رسوایی جدید آمریکا در غرب آسیا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تقریباً اغلب ناظران و تحلیلگران اجماع نظر دارند پس از جنگ رمضان روند افول قدرت آمریکا به ویژه در غرب آسیا تسریع شده است؛ جنگی که به زعم دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و متحدانش قرار بود دو یا سه روز طول بکشد، اما تا 40 روز ادامه یافت و اکنون نیز به اعتراف اغلب رسانه ها و تحلیلگران غربی، ایران نهتنها ضعیف نشده بلکه توانسته است به سلاحی مؤثر و قوی نظیر تسلط کامل بر تنگه هرمز مجهز شود.
ترامپ با حمله به عمان و شیوخ آن تأکید کرد، اگر این کشور بخواهد در پرونده مدیریت تنگه هرمز با ایران همکاری کند، منفجر خواهد شد
با وجود این، به تازگی دو اتفاق قابل توجه رخ داد که پیام های معناداری را در مورد افول جایگاه بینالمللی واشنگتن مخابره می کند. در رویداد نخست، منابع غربی فاش کردند پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا در تماس تلفنی با نخستوزیر قطر، وقتی صحبت از حماس و ایران شد، از سیاست های دوحه انتقاد کرد و زمانی که بحث وی با طرف قطری بالا گرفت، به صراحت وی را تهدید به ترور کرد. دولت قطر نیز با ابراز نارضایتی از این موضع وزیر جنگ آمریکا، شکایت خود را به گوش ترامپ رساند.
در تحولی دیگر، دونالد ترامپ با حمله به عمان و شیوخ آن، تأکید کرد، اگر این کشور بخواهد در پرونده مدیریت تنگه هرمز با ایران همکاری کند، «منفجر خواهد شد». این موضع گیری ترامپ نیز با بازتاب های منفی رو به رو شده است. از این رو، تحولات یادشده در نوع خود دستکم سه پیام مهم و قابل تأمل مخابره می کنند:
نخست، اینکه ترامپ و دولتمردان آمریکایی سالها با استفاده از تریبون های تبلیغاتی فراوانی که در اختیار داشتند و دارند، همواره سعی کرده بودند کشورشان را نقطه اوج تمدن و احترام به اصول متعالی انسانی نظیر حقوق بشر، آزادی و تمدن به جهانیان القا کنند؛ کشوری که دیگران باید آن را الگوی خود قرار دهند و به نوعی آمریکا را ملاک خوب بودن در جهان بدانند.
با این همه، افشای تحولاتی نظیر آنچه به تازگی انجام شد، بر این گزاره صحه میگذارد که تا چه اندازه این قبیل روایت ها، پوشالی و خیالی هستند. در حقیقت، اکنون جهان می بیند آمریکا به وسیله عدهای تبهکار و افرادی که تفکرات مافیایی دارند، اداره می شود. افرادی که از هیچ جنایت و اقدام مجرمانهای در راه تحقق اهداف و منافع خود کوتاه نمیآیند. این موضوع ضربهای بزرگ به موقعیت بینالمللی آمریکاست.
دوم، اینکه وقتی آمریکا با متحدان عرب خود در حاشیه خلیجفارس چنین صحبت و آنها را تهدید می کند، تنها یک معنا به ذهن متبادر می شود و آن هم اینکه هیمنه این کشور در منطقه به شدت شکسته و شکاف های جدی در روابط اعراب حاشیه خلیجفارس با دولت آمریکا ایجاد شده است. این موضوع نتیجه عینی جنگ رمضان و شکست آمریکایی ها از کشورمان در قالب جنگ تحمیلی است.
انتظار می رود با افشای این دو تحول، رسانه ها و جریان های سیاسی در آمریکا و غرب هم بر شدت فشارهای خود علیه رئیس جمهور آمریکا بیفزایند
تردیدی نیست اگر کاخ سفید توان تحمیل شکست به ایران داشت، اکنون کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس را مطیع تر از قبل کنار خود داشت. با وجود این، مشکل کار آنجایی است که شکست آمریکا به قدری خفتبار است که حتی دولتهای عربی منطقه نیز دیگر مانند سابق آمریکا را تحویل نمی گیرند، سعی دارند محتاطانهتر رفتار کنند و حتی پیام های مثبتی نیز به ایران می فرستند. این موضوع خود شکستی راهبردی برای آمریکاست که ترامپ و متحدانش را آشفته میکند.
سوم، اینکه ترامپ مدام در توییت ها و مواضعش، مدعی تحمیل شکست به ایران است. با وجود این، شواهد مختلف نشان می دهند آنچه رئیسجمهور آمریکا می گوید هیچ بنیان حقیقی ندارد. وقوع تحولاتی نظیر دو رویدادی که به آنها پرداخته شد اثبات می کنند آمریکا بازنده جنگافروزی علیه ایران بوده است. در واقع، ادعای پیروزی ترامپ علیه ایران بار دیگر رسوا شد.
انتظار می رود با افشای این دو تحول، رسانه ها و جریان های سیاسی در آمریکا و غرب هم بر شدت فشارهای خود علیه رئیس جمهور آمریکا بیفزایند. البته که این قبیل رخدادها این گزاره را نیز تأیید میکنند که دولت آمریکا سرمایه سیاسی کافی برای ماجراجویی تازه علیه ایران ندارد. مجموع این موارد واقعیتی راهبردی را فریاد می زنند و آن هم اینکه وضع دولت آمریکا در قالب معادلات کلان غرب آسیا به هیچ عنوان خوب نیست و مستأجران کاخ سفید نیز به دلیل عصبانیت از همین وضع است که دیگر نمیتوانند خشمشان را کنترل کنند و مدام بیآبرویی به بار می آورند.