رمزگشایی از پشت پرده تغییرات قیمت دلار/ دلار همچنان ظرفیت کاهش قیمت را دارد؟
هر بار که نشانهای از کاهش تنشهای سیاسی در روابط خارجی ایران دیده میشود، نخستین انتظار بازار کاهش نرخ ارز است. منطق این انتظار نیز روشن است؛ کاهش ریسکهای سیاسی، افزایش دسترسی به منابع ارزی، رشد صادرات نفت و تسهیل مبادلات مالی، باید به افزایش عرضه ارز و در نتیجه کاهش قیمت دلار منجر شود. اما تجربه اقتصاد ایران بارها نشان داده است که این رابطه، آنقدرها هم ساده نیست. به گزارش راهبرد معاصر، اگر منابع ارزی بلوکهشده آزاد شوند و درآمدهای نفتی نیز افزایش یابد، از منظر اقتصاد متعارف باید فشار تقاضا در بازار ارز کاهش پیدا کند. در چنین شرایطی، انتظار افت نرخ دلار، انتظاری غیرمنطقی نیست. با این حال، آنچه در عمل مشاهده میشود، این است که بازار ارز بیش از آنکه تابع حجم دلارهای ورودی باشد، تحت تأثیر نحوه مدیریت این منابع قرار دارد.
دلار در اقتصاد ایران فقط یک ارز خارجی نیست؛ به تدریج به یکی از مهمترین ابزارهای تنظیم بودجه، تأمین مالی دولت و مدیریت تعادلهای اقتصادی تبدیل شده است. به همین دلیل، هر کاهش قابل توجه در نرخ ارز، تنها یک اتفاق در بازار نیست، بلکه بر درآمدهای ریالی دولت، تراز مالی و حتی رفتار سایر بازارها نیز اثر میگذارد. از همین رو، سیاستگذار معمولاً میان دو هدف قرار میگیرد؛ از یک سو کنترل تورم و کاهش فشار معیشتی، و از سوی دیگر حفظ تعادل منابع مالی دولت.
از منظر ارتباطات اقتصادی نیز موضوع قابل تأمل است. بازار ارز بیش از آنکه با «خبر» حرکت کند، با «برداشت از خبر» حرکت میکند. اگر فعالان اقتصادی احساس کنند که کاهش تنشهای سیاسی پایدار نیست یا دولت تمایلی به کاهش محسوس نرخ ارز ندارد، منابع ارزی جدید نیز الزاماً به کاهش قیمت دلار منجر نخواهد شد. در چنین فضایی، «مدیریت انتظارات» جایگزین «مدیریت بازار» میشود و سیاستگذار تلاش میکند به جای کاهش سریع قیمت، از شکلگیری نوسانات شدید جلوگیری کند.
در این میان، هرگونه اختلال طولانی در شبکه بانکی یا محدودیت در ارائه خدمات مالی، صرفنظر از علت آن، یک مسئله صرفاً فنی نیست؛ بلکه به یک پیام اقتصادی تبدیل میشود. بازار نسبت به خلأ اطلاعات بسیار حساس است. هرچه ابهام بیشتر باشد، احتمال شکلگیری شایعات، تحلیلهای غیررسمی و رفتارهای احتیاطی نیز افزایش مییابد. از این رو، اگر چنین اختلالهایی ادامه پیدا کند، انتظار افکار عمومی برای دریافت توضیحی شفاف و مستند، کاملاً طبیعی است.
نکته مهم این است که بازار ارز تنها با دلار تغذیه نمیشود؛ با اعتماد نیز تغذیه میشود. اگر اعتماد به پایداری سیاستهای اقتصادی افزایش یابد، حتی منابع ارزی محدود نیز میتواند به ثبات بازار کمک کند. اما اگر این اعتماد وجود نداشته باشد، ورود منابع ارزی ممکن است تنها اثری کوتاهمدت بر بازار بگذارد.
بنابراین، پرسش اصلی این نیست که آیا دلار ظرفیت کاهش قیمت را دارد یا خیر؛ بلکه این است که آیا سیاستگذار چنین کاهشی را با اهداف کلان اقتصادی و مالی خود همسو میبیند یا نه. پاسخ به این پرسش، مسیر آینده بازار ارز را بیش از هر خبر سیاسی دیگری تعیین خواهد کرد.
در نهایت، نرخ دلار را نباید فقط از پشت تابلوی صرافیها تحلیل کرد. قیمت ارز، آینهای از روابط خارجی، سیاست مالی، حکمرانی اقتصادی، انتظارات جامعه و سطح اعتماد فعالان بازار است. هرگاه این متغیرها در یک مسیر قرار گیرند، کاهش نرخ ارز میتواند پایدار و واقعی باشد؛ اما اگر میان اقتصاد و سیاست شکاف وجود داشته باشد، حتی اخبار مثبت نیز الزاماً به افت قابل توجه قیمت دلار منجر نخواهد شد./ اطلاعات