ایران، قدرت بلامنازع غرب آسیا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ ایران امروز نه تنها از نظر توان دفاعی، موشکی و پدافندی عنصری مثالزدنی برای امنیت منطقه است، بلکه از حیث ژئوپلیتیک و دیپلماسی نیز برترین قدرت منطقه به شمار میرود. موفقیت نظام اسلامی در ایجاد محور همپیمانان منطقهای از انصارالله یمن گرفته تا جبهه مقاومت در عراق و حزبالله لبنان، نشان از عمق راهبردی و نفوذ معنوی و عقیدتی جمهوری اسلامی دارد.
امروز منطقه غرب آسیا با معادلات جدیدی مواجه است که در آن حرف اول و آخر را مقاومت و اقتدار ایران اسلامی میزند
البته این قدرت و اقتدار، بهویژه پس از شکست دادن آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگهای بعد از عملیات «طوفان الاقصی» ازجمله جنگ تحمیلی اخیر بیش از پیش نمایان شد. در این نبرد نابرابر که تجهیزات پیشرفته غربی و ائتلاف نظامی آمریکایی - صهیونی در برابر جبهه مقاومت صفآرایی کرده بودند، جمهوری اسلامی ایران با پشتیبانی راهبردی، هوشمندی نظامی و مدیریت بینظیر بحران، نشان داد قدرت نخست منطقه نه یک ادعا، بلکه واقعیتی انکارناپذیر است.
شکست پروژههای دشمن در منطقه، ناتوانی رژیم صهیونیستی در دستیابی به اهدافش در غزه و لبنان، و فرار آمریکا از تقابل مستقیم با ایران، همگی گواه این حقیقت تاریخیاند که هرگونه تهدید خارجی در برابر جمهوری اسلامی و همپیمانانش با پاسخ کوبنده و شکستآمیز روبهرو خواهد شد.
امروز منطقه غرب آسیا با معادلات جدیدی مواجه است که در آن حرف اول و آخر را مقاومت و اقتدار ایران اسلامی میزند؛ قدرتی که هیچ قدرت فرامنطقهای نمیتواند نادیده بگیرد یا آن را به چالش بکشد.
حکمرانی تنگه هرمز، حق مسلم و راهبرد ایران
تنگه هرمز، شاهرگ حیاتی تجارت انرژی جهان، بیش از هر نقطه دیگری در نقشه ژئوپلیتیک جهان اهمیت دارد. نزدیک به ۲۰ درصد نفت خام جهان و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع از این آبراه باریک عبور میکند. برای جمهوری اسلامی ایران، کنترل و مدیریت امن تنگه نه گزینه، بلکه ضرورتی وجودی و حق مسلم تاریخی، جغرافیایی و حقوقی است.
ایران به عنوان کشوری که سواحل شمالی تنگه هرمز را در اختیار دارد و قرنها این منطقه را در حاکمیت خود اداره کرده، نمیتواند و نباید در هیچ شرایطی مدیریت این تنگه حیاتی را از دست بدهد. هرگونه تلاش برای بینالمللیسازی یا تحمیل محدودیت بر حضور و اقتدار ایران در تنگه هرمز، نه تنها نقض حاکمیت ملی، بلکه تهدیدی مستقیم علیه امنیت انرژی جهانی و ثبات منطقهای خواهد بود. تجربه تاریخی نشان میدهد که امنیت تنگه هرمز زمانی تضمین شده که قدرت ساحلی اصلی، یعنی ایران، مسئولیت اصلی آن را برعهده داشته است.
امروز، در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران به مرحلهای رسیده که قابلیتهای دفاعی و بازدارندهاش به سطح جدیدی ارتقا یافته، این حق بیش از پیش قابل دفاع است. داشتن ابزارهای بازدارنده قوی، ازجمله آنچه به عنوان «بمب هستهای راهبردی» در دست داریم، میتواند ایران را در ایفای نقشی مؤثرتر، مسئولانهتر و مثبتتر در معادلات منطقهای قرار دهد.
این قابلیت نه برای تهاجم، بلکه برای ایجاد تعادل، جلوگیری از ماجراجوییهای خارجی و تضمین امنیت آبراههای حیاتی است. قدرتی که بتواند ثبات را تضمین کند، خود به تنهایی عامل بازدارندهای در برابر بیثباتی است.
آمریکا و سایر کشورهای دخیل باید واقعیتهای جدید منطقهای را که بر پایه حاکمیت کامل ایران استوار است، به رسمیت بشناسند
کنترل تنگه هرمز برای ایران فراتر از موضوعی اقتصادی یا نظامی، نماد استقلال، عزت ملی و مسئولیت منطقهای ماست. هیچ توافقی، فشاری یا معاملهای نباید این خط قرمز را جابهجا کند. جامعه بینالملل نیز باید بداند امنیت عبور و مرور در تنگه هرمز در گرو احترام به حقوق و منافع مشروع ایران است. هرگونه تعرض یا تلاش برای تغییر وضعیت موجود، هزینههای سنگینی برای همه طرفها خواهد داشت.
کنترل کامل و مدیریت انحصاری تنگه هرمز حق مسلم و غیرقابل مذاکره جمهوری اسلامی ایران است و میبایست مدتها پیش به طور کامل اجرا و تثبیت میشد. دیگر بیگانگان نباید بتوانند در این تنگه حیاتی و خلیجفارس جولان دهند و نیروهای خارجی نیز هرگز نخواهند توانست از حضور خود در منطقه برای توطئه علیه ایران و امنیت ملی ایران سوءاستفاده کنند.
آمریکا و سایر کشورهای دخیل باید واقعیتهای جدید منطقهای را بپذیرند و نظم نوین دریایی و امنیتی تنگه هرمز را که بر پایه حاکمیت کامل ایران استوار است، به رسمیت بشناسند. زمان آن رسیده است حق تاریخی و راهبردی به طور کامل احیا و تثبیت شود و همه طرفها خود را با شرایط جدید تطبیق دهند.