعنوان بازیگری محوری یکبار برای همیشه در این جنگ استفاده کند.
2. نهادمندی مستحکم: یکی از خطاهای اساسی دشمن که پیش از تجاوز نامشروع بدان میاندیشید این بود که فکر میکرد با حذف رهبر انقلاب اسلامی و نظامیان ارشد و تصمیمگیر، شیرازه ساختار حکمرانی جمهوری اسلامی از هم میپاشد و برای همیشه سقوط میکند. از اینرو، طبق این فکر غلط عمل و تجاوز نامشروعش را با ترور مسئولان ارشد شروع کرد، اما پس از این اتفاق ورق بهگونهای دیگر برگشت.
هر چند رهبر عزیز و فرماندهان نبودند، اما ساختارها و نهادها کارکرد خودشان را بدون هیچ وقفهای به نحو احسن علیه دشمن انجام میدادند. این وضعیت فقط شامل نهادهای نظامی و امنیتی نبود بلکه در همه ساختار حکمرانی نظام نظیر دولت، قوه قضائیه و دیگر ارکان هیچ گونه خللی ایجاد نشد، ترورها هیچ مانع و خللی در وحدت فرماندهی در میدان رزم و خدمت و مدیریت ایجاد نکرد و بیش از پیش به وظیفه خود عمل میکنند.
این نشان از نهادمندی مستحکم جمهوری اسلامی ایران است که به جرئت میتوان گفت در هیچ کجای جهان یافت نمیشود و ریشه در ماهیت جمهوری اسلامی و نقش رهبران فرزانه آن دارد که مهمترین دستاورد و میراث این نظام الهی همین بود که در میدان عمل نهادمندی بیبدیل خود را اثبات کرد.
این موضوع میتواند بهعنوان نمونه مطالعاتی نه تنها در دانشکدههای جنگ بلکه در دانشکدههای مدیریت و حکمرانی جهان تدریس و تحلیل شود. ایران با ساختارمندی بی بدیل خود، حکمرانی ایرانی و مزیت برجسته مردمسالاری دینی را به نمایش گذاشت و همه را انگشت به دهن کرد.
کجای دنیا کشوری را سراغ دارید سالها با وجود تحریمهای فلجکننده، رهبر حکیمشان، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده سپاهش (در دو مرحله)، وزیرانش (دفاع و اطلاعات) و دیگر تصمیمگیران مؤثر امنیتیاش را ترور کنند و در مواجهه با قویترین و مجهزترین ارتشهای دنیا هیچ خللی در کارکرد و عملکرد ساختار حکمرانیاش در همه عرصهها ایجاد نشود.
این نهادمندی مستحکم جمهوری اسلامی و میراث رهبر شهید، تمام تلاشهای رذالتوار دشمن را درباره سقوط و تسلیم ایران نقش بر آب کرد و در این عرصه هیچ خلاء راهبردی در برابر دشمن ایجاد نشد و با قدرت تمام در مقابل تجاوز نامشروع آمریکایی – صهیونیستی مقاومت کرد؛ مقاومتی که تابآوری مثال زدنی و مقتدرانه جمهوری اسلامی را به دشمن آمریکایی – صهیونی نشان داد و باید گفت، «غلط بود آنچه میپنداشتند».
3. نقش مؤثر مردم: یکی از موارد مهمی که بیشتر دشمن را به طمع انداخته و باعث خطای محاسباتی آنها درباره ایران اسلامی شده، همراه نبودن مردم با نظام جمهوری اسلامی بود. بر اثر اتفاقاتی که 18 و 19 دی ماه افتاده بود، آنها فکر میکردند با حضور و حمله ناوگان پشت دروازههای ایران، مردم به فراخوانشان لبیک گفته و زمینه سقوط نظام را فراهم میکنند و آنها بدون هیچ هزینهای میتوانند بر کشور ایران غالب شوند، به آرزوی دیرینهشان برسند و به معنای واقعی کلمه رهبری دنیا را دست بگیرند.
اما آنها درک درستی از مردم نداشتند؛ چرا که با تجاوز نامشروع آنها به میهن، قاطبه مردم انزجار خود را اعلام کردند و در صفوف متنوع و متفاوتی به حمایت از کشور و پشتیبانی نیروهای مسلح به فرمایش رهبر شهیدمان مبعوث شدند و از روز نخست جنگ تاکنون خیابان را رها نکردهاند و با خونخواهی امام شهید و فرماندهان شجاع، آماده جانفشانی هستند.
این حضور به موقع و به هنگام مردم و روحیه مقاومتی آنها، بهعنوان سرمایهای بس عظیم مکمل و مقوم نهادمندی بی بدیل نظام در پشتیبانی از عملیات رزمی فرماندهان و اقدامات راهبردی تصمیمگیران عالی نظام عمل میکند و به عنوان پشتوانهای جدی برای اقتدار ملی و مقاومت در برابر دشمنان آمریکایی – صهیونی مثل همیشه ایفای نقش کرد.
به راستی این رفتار مردم ایران هم در نوع خود بینظیر است، مردمی که تا دیروز گلهمند بودند و امروز شجاعانه زیر موشکباران دشمن تا پاسی از شب فریاد انزجار و سرود اتحاد سر میدهند. این حمایت و حضور مردم ریشه در باور عمیق آنان به ایران اسلامی و روحیه استکبارستیز آنها دارد که برتر از هر سد سدیدی در برابر دشمن متجاوز عمل کرد و توانست همه خلاءهای راهبردی کشور را همه حوزهها پر کند و از همه مهمتر ایمان و اراده رزمندگان را در میدان عمل در مواجهه با دشمن متجاوز مضاغف کند.
بهره سخن
ایران با تکیه بر دکترین سهوجهی دفاعی و با بهرهبرداری و درک درست از جغرافیای خود، نهادمندی بیبدیل و حمایت و حضور همهجانبه مردم، زنجیره دفاعی و خلاء راهبردی خود را بدون نیاز به سلاحهای غیرمتعارف (برخلاف همه ادعاهای آمریکا) تکمیل و مأموریت آرمادای ترامپ در سواحل ایران را با شکست مواجه کند.
به اینترتیب، جمهوری اسلامی ایران توانست برخلاف همه پیشبینیها و خطای محاسباتی دشمن، با مقاومتی ستودنی در این جنگ نابرابر، دشمن متجاوز آمریکایی – صهیونی را با همه امکانات و تسلیحات در باتلاقی گرفتار کند که هر روز آرزوی رهایی از آن را دارد و میرود که آرمادای شکستخورده ترامپ، ویتنامی دیگر بر پیشانی سراسر ظلم آمریکای جنایتکار و رژیم کودککش صهیونی ثبت کند و برگ زرین دیگری بر تاریخ افتخارات ملت بزرگ ایران رقم بزند.