سخنگوی سازمان ملل: عملیات تخلیه بیش از ۱۱ هزار دریانورد در تنگه هرمز آغاز خواهد شد ادعای ترامپ: بازرسان در زمان مناسب در ایران حضور خواهند یافت شیخ نعیم قاسم: اسرائیل راهی جز عقب‌نشینی از خاک لبنان ندارد دانمارک سفارت خود در تهران را بازگشایی کرد ترامپ: ایران هرگز سلاح هسته‌ای نخواهد داشت! روبیو مدعی شد: پرونده لبنان از ایران جداست! شهباز شریف: تفاهم‌نامه ایران و آمریکا شامل موشک‌های بالستیک نمی‌شود تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان همزمان با آغاز مذاکرات بیروت و تل‌آویو آغاز دور پنجم مذاکرات لبنان و اسرائیل در واشنگتن عضو هیات مذاکره‌کننده: انحصار خرید کالای آمریکایی در هیچ تفاهم و توافقی وجود ندارد دبیرکل جدید اتحادیه عرب تعیین شد / نبیل فهمی کیست؟ چه کسی نخست وزیر بعدی بریتانیا است؟ ماجرای ورود بازرسان آژانس به ایران چیست؟ منبع آگاه: صرف شدن پول‌های بلوکه شده برای خرید غلات واقعیت ندارد ادعای ترامپ: ایران با بازرسی‌های هسته‌ای موافقت خواهد کرد پاکستان: توافق ایران و آمریکا، به معنای پایان سیاسی نتانیاهو است
یادداشت اختصاصی علی قادری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

خودکشی ابرقدرت‌ها

قدرت در جهان امروز بر ارتباط و اعتماد استوار است. وقتی ابرقدرت این دو را نابود می‌کند، حکم مرگش را امضا کرده است.
علی قادری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۵:۵۷ - ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 08
کد خبر: ۳۰۷۵۲۹

خودکشی ابرقدرت‌ها

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تیموتی اسنایدر، مورخ برجسته دانشگاه ییل و کارشناس دموکراسی در شورای روابط خارجی (CFR) می‌گوید، «ابرقدرت زمانی نمی‌میرد که سقوط می‌کند؛ بلکه زمانی می‌میرد کسانی که پیش‌تر به آن زنگ می‌زدند، اکنون گوشی تلفن را دیگر برنمی‌دارند». 

این جمله به خوبی عمق فاجعه را نشان می‌دهد؛ قدرت در جهان امروز بیش از آنکه بر سرنیزه استوار باشد، بر ارتباط و اعتماد استوار است. وقتی ابرقدرت این دو را به دست خود نابود می‌کند، در واقع حکم مرگ خود را امضا کرده است.

آمریکا درگیر فرآیندی است که در آن، انتخاب‌های سیاسی داخلی به طور مستقیم منابع قدرت ملی را هدف قرار داده‌اند

اسنایدر به‌تازگی با طرح مفهوم «خودکشی ابرقدرت‌ها»(Superpower Suicide) دریچه‌ای نوین به تحلیل وضعیت کنونی آمریکا و نظم جهانی گشوده و معتقد است، جهان در لحظه‌ای تاریخی قرار دارد که در آن قدرت‌های بزرگ، نه بر اثر شکست در میدان نبرد یا فشارهای خارجی، بلکه به‌وسیله انتخاب‌های آگاهانه و ساختارمند داخلی، در حال نابودی پایه‌های قدرت خویش هستند.

کالبدشکافی مفهوم «خودکشی ابرقدرت‌ها»

از دیدگاه اسنایدر، قدرت ابرقدرت تنها در توان نظامی یا اقتصادی آن خلاصه نمی‌شود، بلکه ریشه در «تداوم نهادی» و «اعتبار بین‌المللی» دارد. وی استدلال می‌کند، آمریکا درگیر فرآیندی است که در آن، انتخاب‌های سیاسی داخلی به طور مستقیم منابع قدرت ملی را هدف قرار داده‌اند. 

اسنایدر این وضعیت را به «خودکشی» تشبیه می‌کند، زیرا این زوال محصول توطئه خارجی نیست، بلکه نتیجه مستقیم تصمیماتی است که در واشنگتن اتخاذ می‌شود.

جایگزینی نهاد با فرد؛ بازگشت به دوران پیشامدرن

یکی از محورهای اصلی تحلیل اسنایدر، تبدیل شدن «دولت» به ابزاری برای غنی‌سازی شخصی و قدرت ابدی فرد است و هشدار می‌دهد، وقتی ابرقدرت، نهادهای خود را فدای «کیش شخصیت» می‌کند، در حال بازگشت به دوران پیش از دولت‌سازی مدرن است. در این حالت، سیاست خارجی نه بر اساس منافع ملی بلندمدت، بلکه بر پایه هوس‌ها یا منافع مالی حاکم و اطرافیانش شکل می‌گیرد. 

این تغییر ماهیت، پیش‌بینی‌پذیری ابرقدرت را از بین می‌برد و آن را در نگاه جهانیان به بازیگری غیرقابل اعتماد تبدیل می‌کند.

جنگ‌های بی‌هدف و تبلیغات سیاسی-رسانه‌ای آخرالزمانی

اسنایدر به طور خاص به منازعات اخیر (ازجمله جنگ تحمیلی سوم) می‌پردازد، آن‌ها را مصداق بارز خودکشی می‌داند و معتقد است ورود به جنگ‌هایی که دلیلی مشخص برای آن‌ها وجود ندارد و پوشش دادن شکست‌های راهبردی با «تبلیغات سیاسی-رسانه‌ای‌ نسل‌کشی و آخرالزمانی»، نشان‌دهنده از دست رفتن عقلانیت در کانون قدرت است. 

وقتی ابرقدرت دیگر نمی‌تواند اهداف خود را به زبان دیپلماتیک یا راهبردی بیان کند و به جای آن به زبان «نابودی» متوسل می‌شود، در واقع در حال اعلام پایان دوران هژمونی عاقلانه خود است.

واکنش جهانی؛ مدیریت خطر در برابر هژمون غیرقابل پیش‌بینی

پیامد مستقیم این خودکشی، تغییر رفتار سایر بازیگران جهانی است. اسنایدر و تحلیل‌گران همراه او اشاره می‌کنند که پایتخت‌های بزرگ جهان (از بروکسل تا توکیو و ریاض) دیگر منتظر بازگشت ثبات به واشنگتن نیستند و در حال «مدیریت خطر» هستند. تنوع‌بخشی به سبد ارزی، تقویت ائتلاف‌های منطقه‌ای مستقل و ایجاد سیستم‌های پرداخت جایگزین، همگی نشانه‌هایی از این واقعیت هستند که جهان خود را برای دوران «پسا آمریکا» آماده می‌کند. 

این نه یک حرکت ایدئولوژیک، بلکه یک ضرورت بقا در برابر ابرقدرتی است که تخریب آگاهانه ساختارهای تحت رهبری خود را برمی‌گزیند.

زوال آموزشی و علمی؛ ریشه‌های عمیق‌تر خودکشی

اسنایدر در تحلیل‌های تکمیلی خود به ریشه‌های فرهنگی و آموزشی این زوال نیز می‌پردازد و معتقد است، حمله به علوم انسانی در دانشگاه‌ها و تضعیف سیستم آموزشی عمومی، توانایی جامعه برای تفکر انتقادی و درک پیچیدگی‌های جهان را از بین برده است. 

وقتی یک جامعه دیگر نتواند بین واقعیت و تبلیغات سیاسی- رسانه‌ای تمایز قائل شود، به راحتی در دام روایت‌های ساده‌انگارانه و مخربی می‌افتد که مسیر خودکشی ملی را هموار می‌کنند.

بزرگترین تهدید برای یک تمدن، نه دشمنان خارجی، بلکه جهل، حرص و زوال نهادهای داخلی است

راه بازگشتی وجود دارد؟

اسنایدر لحظه کنونی را نقطه عطف می‌داند و معتقد است مبانی قدرت آمریکا (مانند اقتصاد و نوآوری) اگرچه همچنان وجود دارند ، اما این مبانی بدون یک ساختار سیاسی سالم، دوام نخواهند آورد. 

آینده به این بستگی دارد که آیا جامعه می‌تواند با یک «محاسبه هوشیارانه»(Sober Reckoning)، از مسیر خودکشی بازگردد یا خیر.

نتیجه‌گیری

تحلیل تیموتی اسنایدر از «خودکشی ابرقدرت‌ها» هشداری است به تمامی جوامعی که تصور می‌کنند قدرت ابدی و خدادادی است. او به ما یادآوری می‌کند که بزرگترین تهدید برای یک تمدن، نه دشمنان خارجی، بلکه جهل، حرص و زوال نهادهای داخلی است. 

لحظه کنونی، لحظه انتخاب میان «بازسازی نهادی» یا «سقوط در سیاه‌چاله کیش شخصیت» است. اگر ابرقدرت‌ها نتوانند از این لحظه خودکشی عبور کنند، جهان وارد دورانی از هرج‌ومرج خواهد شد که در آن هیچ بازیگری، حتی خودکشی‌کنندگان، برنده نخواهند بود.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار