ترامپ در توهم سلطه بر آبراههای بینالمللی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ از روزهای نخست جنگ تحمیلی محور آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران مشخص بود واشنگتن تمایل به سلطه بر تنگه هرمز دارد. با وجود این، قابلیتهای نظامی و ظرفیت دفاعی تهران، دستیابی به این هدف را غیرممکن کرده است. بنابراین، دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا از تلاش برای کنترل مستقیم تنگه هرمز به تلاش برای بازگرداندن وضع موجود به حالت قبل از جنگ تغییر ریل داد. تهران با این موضوع نیز مخالفت کرد و در حال مواجهه نظامی و دیپلماتیک با هدف تثبیت سلطه و حکمرانی خود بر این آبراه سرزمینی است.
دادههای بینالمللی موجود نشان میدهد تنگهها و آبراهها بخش قابل توجهی از تجارت جهانی را تشکیل میدهند
این نخستین بار نیست ترامپ تمایل و توهم خود را برای کنترل یک آبراه راهبردی در نقشه کشتیرانی تجاری اعلام میکند؛ وی پیش تر تهدید کرده بود کنترل کانال پاناما را به دست خواهد گرفت و سپس خواستار عبور رایگان کشتیهای تجاری و نظامی آمریکایی از کانال سوئز شد.
این بخشی از راهبرد تجاری و اقتصادی وی بود که با آن سعی دارد سلطه کشورش را بر تجارت جهانی و ثروت کشورهای تولیدکننده نفت افزایش دهد. ترامپ با اعمال تعرفههای تجاری شروع کرد، سپس به ربودن نیکلاس مادورو، رئیس جمهور قانونی ونزوئلا و تهدید به تصرف گرینلند پرداخت و درنهایت تلاش کرد تا تسلط خود را بر تنگهها و مسیرهای تجاری، چه به وسیله تهدید و چه با جنگ افروزی افزایش دهد.
ریه تجارت جهانی
اهمیت تنگهها و آبراههای بینالمللی که ترامپ به هر نحوی به دنبال اعمال نفوذ بر آنهاست، از دو جنبه به هم پیوسته آشکار است:
- نخست، اقتصادی که با کنترل جریانهای تجاری و زنجیرههای تأمین جهانی و دستاوردهای اقتصادی گستردهی حاصل از آن که امکان دارد به نقطه تأثیرگذاری بر تصمیمات و جهتگیریهای اقتصادی کشورها برسد، نمایان میشود.
- دوم، حاکمیتی زیرا جایگاه کشورهای کنترلکننده این تنگهها، آبراهها و حضور آنها را در صحنه بینالمللی ارتقا میدهد.
دادههای بینالمللی موجود نشان میدهد تنگهها و آبراهها بخش قابل توجهی از تجارت جهانی را تشکیل میدهند. گرچه دادههای منتشر شده درباره تعداد کشتیهای دارای پرچم آمریکا که سالانه از این تنگهها عبور میکنند و حجم کالاهایی که حمل میکنند محدود است، دادههای موجود علاقه تاجری را که اکنون به عنوان رئیس جمهور آمریکا خدمت میکند، به تلاش برای کنترل مستقیم یا غیرمستقیم این آبراههای حیاتی نشان میدهد.
دادههای موجود نشان میدهد سالانه بیش از ۱۴ هزار کشتی از کانال پاناما عبور میکنند و آمریکا بزرگترین کاربر این کانال است، زیرا حدود ۴۰ درصد کل ترافیک کانتینری آمریکا از آن عبور میکند.
دادههای دیگر نشان میدهد بنادر ساحل شرقی آمریکا سال ۲۰۲۳ میلادی تقریباً ۱۲۵.۶ میلیون تن بار از مسیر کانال پاناما صادر کردهاند که حدود ۶۴ درصد آن به مقصد آسیا بوده است. آنها همچنین تقریباً ۶۱.۱ میلیون تن بار وارد کردهاند که حدود ۶۸ درصد آن از آسیا بوده است. در همین مدت، بنادر ساحل غربی تقریباً ۳ میلیون تن بار صادر کردهاند که حدود ۷۶ درصد آن به اروپا رفته، در حالی که تقریباً ۶.۴ میلیون تن بار وارد کردهاند که حدود ۴۹ درصد آن از اروپا بوده است.
درباره کانال سوئز، برآوردهای بینالمللی نشان میدهد حدود ۱۲ درصد از تجارت جهانی به وسیله آن عبور میکند و ارزش کالاها بین 3 تا 9 میلیارد دلار است، در حالی که کانتینرهای عبوری از این کانال حدود ۳۰ درصد از کل ترافیک کانتینری جهانی را تشکیل میدهند.
تنگه هرمز تقریباً ۲۷ درصد تجارت دریایی جهانی نفت خام و فرآوردههای نفتی را کنترل میکند و سالانه بیش از ۳۰ هزار کشتی از آنجا عبور میکنند. در حالی که واردات نفت و میعانات گازی آمریکا از کشورهای خلیج فارس بیش از هفت درصد از کل صادرات آمریکا را تشکیل نمیدهد، این واقعیت که بیشتر رقبای اقتصادی و صنعتی آن در شرق آسیا به نفت خلیج فارس متکی هستند، به این تنگه اهمیت راهبردی میدهد که بسیار فراتر از واردات مستقیم نفت است.
تنگه مالاکا، مشرف به سنگاپور، مالزی و اندونزی با وجود اهمیت راهبردی خود که از برخی جهات از تنگه هرمز پیشی میگیرد، توجه کمی به خود جلب میکند. همچنین تقریباً 30 درصد از تجارت جهانی، معادل حدود 3.5 تریلیون دلار را کنترل و نفت بیشتری نسبت به تنگه هرمز از آن عبور میکند.
از این رو، میتوان دلایلی درک کرد که ترامپ را به تهدید به کنترل برخی خطوط دریایی، که شریان حیاتی تجارت جهانی هستند، یا درخواست عبور رایگان کشتیهای آمریکایی از آنها سوق میدهد. به ویژه، کارزاری که صنعا علیه دشمن صهیونیستی به راه انداخت، که شامل بستن تنگه باب المندب به روی کشتیهای صهیونیستی و آمریکایی بود، اثربخشی این سلاح اقتصادی را آشکار کرد. در این چارچوب، جنگ تحمیلی آمریکا علیه کشورمان را میتوان به عنوان تلاشی برای خنثی ی این سلاح، بازگرداندن وضعیت به قبل از جنگ و جلوگیری از هرگونه نقش ایران در نظارت و حکمرانی بر تنگه هرمز تفسیر کرد.
تنگه هرمز تقریباً ۲۷ درصد تجارت دریایی جهانی نفت خام و فرآوردههای نفتی را کنترل میکند
بیثباتی و بحران اقتصادی
1.5 سال پس از آنکه ترامپ شروع به تدوین سیاستهای مداخلهجویانه جدید در امور و منافع کشورها کرد، نتیجه ای که سراغ داریم، میتوان در دو دسته اصلی خلاصه کرد:
- نخست، تأثیرات آن بر ثبات، امنیت و صلح جهانی: اغراق نیست اگر بگوییم دوره گذشته، جهان را سالها به عقب برگردانده است. آنچه دولت ترامپ در آمریکای جنوبی انجام داد (از ربودن رئیس جمهور ونزوئلا و اعمال محاصره اقتصادی علیه کوبا گرفته تا تهدید سایر کشورها) ثبات کشورهای این قاره را تضعیف، حاکمیت آنها را نقض کرد و بر اقتصادشان تأثیر منفی گذاشت. علاوه بر این، جنگ تحمیلی سوم علیه ایران، کل منطقه را در آستانه درگیری بزرگ منطقهای قرار داد.
- دوم، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی: به وضوح در جنگ تحمیلی سوم علیه ایران اقتصاد جهانی متحمل خسارات قابل توجهی شد که بازیابی آن در آینده قابل پیشبینی دشوار خواهد بود. به جای رفاه و شکوفایی که ترامپ به رأیدهندگان خود و جهان وعده داده بود، سیاستهایش طبق ارزیابی ها، باعث بزرگترین بحران اقتصادی از زمان بحران مالی جهانی 2008 میلادی شده است.
با وجود تلاشهای دولت ترامپ و متحدانش برای کماهمیت جلوه دادن میزان خسارات و تأثیر آن بر اقتصاد جهانی، بیشتر گزارشهای سازمان ملل متحد و مجامع بینالمللی از فروپاشی امنیت غذایی میلیونها نفر، از دست دادن شغل و درآمد میلیونها نفر دیگر و از دست دادن دستاوردهای اقتصادی ای که میتوانست در صورت رخ ندادن جنگ علیه ایران به دست آید، سخن میگویند.
تا زمانی که ترامپ از پذیرش میزان خسارات ناشی از جنگ افروزی در منطقه و جهان خودداری کند، نگرانیها از احتمال آغاز ماجراجویی جدید برای سرپوش گذاشتن بر شکست قبلی یا بازگشت به جنگ علیه ایران به دستور لابی صهیونیستی و نتانیاهو وجود دارد و در آن صورت خسارات منطقهای و بینالمللی بیشتر و شدیدتر از همیشه خواهد بود.