توقف جنگ در تمام جبههها، خط قرمز ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ یکی از نکات قابلتأمل در جریان مذاکرات اخیر ایران و آمریکا در ژنو، اقدام قاطع کشورمان در همان روز نخست مذاکرات در قالب انسداد تنگه هرمز به دلیل نقض آتش بس در لبنان بود. پایان جنگ در لبنان و خروج صهیونیست ها از جنوب این کشور، یکی از بندهای مهم تفاهمنامه ایران و آمریکاست که صهیونیست ها با بیتوجهی به آن، پس از دستیابی به تفاهمنامه، حملات گسترده ای به جنوب لبنان و به طور خاص شهرهای راهبردی نبطیه و صور انجام دادند و سعی در تصرف برخی مناطق راهبردی نظیر تپه های علی الطاهر داشتند.
لبنان و به طور خاص جنوب این کشور، یکی از خطوط مقدم حراست از منافع و امنیت ملی ایران است
با وجود این، ایران با قاطعیت توطئه یادشده را خنثی کرد. پیش تر نیز ایران در واکنش به نقض آتشبس در لبنان، مناطق شمالی اراضی اشغالی را هدف حملات موشکی خود قرار داده و تنگه هرمز را هم مسدود کرده بود. مقام های ارشد ایران بارها تأکید کرده اند برقراری آتشبس در تمام جبهه های نزاع ازجمله لبنان و خروج صهیونیست ها از جنوب این کشور، جزو شروط اصلی تهران برای پیشرفت مذاکرات و مفاد تفاهمنامه ایران و آمریکاست و اگر این موضوع محقق نشود، پیشرفت در دیگر حوزه ها نیز محقق نخواهد شد.
از این رو، سؤال مطرح می شود، چرا موضوع پایان جنگ در تمام جبهه ها ازجمله لبنان برای ایران تا این اندازه جدی است؟ به نظر می آید برای پاسخ به این پرسش باید چهار نکته را مد نظر داشت:
نخست، اینکه لبنان و به طور خاص جنوب این کشور، یکی از خطوط مقدم حراست از منافع و امنیت ملی ایران است. حراست رزمندگان حزب الله لبنان از کشور خود از منظری کلان، حمایت از امنیت ملی کشورمان نیز به شمار می رود. رژیم صهیونیستی بر پایه طرح کلیشه ای سعی دارد تا اضلاع مختلف جبهه مقاومت را جداگانه هدف قرار دهد، تضعیف کند و دست به پیشروی بزند. گرچه این رژیم چه در غزه و چه در لبنان با خسارات و شکست های جدی رو به رو شده است، ولی نباید به آن اجازه داد دستورکارهای تجاوزکارانه خود را به پیش برد. از این رو حمایت از لبنان، حمایت از امنیت ملی ایران است.
از یاد نبریم حزب الله لبنان به ایران عمق راهبردی می دهد و تا حد زیادی توطئه های دشمنان علیه کشورمان را در ابعاد مختلف خنثی و حمایت ایران از لبنان ثبات منطقهای را ارتقا می دهد.
دوم، اینکه پیوندهای مذهبی و احساسی میان شیعیان ایران و لبنان دلیل دیگری است که حمایت ایران از ملت ستمدیده و مظلوم لبنان را توضیح می دهد. سال های اخیر بارها شاهد ارادت لبنانی ها به مقام معظم رهبری و تمجید آن ها از موقعیت والای ایران در منطقه بوده ایم. نباید از یاد ببریم که با آغاز جنگ رمضان، حزب الله لبنان تمام قد در حمایت از ایران وارد معرکه نبرد شد. حال از منظر اخلاقی و راهبردی این وظیفه ایران است که به حمایت از متحدانش در لبنان بپردازد.
سوم، اینکه در جریان جنگ رمضان همانطور که سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده سپاه قدس نیز اعلام کرد، ایده وحده ساحات (وحدت میدان ها) مقاومت به عینه وارد مرحله اجرایی شد و دشمنان با این موضوع رو به رو شدند که نمی توانند علیه یک عضو جبهه مقاومت جنگ افروزی کنند و شاهد سکوت سایر اضلاع باشند. اگر از این زاویه نیز نگاه کنیم، حمایت ایران از ملت مقاوم لبنان و به طور خاص حزب الله در نبرد با دشمن صهیونیست، از منظر راهبردهای کلان محور مقاومت نیز حامل نکات معناداری است. موضوعی که عملیاتی شدن آن تا حد زیادی بنیان های امنیت ملی ایران را هم تقویت می کند و موانع جدی و عدیده ای را پیش روی تجاوزگری های دشمنان در منطقه قرار می دهد.
چهارم، اینکه قاطعیت ایران در پرونده لبنان که جزئی مهم از مفاد تفاهمنامه ایران و آمریکاست، این پالس صریح را به دشمنان می رساند که ایران در پیگیری حقوق خود در قالب معادلات دیپلماتیک کاملاً جدی است و ذره ای بنای سازش و کوتاه آمدن ندارد. اگر قرار است دشمنان روی کاغذ تعهدی بدهند و در عمل آن را اجرا نکنند، ایران نیز دلیلی برای اجرای تعهدات خود نمی بیند.
در واقع، ایران با اقدامات قاطع خود در حمایت از ملت لبنان، به طرف های مقابل خود در قالب مذاکرات جاری نشان می دهد در استیفای حقوق و منافع ملی خود کاملاً جدی و راسخ است و سیاست اجرای تعهد در برابر اجرای تعهد را در اولویت خود قرار داده است. موضوعی که در ادامه راه قطعاً می تواند برای ایران دستاوردساز باشد.