تجارت خارجی، تحریم و محاصره

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در روزهای اخیر سخنانی از برخی مسئولان حوزه حکمرانی و سیاستگذاری تجاری کشور درباره اثرات تحریمها و محاصره اقتصادی بر تجارت خارجی نقل شده است . بر اساس این دیدگاه ها، مشکل تولیدکنندگان، تجار و بازرگانان، تحریمها و محاصره اقتصادی نبوده و این مجموعه ها می توانند تحریمها را دور بزنند. در این یادداشت قصد داریم ضمن راستی آزمایی این ادعاها، اثرات این قبیل سخنان را در فضای داخلی و بین المللی (علی الخصوص از منظر طراحان تحریمها) مورد کنکاش و بررسی قرار دهیم.
این جمله که «بخش خصوصی مشکلی با تحریم و محاصره ندارد» را باید در دو سطح بیانیِ راهبردی و واقعیتِ میدانی جداگانه بررسی کرد.
۱. در سطح پیام سیاسی و روحیهبخشی
مسئولان ارشد اقتصادی بارها اذعان کردهاند تحریمها روی درآمدهای ارزی و تورم اثر مستقیم داشته است
این حرف بیشتر یک پیام مقاومتی است تا یک گزاره اقتصادی. هدفش این است که بگوید:
الف) اقتصاد ایران بعد از سالها تحریم به «تابآوری» رسیده است.
ب) بخش خصوصی میتواند جای خالی تحریمها را با صادرات غیرنفتی، تولید جایگزین و مسیرهای مالی جدید پر کند.
ج) این حرف هم به داخل (برای دلگرمی فعالان اقتصادی) و هم به خارج (برای نمایش شکست راهبرد تحریم حداکثری) زده میشود.
۲. در سطح واقعیتهای عینی
شواهد میدانی خلاف این را نشان میدهد:
الف) هزینههای پنهان تحریم بسیار بالاست؛ از هزینه تأمین مواد اولیه تا ریسک نقلوانتقال پول و بیمه محمولهها.
ب) بسیاری از فعالان بخش خصوصی از قطع ارتباط با بانکهای بینالمللی، مسدودی حسابها و دشواری در دریافت السی (LC) گلایه دارند.
ج) حتی اگر تحریمها مانع واردات کالاهای خاص نشود، قیمت تمامشده را به شدت بالا میبرد و قدرت رقابت را کاهش میدهد.
د) خود مسئولان ارشد اقتصادی بارها اذعان کردهاند که تحریمها روی درآمدهای ارزی و تورم اثر مستقیم داشته است.
۳. تفاوت بین «اداره کردن» و «مشکل نداشتن»
بخش خصوصی ایران در سالهای اخیر اداره کردن در شرایط تحریم را یاد گرفته، اما این به معنای «مشکل نداشتن» نیست. بسیاری از بنگاهها مجبور شدهاند:
الف) مسیرهای تجاری خود را تغییر دهند (از کشورهای ثالث استفاده کنند).
ب) هزینههای حملونقل و بیمه را چند برابر بپردازند.
ج) از ارزهای دیجیتال یا پایاپای برای مبادله استفاده کنند که همه اینها نشانه تحمل رنج و هزینه است، نه نبود مشکل.
۴.آیا این تحلیل در راستای منافع دشمن است؟
پاسخ به این سؤال به نیت و کاربرد این سخن بستگی دارد؛ اگر هدف، تبیین واقعیت برای مدیریت هوشمندانه باشد، بیان اینکه صادرکنندگان راهکارهایی برای بقا یافتهاند، نشاندهنده تابآوری است و لزوماً به نفع دشمن نیست. اتفاقاً دشمن به دنبال توقف کامل این جریان است و آگاهی از روشها، به اصلاح و امنتر کردن آنها کمک میکند.
اگر هدف، عادیسازی هزینههای سنگین و توجیه نبودِ اصلاح ساختاری باشد، در این حالت، این سخن میتواند به نفع دشمن تمام شود، به این دلایل:
الف. تثبیت وضع موجود: دشمن (آمریکا) با سیاست «فشار حداکثری» میخواهد ایران را از سیستم مالی جهانی جدا کند. اصرار بر اینکه «مشکلی نداریم» و نیازی به اصلاح نیست، عملاً همان «انزوای مطلوب دشمن» را تداوم میبخشد.
ب. افزایش هزینهها به جای کاهش: با تکیه بر روشهای پرهزینه و مخاطرهآمیز دورزدن، به جای کاهش وابستگی به این روشها، عملاً هزینه نهایی کالا و خدمات را برای اقتصاد کشور افزایش یافته که خود به تضعیف توان رقابت و افزایش تورم دامن میزند.
ج. توجیه فساد : شبکههای دورزدن تحریم، بستر مناسبی برای فساد و سوءاستفاده مالی ایجاد میکنند. برخی تحلیلگران معتقدند که مخالفان شفافیت مالی در واقع از همین انزوای اقتصادی سود میبرند.
۵. جمعبندی تحلیلی
این سخن، گزارهای دوگانه است. از سویی واقعیت «تابآوری و خلاقیت» بخش خصوصی را نشان میدهد، از سوی دیگر، اگر به عنوان یک دستاورد نهایی و نه یک راهکار موقت تلقی شود، دقیقاً به خواست دشمن (بقای ایران در انزوای مالی پرهزینه) خدمت میکند. منافع ملی ایجاب میکند که ضمن حفظ توانایی دورزدن، هزینههای آن را کاهش دهیم و برای خروج از این وضعیت پرریسک، به دنبال شفافیت و تعامل هوشمندانه باشیم.
در نهایت اینکه این جمله را باید یک هدفگذاری آرمانی تلقی کرد، نه یک گزارش از وضع موجود. شاید بهتر باشد به این شکل تعبیرش کنیم، «بخش خصوصی با وجود تحریم، از کار نمیافتد و راه مییابد»؛ نه اینکه «تحریم برای بخش خصوصی مسئلهای ایجاد نمیکند» .