تنگه هرمز را تا عقب‌نشینی کامل اسرائیل از لبنان مسدود کنید نعیم قاسم: گزینه‌ای به نام تسلیم وجود ندارد/ شکست طرح نابودی حزب‌الله ابوعبیده: تلاش‌های اشغالگران برای جدا کردن جبهه‌ها راه به جایی نمی‌برد تحرک چهار سوخت‌رسان آمریکایی در خاورمیانه فرانسه درباره لغو تحریم‌های ایران شرط گذاشت نتانیاهو: تا هر زمان لازم باشد در جنوب لبنان می‌مانیم حزب الله: دشمن اسرائیلی هیچگاه به توافقی پایبند نبوده است فیدان: موضع تهاجمی اسرائیل مشکل کل جهان شده است هیئت پاکستانی برای مراسم تشییع پیکر رهبر شهید به تهران می‌آید ادعای کاتس: به حضور تروریست کت و شلواری جولانی در سوریه نیازی نداریم! بن‌گویر: باید کل لبنان را به آتش‌ بکشیم درخواست ۸۰ میلیارد دلاری پنتاگون پس از جنگ ایران ویتکاف: بازرسان آژانس انرژی اتمی به ایران می‌روند ترامپ: قرار نیست آمریکا به ایران ۳۰۰ میلیارد دلار بدهد سنت‌کام رسما رفع محاصره علیه ایران را اعلام کرد ونس: به ایران اجازه غنی‌سازی اورانیوم نخواهیم داد
«راهبرد معاصر» گزارش می‌دهد؛

آمریکا و تداوم جنگ‌های بی‌پایان

آمریکا امکان دارد شکل حضور خود را در غرب آسیا از جنگ مستقیم به همکاری اطلاعاتی، فروش تسلیحات، دیپلماسی منطقه‌ای یا حضور دریایی تغییر دهد، اما بعید است منطقه را از محاسبات راهبردی خود کنار بگذارد.
محمد بیات؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۶:۳۵ - ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - 2026 June 13
کد خبر: ۳۱۰۶۰۷

آمریکا و تداوم جنگ‌های بی‌پایان

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ غرب آسیا از دهه‌های میانی قرن بیستم به یکی از مهم‌ترین مناطق در محاسبات راهبردی آمریکا تبدیل شده است. پس از جنگ جهانی دوم و به‌ویژه در دوران جنگ سرد، واشنگتن به تدریج حضور سیاسی، اقتصادی و نظامی خود را در این منطقه گسترش داد. در آن دوره، مهار نفوذ اتحاد جماهیر شوروی، تضمین دسترسی به منابع عظیم انرژی و حفاظت از مسیرهای حیاتی تجارت جهانی از جمله اهداف اصلی آمریکا در غرب آسیا بود.

سیاست‌های کلان آمریکا در غرب آسیا بر پایه مجموعه‌ای از منافع راهبردی شکل گرفته است که ماهیتی بلندمدت دارند

با پایان جنگ سرد نیز گرچه ساختار نظام بین‌الملل دچار تغییر شد، اما اهمیت ژئوپولیتیکی غرب آسیا در سیاست خارجی آمریکا کاهش نیافت. تحولات مهمی مانند جنگ خلیج فارس، حملات 11 سپتامبر، ظهور گروه‌های تروریستی فراملی و بحران‌های امنیتی متعدد در منطقه، نقش فعال یانکی ها را در این حوزه تثبیت کرد. در عین حال، حمایت از متحدان منطقه‌ای، به‌ویژه رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی و تلاش برای جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای به عناصر ثابت سیاست آمریکا تبدیل شدند.

سال‌های اخیر نیز با افزایش رقابت قدرت‌های بزرگ، به‌ویژه چین و روسیه، اهمیت راهبردی منطقه غرب آسیا در محاسبات واشنگتن بار دیگر برجسته شده است. از این رو هرچند ابزارها و شیوه‌های سیاست‌گذاری آمریکا در دوره‌های مختلف دچار تغییر شده‌اند، اما مجموعه‌ای از منافع و اهداف بنیادین همچنان چارچوب کلی حضور و نقش‌آفرینی این کشور در غرب آسیا را شکل می‌دهد.

سیاست‌های کلان آمریکا در غرب آسیا بر پایه مجموعه‌ای از منافع راهبردی شکل گرفته است که ماهیتی بلندمدت دارند و به تغییر دولت‌ها در کاخ سفید محدود نمی‌شوند. امنیت انرژی، حفظ جریان آزاد نفت و گاز، حمایت از متحدان منطقه‌ای، تضمین امنیت رژیم صهیونیستی، مقابله با تروریسم، جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای و حفظ توازن قدرت از مهم‌ترین مؤلفه‌های این سیاست هستند. گرچه وابستگی مستقیم واشنگتن به نفت غرب آسیا نسبت به گذشته کاهش یافته است، اما ثبات بازار جهانی انرژی همچنان برای اقتصاد آمریکا و متحدانش اهمیت حیاتی دارد.

علاوه بر این، حضور نظامی آمریکا در پایگاه‌هایی مانند قطر، بحرین، کویت و امارات تنها برای عملیات کوتاه‌مدت نیست، بلکه بخشی از معماری امنیتی بلندمدتی است که واشنگتن برای مدیریت بحران‌ها، کنترل مسیرهای دریایی و بازدارندگی در برابر تهدیدهای منطقه‌ای ایجاد کرده است. بنابراین حتی اگر ابزارها و روش‌های آمریکا تغییر کند، منطق اصلی حضور آن در منطقه همچنان پابرجاست؛ زیرا غرب آسیا نقطه اتصال انرژی، امنیت، تجارت جهانی و رقابت‌های ژئوپولیتیکی به شمار می رود. در اصل این موارد به مورد توجه قرار گرفتن غرب آسیا در سیاست‌های ابرقدرت‌ها منجر شده است.

در کنار این ملاحظات سنتی، رقابت آمریکا با چین و روسیه باعث شده است اهمیت غرب آسیا برای واشنگتن بیشتر شود، نه کمتر. چین به وسیله سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی، خرید انرژی، پروژه‌های زیرساختی و ابتکار «کمربند و راه» در حال گسترش نفوذ خود در منطقه است. روسیه نیز با حضور نظامی، فروش تسلیحات، همکاری‌های انرژی و نقش‌آفرینی در بحران‌هایی مانند سوریه تلاش کرده جایگاه خود را به‌عنوان بازیگری مؤثر تثبیت کند.

از نگاه آمریکا، خروج گسترده یا کاهش جدی حضور در غرب آسیا می‌تواند خلأیی ایجاد کند که رقبای راهبردی آن پر کنند. به همین دلیل، واشنگتن تلاش می‌کند با حفظ روابط امنیتی با کشورهای عربی خلیج فارس، تقویت همکاری با رژیم صهیونیستی، کنترل تهدیدهای تروریستی و مشارکت در ترتیبات دیپلماتیک منطقه‌ای، نفوذ خود را حفظ کند. در این چارچوب، غرب آسیا تنها منطقه ای بحران‌خیز نیست، بلکه صحنه‌ای از رقابت قدرت‌های بزرگ است. بنابراین آمریکا حضور خود را ابزاری برای جلوگیری از تغییر توازن منطقه‌ای به سود چین و روسیه می‌داند و دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه گاهی به جنگ نیز منجر شده است. آمریکا با تعرض به عراق، افغانستان و ایران به طور مستقیم حضورش را اعلام کرد و در مثال‌هایی همچون جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و جنگ یمن حامی متجاوز بوده است. این نوع حضور ریشه در سیاست‌های کلان کاخ سفید دارد و در مجموعه عملیات‌های نظامی منافع بلندمدت آمریکا نمایان می‌شود.

از نگاه آمریکا، خروج گسترده یا کاهش جدی حضور در غرب آسیا می‌تواند خلأیی ایجاد کند که رقبای راهبردی آن پر کنند

بهره سخن

امکان دارد راه‌حل‌های کاخ سفید در قبال غرب آسیا در دوره‌های مختلف تغییر کند، اما اهداف بنیادین آن تقریباً ثابت باقی مانده‌اند. برای نمونه دولتی امکان دارد بر مداخله نظامی مستقیم تأکید کند، دولت دیگر دیپلماسی و توافق‌های چندجانبه را ترجیح دهد و دولت بعدی به عادی‌سازی روابط منطقه‌ای یا ائتلاف‌سازی امنیتی روی آورد. جنگ رمضان آیینه تمام نمای سیاست  سنتی آمریکا در قبال منطقه و تلاش این کشور برای دست اندازی بر منابع راهبردی موجود در غرب آسیاست.

در نتیجه هدف نهایی همچنان حفظ نفوذ «روم جدید» جلوگیری از ظهور تهدیدهای امنیتی، مهار گسترش سلاح‌های هسته‌ای، حمایت از متحدان، تضمین امنیت مسیرهای انرژی و محدود کردن نفوذ رقبایی مانند بازیگران تجدید نظر طلب است. به بیان دیگر تفاوت‌ها بیشتر در تاکتیک‌ها و ابزارها دیده می‌شود، نه در اهداف کلان. همین تداوم منافع موجب می‌شود حضور آمریکا در غرب آسیا ماهیتی طولانی‌مدت داشته باشد.

واشنگتن امکان دارد شکل حضور خود را از جنگ مستقیم به همکاری اطلاعاتی، فروش تسلیحات، دیپلماسی منطقه‌ای یا حضور دریایی تغییر دهد، اما بعید است منطقه را از محاسبات راهبردی خود کنار بگذارد؛ زیرا غرب آسیا همچنان یکی از نقاط اصلی پیوند میان امنیت جهانی و رقابت قدرت‌های بزرگ است.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار