دوگانه «توسعه مبلمانی» یا «توسعه قدرتزا»

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ توسعه مفهومی بومی و براساس رئوس شناختی اندیشه ایرانی اسلامی نیست؛ اما بگذارید این سیاهه را بر مدار توسعه و ادبیات توسعه جلو ببریم چه اینکه گاهی براساس قواعد بیگانه که انس بیشتری با اذهان دارد و اقناع زودتر اتفاق میافتد.
توسعهیافته کشوری است که 47 سال در دانش، دانشمند و سرمایه تحریم بود، اما قدرت درونزایی با ملتسازی تولید کرد
دنیای غرب دنیای غلبه فرم بر محتواست و این عینک فهم همه حقایق پیرامونی است، برای آن کسی که با مرجعیت اندیشه غرب همه چیز را گز میکند. غلبه تحلیلی با نگاههای فرمالیستی و ظاهرگراست و به همین دلیل استاندارد رسانه بر همین ظاهر گرایی استوار است.
ظاهرگرایی در سالهای اخیر یکی از عوامل اشتباه تحلیلی در وضعیت توسعهیافتگی کشورهای مختلف بودهاست، به طور معمول ملاک سنجه در توسعهیافتگی براساس مبلمان و فرمهای توسعه تعریف میشد و ملاک واقعی که ایجاد قدرت درونزا، رفاه پایدار و غلبهنرم افزاری است، از آنجا که این عوامل مفهومی و عمیق بودند از منظر تحلیل دور شده بود.
در نگاه ظاهرگرایانه و فرم زده، برج خلیفه امارات، ورزشگاههای لوکس قطر، مسابقات جهانی فرمول یک بحرین و جشنواره «موسم الریاض» عربستان نماد توسعهیافتگی هستند. قدرت عاریهای با وارد کردن ورزشکاران تراز اول دنیا در دهههای آخر عمر مانند رونالدو و مسی، استفاده از لوکس ترین ماشینهای دنیا، زندگی گجت محور مالهای سربهفلککشیده و پرزرقوبرق، جزیرههای خاکی دستساز، خطوط هواپیمایی با لوکسترین هواپیماهای روز دنیا و خلبانهای عاریهای و ...
اینها شاخصههای توسعهیافتگی کشورهای حوزه خلیجفارس بود که گاهی جوان ایرانی الگوی توسعه آنها را بر سر حکمرانی ایران میزد. یکی از برکات جنگ تحمیلی سوم، بروز حقیقت توسعهیافتگی در عینیت میدانی و انضمامی آن است. همه آن ظاهرگراها با چشمشان دیدند این توسعه هیچ قدرتی تولید نکرد. کشورهای کوچک خلیجفارس مادرخرج، سپر دفاعی و گوشت قربانی جنگی بودند که هیچ ارادهای در آن نداشتند.
سامانههای پدافندی لبه دانش دنیا، سامانههای موشکی پیشرفته عالم، جنگنده های نسل ۶ و رادارهای برد بلند یعنی همه آن داشتههایی که با چندین میلیارد دلار برای سرپا نگهداشتن اقتصاد اربابانشان خریده بودند، چون از درون نجوشیده بود و ملتی به آن گره نخورده بود، هیچ قدرتی برایشان تولید نکرد و برایشان هیچ فرقی با دسته بیل نداشت.
توسعهیافته کشوری است که 47 سال در دانش، دانشمند و سرمایه تحریم بود، اما قدرت درونزایی با ملتسازی تولید کرد و با پشتوانه آن ارادهای ملی به میدان آورد که از درونش قدرت نظامی سربرآورده که بیش از 70 روز است ابرقدرتهای عالم در مقابل آن هیچ غلطی نتوانستهاند بکنند.
توسعهیافته کشوری است که بیش از 70 شب به شهادت گویههای اجتماعی 60 درصد جامعهاش حداقل پنج بار در تجمعات حمایت از نظام شرکت کردهاند و 90 درصد آن جامعه از نیروهای مسلح پشتیبانی میکنند و بیش از 30 میلیون نفر جانفدای آن کشور هستند.
توسعهیافته کشوری است که شدیدترین تحریمها را دید اما تسلیم نشد و در دوره تحریم جزو 10 کشور نخست هایتک (فناوریهای پیشرفته) دنیا شد، در دوره تحریم مرتفعترین پل غرب آسیا را ساخت، در دوره تحریم در 90 درصد داروهایش خودکفاشد، در دوره تحریم بزرگترین شبکه انرژی دنیا و بزرگترین شبکه راهی آسیا را ایجاد کرد، در دوره تحریم بزرگترین تولیدکننده فولاد غرب آسیا شد، در دوره تحریم طول پتروشیمی عسلویهاش به 90 کیلومتر رسید که فقط 40 درصد ظرفیت پتروشیمی کشورش است، در دوره تحریم هفتمین دارنده شبکه متروی دنیا و چهارمین سازنده پنل های خورشیدی تولید برق دنیا شد.
چقدر دیر فهمیدیم این الگوی توسعه را که هزینه سازش از هزینه مقاومت بیشتر است
توسعهیافته کشوری است که همه این داشته ها را تنها در بازه زمانی 47 سال در سختترین شرایط تحریمی با سختترین جنگهایی که علیه اش طراحی شد، با اتکا به دانش درونی و اراده جوانانش ساخت.
امتیاز توسعهیافتگی در جمهوری اسلامی ایران این است که توسعه به قیمت از هم پاشیدن بنیان خانواده، کالا انگاری زن، استیلای طبقه متوسط، عبور از هویت انسانی، بیاعتباری ارزشها، دور شدن از حس پرستش و عبودیت و خروج از منطق توحید اجتماعی نبوده است.
چقدر دیر فهمیدیم این الگوی توسعه را که هزینه سازش از هزینه مقاومت بیشتر است. معمار توسعه ایران نوین که ایران را به شکوه تمدنیاش برگرداند، کسی جز امام شهید سیدعلی حسینی خامنهای (ره) نبود.