ایران درحال بازترسیم ارکان اقتصاد بینالملل

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ به نظر می رسد جنگ تحمیلی محور آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران نه تنها وضعیت منطقه بلکه وضعیت دنیا را تغییر خواهد داد. بسیاری از کارشناسان معتقدند، جنگ اصلی سالهای پیشرو جنگ انرژی است و هر کشوری بخواهد قدرت اقتصادی جهان در دهه بعدی باشد باید از نظر امنیت انرژی آسوده خاطر شود.
بدون انرژی مطمئن و پایدار رشد اقتصادی و هژمونی اقتصادی معنی و مفهوم ندارد. بنابراین قدرت های بزرگ بایستی جدی به فکر تأمین انرژی خود باشند. باید بدانند سلطان انرژی جهان کدام دولت است و با آن کشور وارد گفتوگو و مذاکره شوند.
عمده ذخایر نفتی جهان در دو آبراه بزرگ قرار دارد، خلیج مکزیک و خلیج فارس. برخلاف خلیج مکزیک، خلیج فارس تنگه دارد و گرچه کشورهای حوزه خلیج فارس بهصورت شراکتی حدود 40 درصد منابع و سوخت فسیلی دارند، اما انحصار ورود و خروج انرژی بهوسیله تنگه هرمز تقریباً در دست ایران است و اگر به جنگ رمضان، جنگ انرژی بگوییم سخن به گزافه نگفتهایم.
جنگ رمضان به نقطهای راهبردی رسیده و آن تعیین وضعیت انرژی در قرن بیست یکم در خلال جنگ تحمیلی محور آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران است. اما جدی شدن مسئله بستن تنگه هرمز ابعاد این تقابل را گسترده و به تقابل انرژی تبدیل کرده است. گرچه همیشه بستن تنگه هرمز در تقابل های جنگی مطرح، اما هیچگاه عملیاتی نشده بود. به نظر می رسد این حربه دارد به واقعیت نزدیک می شود و می تواند سرنوشت جنگ و همچنین اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
موفقیت در جبهه جنوب می تواند به دلایل زیر برای ایران گشایش بزرگ در حوزه اقتصادی و سیاسی باشد :
نخست، افزایش حجم صادرات: بهدلیل اینکه بسیاری از کشور های بزرگ اقتصادی واردکننده نفت برای کنترل قیمت، ذخایر خود را آزاد کردند و طبعاً چند ماه دیگر برای ترمیم ذخایر به نفت نیاز دارند و ایران می تواند با توجه به محدودیت های اوپک صادراتش را بیشتر کند.
دوم، افزایش قیمت نفت: تا ماه ها قیمت نفت بالا خواهد بود و این موضوع می تواند درآمد نفتی را بیشتر کند و درآمد رؤیایی رقم بزند.
سوم، تصمیم ایران برای گرفتن عوارض برای ورود و خروج کشتی ها به خلیج فارس: این موضوع می تواند درآمد جدیدی نه بهوسیله فروش نفت، بلکه بهوسیله اجازه ورود به این منطقه دریافت و می تواند بودجه ۱۴۰۵ را نه تنها از کسری بودجه خلاص کند، بلکه مازاد بودجه نیز به همراه داشته باشد.
قبل از سال جدید شورای نگهبان لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ را تأیید کرد و این از نظر حقوق اداری و حقوق عمومی به این معناست که از ابتدای سال دولت می تواند دخل و خرج خود را از نظر قانونی انجام دهد. با این تفاصیل اگر درآمد حاصل از نفت تأخیر یابد در آن صورت دولت می تواند با لایحه ترمیم بودجه شرایط جدیدی در اقتصاد رقم بزند و اگر همه چیز خوب پیش برود می توان امیدوار بود عقب ماندگی برنامه هفتم در سال جاری را جبران کرد و رشد اقتصادی هشت درصد تحقق یابد.
سرنوشت جنگ اخیر نه تنها اقتصاد ایران، بلکه اقتصاد کشورهای عربی و اقتصاد جهانی را تغییر خواهد داد. بعد از پایان جنگ شاهد دنیای جدید اقتصادی خواهیم بود، همانند جنگ جهانی دوم که اقتصاد سیاسی جهان عوض شد. شاید جنگ اخیر شبه جنگ جهانی سوم باشد، جنگی که پایانش آغاز جدیدی در فضای بین المللی خواهد شد.
یکی از انتظارات ایران برای گشایش تنگه هرمز مبادلات نفتی و تجاری به یوان چین است؛ یعنی اینکه پول جهانی جدیدی در مقابل دلار رخ بنماید. در آن صورت چین در تقابل اقتصادی با آمریکا می تواند دست بالا داشته باشد. به نظر می رسد سرنوشت اقتصاد جهانی فعلاً دست ایران است.
بههر حال حوزه بین الملل در دنیای امروز نمی تواند صرفاً با بازی یک کشور جلو برود و نیاز به مشارکت کشورهای با منافع راهبردی است. در یک دهه گذشته ایران نشان داده در مسیر راهبردهای بین المللی به چین و روسیه نزدیک و عضویت ایران در سازمانهای شانگهای و بریکس شاهدی بر این مدعاست.
ایران همیشه برای تقویت این دو سازمان تمام تلاش کرده است. یکی از اهداف دو سازمان مقابله با هژمونی دلار بوده و اکنون که مدیریت تنگه هرمز در اختیار ایران است و اعلام کرد ارز مقبول جهانی برای تجارت در این مرکز مهم یوان است، به نوعی ایران پاس طلایی را به یوان چین داده تا دست بالا داشته باشد و عملاً چین را در موقعیت گل طلایی برای تغییر نظام اقتصاد بین الملل قرار داده است.
بعد از جنگ جهانی دوم با برگزاری اجلاس برتون وودز دلار به عنوان پول جهان روا مطرح شد، اکنون جنگ رمضان می تواند بعد از ۷۰ سال یوان را به عنوان واحد پولی جهان معرفی کند و اجلاس جدید بریکس می تواند برتون وودز قرن جدید باشد.