تنگه هرمز را تا عقب‌نشینی کامل اسرائیل از لبنان مسدود کنید نعیم قاسم: گزینه‌ای به نام تسلیم وجود ندارد/ شکست طرح نابودی حزب‌الله ابوعبیده: تلاش‌های اشغالگران برای جدا کردن جبهه‌ها راه به جایی نمی‌برد تحرک چهار سوخت‌رسان آمریکایی در خاورمیانه فرانسه درباره لغو تحریم‌های ایران شرط گذاشت نتانیاهو: تا هر زمان لازم باشد در جنوب لبنان می‌مانیم حزب الله: دشمن اسرائیلی هیچگاه به توافقی پایبند نبوده است فیدان: موضع تهاجمی اسرائیل مشکل کل جهان شده است هیئت پاکستانی برای مراسم تشییع پیکر رهبر شهید به تهران می‌آید ادعای کاتس: به حضور تروریست کت و شلواری جولانی در سوریه نیازی نداریم! بن‌گویر: باید کل لبنان را به آتش‌ بکشیم درخواست ۸۰ میلیارد دلاری پنتاگون پس از جنگ ایران ویتکاف: بازرسان آژانس انرژی اتمی به ایران می‌روند ترامپ: قرار نیست آمریکا به ایران ۳۰۰ میلیارد دلار بدهد سنت‌کام رسما رفع محاصره علیه ایران را اعلام کرد ونس: به ایران اجازه غنی‌سازی اورانیوم نخواهیم داد
یادداشت اختصاصی علی قادری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

بازآرایی قدرت جهانی پس از جنگ تحمیلی

تنهایی راهبردی آمریکا، محصول تصادفی جنگ نیست، بلکه نتیجه منطقی دهه‌ها نادیده گرفتن منافع متحدان و تکیه صرف بر قدرت سخت است.
علی قادری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۰:۱۳ - ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 01
کد خبر: ۳۰۶۹۵۰

بازآرایی قدرت جهانی پس از جنگ تحمیلی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تجاوز وحشیانه محور آمریکایی-صهیونیستی به ایران که با هدف نابودی زیرساخت‌های هسته‌ای و نظامی و تغییر موازنه قدرت انجام شد، به جای تثبیت هژمونی واشنگتن، کاتالیزوری برای پدیده‌ای بود که نظریه‌پردازان روابط بین‌الملل آن را «تنهایی راهبردی آمریکا» (U.S. Strategic Loneliness) می‌نامند. 

این یادداشت به کالبدشکافی این مفهوم می‌پردازد که چگونه یک اقدام نظامی یک‌جانبه، نه تنها هژمونی سنتی آمریکا را به چالش کشید، بلکه باعث شد متحدان دیرین این کشور در اروپا، آسیا و غرب آسیا، مسیر خود را از واشنگتن جدا و به سمت نظم چندقطبی متکثر حرکت کنند.

نخستین بار در تاریخ پس از جنگ جهانی دوم آمریکا در نبردی بزرگ، خود را بدون پوشش لجستیکی و سیاسی متحدان اروپایی‌اش دید

کالبدشکافی تنهایی راهبردی، فراتر از انزوای دیپلماتیک

تنهایی راهبردی صرفاً به معنای نداشتن متحد نیست، بلکه به معنای «بی‌اثری اتحادهای موجود» است. در جنگ رمضان، آمریکا با واقعیتی تلخ روبرو شد؛ اینکه متحدان ناتو به سرکردگی فرانسه و آلمان، نه تنها از مشارکت در عملیات خودداری کردند، بلکه حریم هوایی خود را به روی جنگنده‌های آمریکایی بستند.

بیانیه رسمی ناتو مبنی بر مداخله نکردن جمعی، عملاً ماده پنج پیمان آتلانتیک شمالی را در بحرانی جهانی بی‌اعتبار کرد. این نخستین بار در تاریخ پس از جنگ جهانی دوم بود که آمریکا در نبردی بزرگ، خود را بدون پوشش لجستیکی و سیاسی متحدان اروپایی‌اش دید.

گزارش‌های شورای آتلانتیک در اواخر مارس نشان داد که متحدان اطلاعاتی آمریکا (گروه پنج چشم) به دلیل بی‌اعتمادی به اهداف نهایی واشنگتن، اشتراک‌گذاری داده‌های حساس را محدود کرده‌اند. این «شکاف اطلاعاتی» قلب تپنده قدرت هژمونیک آمریکا را هدف قرار داد و عملاً آمریکا را در انزوای اطلاعاتی قرار داد. 

ریزش متحدان، از غرب تا شرق آسیا 

کشورهایی مانند عربستان و امارات که دهه‌ها زیر چتر امنیتی آمریکا بودند، مسیری متفاوت برگزیدند. آن‌ها با درک این واقعیت که ماجراجویی‌های واشنگتن امنیت انرژی و ثبات داخلی آن‌ها را به خطر می‌اندازد، به سمت «بی‌طرفی فعال» حرکت کردند. به عنوان نمونه، خودداری قطر و کویت از اجازه استفاده از پایگاه‌های العدید و علی‌السالم برای حملات تهاجمی علیه ایران، ضربه‌ای مهلک به توان لجستیکی آمریکا در منطقه وارد کرد. این اقدام نشان داد «هزینه همراهی با آمریکا» برای متحدان منطقه‌ای، از «هزینه مخالفت با آن» فراتر رفته است.

در آسیا، متحدانی همچون ژاپن و کره جنوبی با مشاهده بی‌ثباتی در سیاست خارجی آمریکا، مذاکرات امنیتی مستقلی را با چین و بلوک‌های منطقه‌ای آغاز کردند تا از کشیده شدن به جنگ جهانی پیشگیری کنند.

تحلیل علمی افول هژمونی، پایان «لویاتان لیبرال» 

از منظر نظریه «ثبات هژمونیک»، قدرت هژمون باید بتواند کالای عمومی (امنیت و ثبات) تولید کند. اقدامات آمریکا به جای تولید امنیت، «آنارشی سازمان‌یافته» تولید کرد. در حالی که نظام لیبرال دموکراسی پس از جنگ جهانی دوم به منظور تثبیت منافع خود ساختارها و سازمان‌هایی متناسب با چارچوب فکری و منافع خود ایجاد کرد، اما روی کار آمدن دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و اقدامات خودسرانه وی موجب نوعی هرج و مرج در ساختار جهانی شد که این هرج و مرج می تواند بنیان های لیبرال دموکراسی را تحت تأثیر خود قرار دهد. 

جنگ تحمیلی علیه ایران نشان داد حتی بزرگترین ماشین جنگی تاریخ نیز نمی‌تواند در انزوای سیاسی و اخلاقی، نظم جهانی را حفظ کند

سلاحسازی از دلار: استفاده افراطی از تحریم‌های ثانویه و فشار بر سازوکارهای مالی متحدان برای همراهی با جنگ، باعث شد تا حتی بانک‌های مرکزی اروپا به سمت جایگزین‌های غیردلاری حرکت کنند. این موضوع پایه اقتصادی هژمونی آمریکا را سست کرده است. 

سقوط قدرت نرم: تصاویر ویرانی‌های ناشی از بمباران مراکز آموزشی، بهداشتی و مراکز غیرنظامی و فرهنگی ایران مشروعیت اخلاقی آمریکا را در افکار عمومی جهانی به شدت تخریب کرد. نظرسنجی‌های آوریل نشان داد برای نخستین بار، اکثریت شهروندان کشورهای متحد آمریکا، این کشور را بزرگترین تهدید برای صلح جهانی می‌دانند.

آینده‌پژوهی هندسه قدرت در جهان پسا آمریکایی

تنهایی راهبردی آمریکا در حال بازترسیم نقشه قدرت جهانی است. در افق ۲۰۳۰ میلادی شاهد ظهور ساختارهای زیر خواهیم بود:

- بلوک بندی‌های منطقه‌ای مستقل: اتحادیه اروپا با تقویت همگرایی های نظامی و اقتصادی منطقه ای و ایجاد ارتش مستقل اروپایی، خود را به عنوان قطب امنیتی جداگانه تعریف خواهد کرد. در غرب آسیا «نظم امنیتی درون‌زا» بدون دخالت قدرت‌های فرامنطقه‌ای شکل خواهد گرفت.

- تکثرگرایی راهبردی: کشورها دیگر بین واشنگتن و پکن انتخاب نخواهند کرد، بلکه بر اساس منافع موردی، ائتلاف‌های موقت تشکیل می‌دهند. این موضوع به معنای پایان عصر «اتحادهای دائمی» به رهبری آمریکا است.

- افول ساختاری: قدرت آمریکا به «قدرت بزرگ در میان دیگران» کاهش می‌یابد. به نظر می‌آید هژمونی و برتری آمریکا به عنوان «رهبر جهانی» و عصر تکیه به این کشور برای ایجاد بازدارندگی از بین رفته است. 

- غروب واشنگتن: تنهایی راهبردی آمریکا، محصول تصادفی جنگ نیست، بلکه نتیجه منطقی دهه‌ها نادیده گرفتن منافع متحدان و تکیه صرف بر قدرت سخت است. جنگ تحمیلی علیه ایران نشان داد حتی بزرگترین ماشین جنگی تاریخ نیز نمی‌تواند در انزوای سیاسی و اخلاقی، نظم جهانی را حفظ کند.

هندسه قدرت جهانی به سمت تعادلی جدید حرکت می‌کند که در آن، آمریکا دیگر مرکز ثقل نیست، بلکه بازیگری است که باید برای جلب حمایت متحدان سابقش، هزینه‌های گزافی بپردازد.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار