جزییات صدا‌های انفجار شنیده‌شده در جزیره خارگ اطلاعیه شعام درباره اخبار خلاف واقع حوزه حمل و نقل هوایی؛ ادعای تصمیم ایران برای مقابله به مثل کذب است/ مذاکرات برای رفع موضوع در جریان است هشدار سخنگوی ارشد نیرو‌های مسلح به آمریکا و اسرائیل: این‌بار ضربات ایران سنگین‌تر خواهد بود عزیزی رئیس کمیسیون امنیت ملی: ترک کردن را خوب تمرین کنید! پزشکیان به فاکس‌نیوز: برابر حمله مقاومت می‌کنیم؛ ایران تسلیم نمی‌شود سردار رضایی: رئیس‌جمهور موضع و صدای‌ حقوق ملت ایران را به جهان رساند خاتمی: رئیس‌جمهور سازمان ملل را به دادگاه تبدیل کرد واکنش غریب‌آبادی به ادعاهای نتانیاهو: جهان فریب روایت‌سازی را نمی‌خورد قالیباف: لاریجانی شخصیتی ستودنی و به‌یادماندنی برای انقلاب بود تأکید لاوروف و عراقچی بر لزوم حل‌ مسائل منطقه از طریق دیپلماسی آغاز رزمایش 40 هزار موتورسوار جان‌فدا در تهران سردار حسن‌زاده: دشمن می‌داند ملت جان‌فدای ایران شکست‌ناپذیر است پزشکیان: ما جنگ را انتخاب نکردیم؛ جنگ بر ما تحمیل شد سرلشکر وحیدی: «از جنگ نمی‌ترسیم»؛ ندای استوار ملت ایران است رایزنی عراقچی و همتای اوکراینی درباره حمله به کشتی ایرانی در دریای خزر

روایت حداد عادل از زندگی دختر و دامادش در آپارتمان صدمتری

حدادعادل غلامعلی حدادعادل گفت: هر هفته به دیدن ایشان و دخترم و بچه هایشان می‌رفتم و خیلی وقت‌ها اتفاق می‌افتاد که مثلا ساعت ۸، ۹ شب به آپارتمان ۱۰۰ متری که داشتند و با سه تا بچه در آنجا زندگی می‌کردند، همان جایی که به دروغ در فضای مجازی می‌گفتند که فرزند اولش را در بیمارستانی در لندن به دنیا آورده است.
تاریخ انتشار: ۱۹:۰۳ - ۳۱ تير ۱۴۰۵ - 2026 July 22
کد خبر: ۳۱۴۰۵۱

به گزارش راهبرد معاصر، غلامعلی حداد عادل، در مراسم بزرگداشت رهبر شهید انقلاب و خانواده معزز ایشان گفت: هر هفته به دیدن ایشان و دخترم و بچه هایشان می‌رفتم و خیلی وقت‌ها اتفاق می‌افتاد که مثلا ساعت ۸، ۹ شب به آپارتمان ۱۰۰ متری که داشتند و با سه تا بچه در آنجا زندگی می‌کردند، همان جایی که به دروغ در فضای مجازی می‌گفتند که فرزند اولش را در بیمارستانی در لندن به دنیا آورده؛ الان هم در فضای مجازی هست، اگر جست‌و‌جو کنید می‌آید، چه تصویری از زندگی ایشان می‌ساختند، سراسر دروغ.

وی ادامه داد: می‌دیدم زهرا نیست. به آقا مجتبی می‌گفتم زهرا کجاست؟ می‌گفت مدرسه است، شب مانی دارند. خودش به سه تا بچه‌اش می‌رسید. یکی را شام می‌داد، یکی را می‌خواباند. هر سال که همسرش، دانش آموزان را به راهیان نور می‌برد، این سه فرزند را به شوهرش می‌سپرد و یک هفته تمام سید مجتبی عزیز خانه داری می‌کرد و بچه داری می‌کرد و خم به ابرو نمی‌آورد./ دانشجو 

مطالب مرتبط
ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار