
به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در ۶۰ سال گذشته رؤسای جمهور آمریکا، به ویژه در دوران پس از جنگ جهانی دوم، از مفهوم تهدید برای توجیه استفاده گسترده از زور سوءاستفاده کردهاند. رؤسای جمهور آمریکا مدتهاست از بازگشت به انزواگرایی در میان سیاستمداران و جامعه چنان بیمناک بودهاند که برای توجیه افزایش هزینههای دفاعی و نگهداری صدها پایگاه و تأسیسات نظامی غیرضروری، تهدید کمونیسم را اغراق کردهاند.
جانسون برای توجیه جنگ ویتنام، تهدید ناشی از تحرکات شوروی و چین در جنوب شرقی آسیا را بزرگنمایی کرده بود
اکنون، مبالغ هنگفتی برای هزینههای دفاعی اختصاص داده میشود که با وجود پایگاه های نظامی که در معرض حمله از سوی طرف هایی مانند ایران هستند، توجیه میشود. به همین ترتیب، دکترین ترومن در سال ۱۹۴۷، تهدید شوروی برای جنوب شرقی اروپا را بزرگنمایی کرد تا مداخله در یونان و ترکیه را توجیه کند و راه را برای ایجاد ناتو در سال ۱۹۴۹ هموار کرد.
با وجود این، دکترین ریگان تهدید نظامهای «مارکسیست-لنینیست» را بزرگنمایی میکرد تا هزینههای نظامی بیسابقه در زمان صلح و نقش جهانی نیروهای مسلح ایالات متحده را توجیه کند. سیاستمداران و تحلیلگران آمریکایی عمدتاً این تصور را پذیرفته بودند که مجتمع نظامی-صنعتی مسئول واکنش بیش از حد ما در صحنه بینالمللی است.
در واقع، این نظریهپردازان غیرنظامی و سیاستگذاران ارشد آمریکایی مانند دین آچسون، پل نیتز، جان فاستر دالس، برادران باندی، برادران روستو و بسیاری دیگر بودند که دغدغه موضوعات امنیتی-نظامی داشتند.
این دغدغه به هزینههای گزاف برای نیروهای راهبردی ایالات متحده و همچنین استفاده از سازمان سیا در عملیات مخفی ازجمله ترورهای سیاسی و تغییر نظام منجر شد. رئیس جمهور دوایت دی. آیزنهاور شاید نسبت به مجتمع نظامی-صنعتی محتاط بود، اما دستور حذف فیزیکی پاتریس لومومبا، رهبر جنبش استقلال کنگو را صادر کرد. رئیس جمهور جان اف کندی و مشاورانش مسئولیت ترور نگو دین دیم، رهبر ویتنام جنوبی در سال ۱۹۶۳ را برعهده دارند.
بی ثباتی و ترس آمریکا از عرصه بینالمللی، به ویژه تهدید شوروی به اقدامات غیراخلاقی و غیرقانونی منجر شد که باید لیندون جانسون، جورج دبلیو بوش و دونالد ترامپ، سه رئیس جمهور آمریکا را به عنوان جنایتکار جنگی طبقهبندی کرد.
جانسون برای توجیه جنگ ویتنام، تهدید ناشی از تحرکات شوروی و چین در جنوب شرقی آسیا را بزرگنمایی کرده بود. تصمیم خلیج تونکین بر اساس ادعاهای دروغین مبنی بر حملات بیدلیل ویتنام شمالی به ناوشکنهای آمریکایی در اوت ۱۹۶۴ گرفته شد. گرچه محاسبه هزینه واقعی آن جنگ غیرممکن، اما مشخص است بیش از ۱.۵ میلیون غیرنظامی ویتنامی در 10 سال بین ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۵ کشته شدند.
هیچ دروغی در سیاست راهبردی آمریکا مرگبارتر از ادعاهای دروغین دولت بوش مبنی بر وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق برای توجیه حمله آمریکا به این کشور در سال ۲۰۰۳ نبود.
توافق خروج نیروهای آمریکایی و عراقی در سال ۲۰۲۴ تصریح کرده بود بیشتر نیروهای آمریکایی تا پایان آن سال عراق را ترک خواهند کرد، اما چند صد نیروی آمریکایی برای مأموریت «مشاوره و کمک» در اقلیم کردستان عراق باقی ماندند.
جنگ عراق نزدیک به ۲ تریلیون دلار هزینه داشت که بسیار بیشتر از تخمین ۵۰ میلیارد دلاری ای است که سال ۲۰۰۳ هنگام حضور در هیئت علمی کالج ملی جنگ به من اطلاع داده شد. پیشبینی میشود مراقبتهای پزشکی برای کهنه سربازان جنگ عراق، چند تریلیون دلار دیگر به کل هزینههای جنگ اضافه کند و بار دیگر، صدها هزار غیرنظامی کشته شدند.
جنگ عراق نزدیک به ۲ تریلیون دلار هزینه داشت که بسیار بیشتر از تخمین ۵۰ میلیارد دلاری ای است که سال ۲۰۰۳ اطلاع داده شد
به همین ترتیب، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل از ادعاهای دروغین «تهدید قریبالوقوع» از سوی ایران برای توجیه حمله خود در فوریه گذشته استفاده و ادعا کردند تهدید «استبداد شیطانی و رادیکال ایران» شامل برنامه ای راهبردی، موشکهای بالستیک و «شبه نظامیان مورد حمایت تهران در لبنان» است. با وجود این، یادداشت تفاهم به طور مستقیم به هیچ یک از این موضوعات نپرداخت. چنین یادداشتهایی از نظر قانونی الزامآور نیستند و صرفاً نشاندهنده نیات و اهداف در چارچوب همکاری متقابل هستند. زمان نشان خواهد داد این یادداشت تفاهم خاص چقدر موفق خواهد بود. اما بار دیگر، این جنگ علیه ایران، که قرار بود سریع و جامع باشد، به خسارات جانی و مالی ویرانگری منجر شده است. خساراتی که مصرفکنندگان در سراسر جهان متحمل شدهاند، به سادگی غیرقابل محاسبه است.
علاوه بر این، اسرائیل قاطعانه اعلام کرد به این توافق پایبند نخواهد بود و هیچ نشانهای وجود ندارد که نتانیاهو به آتشبس واقعی با حزبالله علاقهمند باشد. ترامپ اشتباهی بزرگتر از جنگیدن به نمایندگی از اسرائیل مرتکب نشده است. حتی بوش پدر و بوش پسر نیز وقتی سالهای ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ جنگهای عراق را آغاز کردند و مبالغ هنگفتی به اسرائیل پرداختند تا از درگیریهای به رهبری آمریکا در منطقه خارج بماند، تا این حد احمق نبودند. با وجود این، در جنگ فعلی علیه ایران، ایالات متحده به ابزار نظامی و مالی جنگ نتانیاهو تبدیل شده است.
گرچه ایالات متحده میزانی از امنیت دارد که از هر ابرقدرت دیگری در جهان پیشی میگیرد و با هیچ تهدید ژئوپلیتیکی واقعی روبرو نیست، اما از «ضرورتهای» امنیت ملی برای توجیه استفاده از زور و حتی فراتر رفتن از اختیارات قانون اساسی در تصمیمگیری برای شروع جنگها، مانند مورد جنگ ترامپ علیه ایران، استفاده میکند.
ارعاب هستهای و تهدید تروریسم، افزایش بیمورد هزینههای دفاعی را به بهانه بیثباتی بالقوه بینالمللی توجیه کردهاند، گرچه این تهدیدها تهدید واقعی برای امنیت ملی ایالات متحده نیستند. ایالات متحده باید از در نظر گرفتن خود به عنوان کشوری که مسئولیت اصلی حفظ نظم جهانی را برعهده دارد، دست بردارد.