وزارت خارجه آمریکا: روبیو فردا راهی خاورمیانه می‌شود نیویورک تایمز: ترامپ خواستار تسلیم ایران برای پایان جنگ بود؛ اما آمریکا بود که تسلیم شد فوری / معافیت ۶۰ روزه تحریم‌های نفتی ایران صادر شد / وزارت خزانه‌داری آمریکا از اسقاط تحریم صادرات نفت و فرآورده‌های پتروشیمی ایران خبر داد قاآنی به سربازان اسرائیل: اگر با پای خود از جنوب لبنان خارج نشوید، حماسه سال ۲۰۰۰ تکرار خواهد شد نتانیاهو: ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد الجولانی: اظهارات ترامپ به اشتباه به معنای حمله قریب‌الوقوع سوریه به لبنان تفسیر شد سی‌ان‌ان به نقل از منبع ایرانی: مذاکرات ایران و آمریکا پس از تهدید‌های ترامپ، متوقف شده، اما به پایان نرسیده شبکه کان اسرائیل: ارتش اسرائیل شروع به کاهش نیرو‌های خود در جنوب لبنان کرده / دولت ترامپ از اسرائیل خواسته است که عقب‌نشینی جزئی از جنوب لبنان انجام دهد المیادین: هیئت ایرانی تا زمانی که ترامپ عذرخواهی نکند و نیرو‌های اسرائیلی از جنوب لبنان خارج نشوند، به مذاکرات باز نخواهد گشت قالیباف در واکنش به ادعا‌های ترامپ: ما تهدید‌های آمریکایی‌ها را به جایی حساب نمی‌کنیم / بهتر است مراقب اظهارنظر‌های خود باشند، نیرو‌های مسلح ما آماده‌اند تا به نحوی دیگر پاسخشان را بدهند تنفس در مذاکرات سوئیس پس از ۸۰ دقیقه یک منبع مطلع: هیات ایرانی با عکس مشترک با هیات آمریکایی مخالفت کرد آغاز مذاکرات ایران و آمریکا به ریاست قالیباف و ونس بیانیه پایانی نشست قاهره / آنکارا، ریاض، اسلام‌آباد و قاهره خواهان توجه به نگرانی‌ها و ملاحظات کشور‌های منطقه در مذاکرات ایران و آمریکا شدند همزمان با مذاکرات سوئیس ترامپ بار دیگر ایران را تهدید به حمله نظامی کرد / رئیس جمهور آمریکا: ایران جلوی نیابتی‌هایش را بگیرد نیوزویک: وقت خداحافظی با بی بی رسیده است
یادداشت نجاح محمدعلی، تحلیلگر عراقی؛

چرایی عدم تصریح غزه در تفاهم‌نامه ایران-آمریکا

تهران معتقد است گنجاندن غزه یا مقاومت فلسطین به عنوان طرف مستقیم در یادداشت تفاهم، به طیف وسیعی از مشکلات سیاسی، حقوقی و راهبردی منجر می‌شد.
نجاح محمدعلی؛ تحلیلگر عراقی
تاریخ انتشار: ۱۹:۴۶ - ۰۱ تير ۱۴۰۵ - 2026 June 22
کد خبر: ۳۱۱۴۱۰

چرایی عدم تصریح غزه در تفاهم‌نامه ایران-آمریکا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ از زمان آغاز عملیات «طوفان الاقصی» به وسیله مقاومت فلسطین در غزه، منطقه شاهد تغییر راهبردی عمیق بوده است، رویدادی محوری که کل چشم‌انداز منطقه‌ای را تغییر داد. پیامدهای این رویارویی از غزه به لبنان، یمن و عراق گسترش یافت و به تدریج به رویارویی‌های مستقیم و جنگ با مشارکت جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد و منطقه را به یکی از خطرناک‌ترین مراحل درگیری در دهه‌های اخیر سوق داد.

هرگونه توافقی که با هدف پایان دادن به افزایش تنش‌های منطقه‌ای انجام شود، نمی‌تواند از غزه جدا شود

با اعلام تفاهم‌ نامه اخیر بین ایران و آمریکا، سؤالی اساسی در محافل سیاسی و رسانه‌ای مطرح شد: چرا غزه به عنوان بند مستقل یا به عنوان طرف مستقیم در این تفاهم‌نامه غایب بود، با اینکه این تفاهم‌نامه جرقه اولیه‌ای بود که سلسله‌ای از رویارویی‌ها را که میدان های مختلفی از محور مقاومت را دربر می‌گرفت، شعله‌ور کرد؟

این سؤال در نگاه نخست موجه به نظر می‌آید، اما ماهیت رویکرد ایران به موضوع فلسطین و مبانی قانون اساسی و حقوقی حاکم بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی را نادیده می‌گیرد. حضور نداشتن غزه در متن به طور مستقیم به معنای حضور نداشتن آن در هسته اصلی توافق یا محاسبات سیاسی ای که آن را به وجود آورده است، نیست. بلکه، منعکس کننده دیدگاه ایران مبتنی بر ترکیب حمایت تزلزل‌ناپذیر از مقاومت فلسطین با تعهد اکید به اصل دخالت نکردن در تصمیمات حاکمیتی مردم و جنبش‌های آزادی‌بخش است.

غزه، نقطه شروع تغییرات منطقه

این تفاهم‌نامه و مفاد آن را نمی‌توان جدا از زمینه قبلی درک یا تفسیر کرد. جنگ فعلی در غزه آغاز شد و از آنجا جرقه رویارویی به میدان های دیگر سرایت کرد. جبهه لبنان در حمایت از غزه وارد نبرد شد، همانطور که نیروهای متحد در یمن و عراق نیز وارد شدند، پیش از آنکه دایره تعامل گسترش یابد و به طور مستقیم ایران را دربر بگیرد.

بنابراین، هرگونه توافقی که با هدف پایان دادن به افزایش تنش‌های منطقه‌ای انجام شود، نمی‌تواند از غزه جدا شود، حتی اگر در هر بند از آن نامی برده نشود. توقف عملیات نظامی در میدان های مختلف عملاً مستلزم پرداختن به علل ریشه‌ای است که در وهله نخست به وقوع آنها منجر شد.

در همین زمینه سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه ایران در مصاحبه‌ای تلویزیونی تأیید کرد، تهران به دنبال دستیابی به صلح در همه میدان ها، ازجمله غزه است و توضیح داد، گنجاندن مستقیم لبنان در این تفاهم‌نامه نتیجه ارتباط مستقیم میدانی و سیاسی آن با روند جنگ بوده است.

این تفاهم‌نامه که شامل 14 ماده است، علاوه بر تأکید بر حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان، به پایان دادن به عملیات نظامی در همه میدان ها، ازجمله عرصه لبنان نیز می‌پردازد. از این منظر، هرگونه آتش‌بس جامع نمی‌تواند کامل یا پایدار باشد مگر اینکه غزه را نیز با توجه به نقش محوری آن در بحران و منشأ افزایش تنش شامل شود.

حمایت ایران از مقاومت، سیاست پایدار، نه مقطعی

از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، ایران آرمان فلسطین را بخش اساسی از دیدگاه سیاسی و راهبردی خود دانسته است. حمایت آن از مقاومت فلسطین موضعی زودگذر و وابسته به شرایط سیاسی موقت نبود، بلکه بخشی از چارچوب قانونی ای بود که به وسیله مجلس شورای اسلامی و قوانین و مقرراتی که به طور خاص برای حمایت از انتفاضه فلسطین و مردم فلسطین طراحی شده بود، تأسیس شد.

تهران پیوسته از مقاومت فلسطین حمایت سیاسی، رسانه‌ای، لجستیکی و نظامی می‌کند، اما در عین حال از تبدیل شدن به قیم تصمیم‌گیری‌های فلسطینیان یا نهادی که از طرف فلسطینیان درباره موضوعات حیاتی مربوط به آینده و حقوق ملی آنها صحبت کند، خودداری می‌کند.

این موضع مبتنی بر اصل ۱۵۴ قانون اساسی است که تصریح می کند: جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می‌داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می‌شناسد. بنابراین در عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملت‌های دیگر، از مبارزه حق‌طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می‌کند.

این بند قانون اساسی دو معنای مکمل دارد:

نخست، اینکه حمایت از مردم مظلوم غزه وظیفه سیاسی، اخلاقی و قانونی جمهوری اسلامی است.

دوم، اینکه حمایت از غزه به ایران حق نمی‌دهد از طرف فلسطینیان صحبت کند یا تصمیمات سرنوشت‌سازی بگیرد.

از این رو، دیدگاه ایران نسبت به فلسطین چنین است؛ مقاومت فلسطین حرف اول و آخر را در تعیین اهداف و مسیر سیاسی و نظامی خود می‌زند، در حالی که نقش ایران محدود به حمایت، کمک و پشتیبانی است، بدون اینکه در حق انحصاری فلسطینیان برای تعیین سرنوشت خود دخالت کند.

چرا ایران از گنجاندن مستقیم غزه خودداری کرد؟

تهران معتقد است گنجاندن غزه یا مقاومت فلسطین به عنوان طرف مستقیم در یادداشت تفاهم، به طیف وسیعی از مشکلات سیاسی، حقوقی و راهبردی منجر می‌شد.

نخست، اینکه می‌توانست به عنوان مذاکره غیرمستقیم درباره آینده موضوع فلسطین بین طرف‌های خارجی تفسیر شود، که با اصل ایران مبنی بر اینکه فقط فلسطینیان حق تعیین سرنوشت خود را دارند، در تضاد است.

دوم، اینکه تصور ایجاد می‌کند که آینده مقاومت فلسطین به بخشی از تفاهمات بین‌المللی یا منطقه‌ای تبدیل شده است که خود نیروهای فلسطینی در آن مشارکتی ندارند، که می‌تواند به عنوان کاهش استقلال تصمیم فلسطین تلقی شود.

سوم، هر فرمولی که به آینده مقاومت یا محدودیت‌های فعالیت نظامی آن در چارچوب توافق دوجانبه بپردازد، به طور مستقیم با اصل مداخله نکردن تصریح شده در قانون اساسی ایران در تضاد خواهد بود، زیرا تعیین آینده مبارزه فلسطینیان در صلاحیت هیچ کشور دیگری نیست، هر چقدر هم که از این آرمان حمایت کند.

دیدگاه ایران نسبت به فلسطین چنین است؛ مقاومت فلسطین حرف اول و آخر را در تعیین اهداف و مسیر سیاسی و نظامی خود می‌زند

به همین دلایل، ایران تصمیم گرفت با غزه در چارچوب مفهوم «وحدت میدان ها» برخورد کند، یعنی به عنوان بخشی از چشم‌انداز وسیع‌تر منطقه‌ای که این تفاهم‌نامه در پی آرام کردن آن است، بدون اینکه این موضوع را به مذاکره‌ای بر سر حقوق ملی فلسطینیان یا آینده مقاومت تبدیل کند.

مقام های ایرانی معتقدند یکی از مهمترین دستاوردهای این تفاهمنامه، ترکیب دستیابی به دستاوردهای مهم راهبردی با حفظ اصول سیاسی مرتبط با موضوع فلسطین است. از دیدگاه ایران، هرگونه کاهش فشار نظامی و اقتصادی بر ایران، توانایی این کشور را برای ادامه حمایت از متحدان منطقه‌ای خود و در رأس آنها مقاومت فلسطین تقویت می‌کند. علاوه بر این، پایان دادن به رویارویی آشکار در میدان های مختلف، احتمال ورود به جنگ منطقه‌ای گسترده‌تر با پیامدهای بالقوه فاجعه‌بار را برای همه مردم منطقه کاهش می‌دهد.

در مقابل، این تفاهم‌نامه هیچ متنی که تهران را ملزم به ترک حمایت سیاسی خود از مقاومت فلسطین یا عقب‌نشینی از موضع اعلام‌شده‌اش درباره موضوع فلسطین کند، شامل نمی‌شد، که تهران آن را گواهی بر موفقیت خود در تفکیک پرونده‌های حاکمیتی خود از تعهدات اصولی‌اش در قبال فلسطین می‌داند.

ارسال نظر
captcha
تحلیل های برگزیده
پرطرفدارترین اخبار